حجاب زن مسلمان
حجاب زن مسلمان مفتی عبدالصمدغياثي
قالب وبلاگ

 

حجاب زن مسلمان

نویسنده:  مفسر قرآن مولانا مفتی عبدالصمد غیاثی

 مقدمه شیخ الحدیث استاد سید محمد یوسف حسین پور

مدیر  حوزه علمیه عین العلوم گشت سراوان

بسمه سبحانه وتعالی

   نحمده و نصلی علی رسوله الکریم

           از آن جایی که جامعه بشریت جهت عمران وآبادی جهان آفریده شده است و وظیفه خلافت فی الارض به دوش او  گذاشته  تا عدالت اجتماعی در روی زمین پیاده گردد وبرقراری وابسته به اجتماع است که زن ومرد با هم در رشد اجتماع نقش به سزایی دارند اما اختلاط وبی بند وباری آن ها به جای این که عدالت و مساوات را برقرار نماید منجر به فتنه وفساد می شود در قرون متمادی قبل از اسلام وبعد از آن در ملل غیر مسلمان نسبت به زن به صورت افراط و تفریط ظلم وتعدی به کار رفت و تنها دین مبین اسلام آن آیین آسمانی است که هر یکی از مرد و زن را به مقام ویژه خود نشاند و امور مختص به هر یکی  را  به خود او واگذار نمود و در عصر حاضر که دم از حقوق بشر زده می شود و به بهانه اینکه زن در گذشته از حقوقش محروم

مانده یک رویه بی بند وباری به نام آزادی در جهان حکم فرماست که زن را از مقام والای عفت و پاکدامنی به بازار بی عفتی کشانده است واز عزت و شرافت ستر و حجاب او را لخت وعریان عرضه جوانان ناباب در آورده است نیاز داشت که مقام والایش به او نشان داده شود وشرط ستر وحجاب به او معرفی شود تا که او شخصیت خویش را بشناسد و متوجه باشد که شکارچیان بی عفت به بهانه دوستی روش دشمنی با او به کار نبرند.

              برادر برومند وعزیزم جناب مولانا عبدالصمد غیاثی آستین جد وکوشش را بالا زده وارد میدان شده مسئله پرده و حجاب اسلامی  را از روی تعالیم عالیه قرآن وسنت مورد بحث وبررسی قرار داده خواهران عزیز را به مقام والایشان راهنمایی فرموده است . بنده مواردی چند از رسالله فوق را مطالعه نمودم که به طور مشت نمونه خروار می توان گفت کتاب بسیار مفیدی است  که هر مرد وزن با مطالعه آ ن می تواند از این حکم شرعی اطلاع یافته بر آن عامل قرار گیرد خداوند متعال به فضل وکرم خویش به برادر موصوف در قبال زحمات گرانمایه اش پاداش خیر عنایت فرموده خوانندگان و مستفیدین از این رساله را فرصت و توفیق حداکثر  استفاده را بدهد و به برادر  محترم جهت اقدام چنین کارهای مفید اجتماعی موفقیت بیشتر عنایت بفرماید. و ما ذلک علی الله بعزیز.

محمد یوسف حسین پور

مدرسه عین العلوم گشت 18 صفر المظفر 1420 هــ

مقدمه استاد بزرگوار مفتی محمد قاسم قاسمی

الحمد لله رب العالمین والصلاة والسلام علی رسوله محمد وعلی اله واصحابه اجمعین

              اسلام بهترین آئین زندگی و تضمین کننده ی سعادت دنیا وآخرت است ، تعالیم اسلام تنها به مراسم منحصر نیست بلکه تمام شئون فردی و اجتماعی بشر را در بر می گیرد ، حقوق و وظائف هر فرد و هر قشر در آئین اسلام به تفضیل بیان شده است.

             زنان در هر جامعه بیش از نیمی از جمعیت آن جامعه را تشکیل می دهند در طول تاریخ جوامع بشری نسبت به نقس زن وظائف و حقوق او دیدگاههایی متفاوتی داشته اند.

            قبل از اسلام تمدن های شرقی زنان را لکه ی ننگی بر دامن بشریت می پنداشتند ،  رومی ها معتقد بودند که زنان ارزشی بالاتر از کالای خانه ندارند ، یونانی ها زنان را حزب شیطان قلمداد می کردند ، در تورات محرف زن موجودی است مقرون به لعنت ، در تعالیم کلیسا زنان همچون خس وخاشاک یا علف های هرزه در باغ بشریت محسوب می شوند ، بر عکس این همه ، از دیدگاههای اروپائیان زن همچون خدا قابل پرستش بود.

در جوامع عربی زن از بدو تولد محکوم به قتل  واعدام بود، دختران از حق حیات محروم بودند ، و در صورت زندگی از میراث پدر وشوهر بهره ای نداشتند ، بعد ازدر گذشت شوهر ، زن به مانند بقیه اموال شوهر  به عنوان ارث به یکی از فامیل های شوهر متعلق می شد. با زنان هنگام عادت ماهیانه شان همچون موجودی س تا پا نجس بر خورد می شد.

       متاسفانه در جوامع هندی هنوز رسم دختر کشی و رسم «ستی»( سوزاندن زن هنگام وفت شوهر) ادامه دارد ، ودر میان بعضی ازر گرو ها جزء افتخارات بشمار می رود .

         به طور مسلم جهان بینی اسلامی هیچ کدام ار این دیدگاههای جاهلی  وافراطی را مورد تائید قرا ر نمی دهد ، اساس تعالیم اسلامی ب عدل واعتدال استوار است.

          اروپایی ها نوین با سه شعار افراطی : مساوات زن ومرد 2- آزادی مطلق زنان 3- اختلاط بی قید وشرط مردان وزنان ، جهان را به منجلاب فشاد وتباهی کشانده است.

از آن جایی که تعالیم اسلام زائیده تفکر بشر نیست رواز منبع وحی سرچشمه می گیرد ، لذا در همه ابعاد عدل واعتدال را در نظر گرفته است و برای هر یک از قشر زن ومرد ضمن مساوات در حقوق ، وظائف خاصی مناسب حال شان بیان نموده است.

         یکی از وظائف مهم زن حفظ حجاب و ستر می باشد.

          فلسفه حکم حجاب وفائده بزرگ آن ، همانا حفظ گوهر عفت وپاکدامنی وارزش دادن به شخصیت زن  است.

          آری حجاب هرگز اسارت نیست بلکه شرافت است حجاب و ستر یکی از ارمغان های ارزنده اسلام برای قشر زنان است .

خداوند مهربان با بعثت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم نعمت های بی شماری بر زنان ارزانی داشته فرمود ، حقوق آن ها را مشخص کرد ، آن ها را از طلم وستم جاهلیت نجات داد .و به منظور اینکه عفت شان مصون بماند حجاب را برای آنان فرض قرار داد.

          خداوند خالق زن ومرد است او بهتر می داند که در هر یک از آن ها چه غرایزی به ودیعت نهاده است چه عاملی باعث تحریک غرایزشان می گردد و وروابط مردان وزنان چگونه باید باشد.

         سعادت مردان وزنان مسلما در اطاعت از دستور های پروردگار مهربان شان است ، پروردگاری که هرگز سختی ومشکل را برای بندگانش نمی پسندد بلکه برای آن ها در تمام احکام آسانی وسهولت را در نظر گرفته است : « یرید الله بکم الیسر ولا یرید بکم العسر» همانا حکم حجاب و ستر یک تکلیف برای زنان مسلملن است ، که البته ممکن است در بعضی شرایط از انجام تکلیف احساس زحمت نماید

نه به این خاطر که خود تکلیف موجب زحمت است بلکه گاهی هموار نبودن جو  و محیط باعث زحمت می  گردد اما یک زن مسلمان نباید تحت تاثیر شرایط جو و محیط واقع شود ، و به خاطر این وآن پروردگارش را ناراضی کند.

              با توجه به فتنه های گوناگون وبی بند وباری های موجود در جامعه  و وجود عواملی که موجب تحریک غرائز می شوند ، آگاه بودن به مسائل حجاب و عمل بر آن بیش از هر زمان فرض ولازم است بر اولیاء خانواده ها لازم است بیش از پیش بر اجرای احکام و دستور های و توصیه های رسول اکرم صلی الله علیه وسلم درباره ستر وحجاب تاکید ونظارت دائم داشته باشند و در این خصوص هر گونه سهل انگاری و بی تفاوتی را مهلک و خطرناک بدانند البته جانب حکمت ، نصیحت  و تفهیم را نباید نادیده گرفت .

              از دیر باز احساس نیاز می شد که کتابی مختصر وجامع که در پرتو آیات قرآن مجید و احادیث نبوی و اقوال فقهاء و بزرگان درباره حجاب بحث نماید و به رشته تحریر در آید و به خواهران مسلمان تقدیم شود ، تا اینکه برادر فاضل وبرومند مولوی عبدالصمد غیاثی آستیت  همت بالا زد وبعد از تلاش و مطالعات زیاد کتاب حاضر را به رشته تحریر در آورد .

            بنده این کتاب را از اول تا آخر مطالعه واز آن استفاده نمودم امیدوارم تمام خانواده های مسلمان از این کتاب استقبال نموده و از مطالب و محتوای آن مستفید گردند.

          از صمیم قلب دعا می کنم الله تعالی این اثر مفید  را قبول فرموده و به توفیقات نویسنده عزیز بیفزاید. وهو المستعان وعلیه التکلان

محمد قاسم قاسمی

دار العلوم زاهدان 1 – صفر1420 هـ

پیشگفتار نویسنده

بسم الله الرحمن الرحیم

              الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لو لا ان هدانا الله والصلوه والسلام علی رسوله محمد و علی اله واصحابه اجمعین اما بعد:

              کتاب که در دست دارید در مورد حجاب که یکی از مسائل بسیار مهم و حیاتی می باشد نگاشته شده است . حجاب برای زن همچون حصاری است دور بوستان که در حفاظت و نگهداری آن نقش موثری دارد حجاب نیز به ارزش و مقام زن می افزاید و مرتبه ی او را بلند می کند.

              در این رساله این سوء تفاهم که برخی دو مساله سترعورت وحجاب را یکی پنداشته و نسبت به فهم حجاب دچار اشتباه شده اند برطرف نموده و آیاتی که مربوط به هریک از این مساله هستند از کتب تفاسیر توضیحاتی داده شده است . در پایان از خداوند می خواهم که آن را نافع بگرداند.

 

عبدالصمد غیاثی

مدرس حوزه علمیه دار القرآن سراوان

 

فلسفه پیدایش زن

امروزه بر اثر تهاجم افکار غربی این سر وصدا که اسلام زن را در نقاب یا پرده کرده و او را به این صورت خفه نموده ودر  چهار دیواری زندانی نموده است هر کجا به گوش می رسد اما در حقیقت ، این تبلیغات نتیجه این است که اینگونه افراد از هدف و مقصد پیدایش زن آگاهی ندارند ودنیا را مدّنظر قرار داده اند. اگر ایمان دارند که خالق  تمام کائنات وانسان ونیز خالق مرد وزن  خداوند  است ، باید این را از خدا بپرسید که مرد به چه هدف و مقصدی آفریده شده است و زن برای چه خلق شده است ؟ یا به عبارتی دیگر هدف اصلی از پیدایش مرد وزن چیست؟

             اگر خدا نخواسته به این ایمان ندارند . بحث و گفتگو با  ایشان عبث وبیهوده است. مهم تر آن است که در فکر اصلاح ایمان واعتقاد خویش باشند لیکن اینگونه افراد از این نکته غافلند که اگر مرد وزن به یک هدف و غرض آفریده می شد ند؟ دیگرنیازی نبود که از نظر جسمانی با هم متفاوت با هم متفاوت باشند ، نظام جسمانی مرد با نظام جسمانی زن متفاوت است ، مزاج مرد با مزاج زن فرق دارد، صلاحیت مرد با صلاحیت زن یکی نیست ، خداوند هر دو صنف را طوری  آفریده که در خلقت و نظام آن فرق اساسی نهاده است. لذا این گفته که میان مرد وزن فرقی وجود ندارد خلاف قانون فطرت است ، تمدن جدید این فرق اساسی وفطری را نادیده گرفته گرفته ودر نابود ساختن آن نهایت تلاش را نموده است تا جائیکه مرد وزن در گذاشتن و کوتاه نمودن موی سر وپوشیدن لباس و ... از یکدیگر تقلید می نمایند.1

           در قرآن مجید در مورد فلسفه پیدایش زن ومرد به دو مطلب اشاره شده که ما به صورت اختصار هر یک را مورد بررسی قرار  می دهیم.

فلسفه  اول سکون وآرامش مرد

خداوند یکی از فلسفه های پیدایش زن را چنین بیان می فرماید : وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ»  از نشانه های قدرت خداوند آن است که از خودتان برایتان جفت هایی قرار داد تا بدان آرامش یابید و میان شما مودّت و رحمت قرار داد ، همانا در این پیدایش نشانه ها است برای قومی که فکر کنند.

1- اصلاحی خطبات ، مولانا محمد تقی عثمانی   2- سوره روم ، آیه 21

      باید دانست که زن برای مرد ومرد برای زن منشا آرامش است ، زیرا آرامش دل بواسطه ی همسر است ، دل مرد زمانی آرام می گیرد زنی عفیف وپاکدامن داشته باشد ودل زن زمانی سکون و اطمینان پیدا می کند که مردی نیک وصالح برایش میسر گردد .اگر زن ، زن باشد ومرد ، مرد باشد اضطراب خاطر بوجود نمی آید.

            قرآن کریم با توجه به نیاز های بشر به وجود همسر ، آن را در یک جمله خلاصه نموده فرمود : لتسکنوا الیها» تا اطمینان بیابید به سوی آن. از این آیه مفهوم می گردد که فلسفه پیدایش زن سکون و راحت قلب است ، در خانه ای که این نعمت بزرگ الهی وجود داشته باشد از نظر زندگی زناشویی کامیاب است و خانه ای که از این نعمت عظمی محروم باشد اگر تمام روی زمین در  اختیار وی باشد باز هم ناکام ونامراد است.

             از ابی نجیح رضی الله عنه روایت است که پیامبر گرامی صلی الله علیه وسلم فرمودند : « مسکین مسکین ، مسکین رجل لیست له امرأة . قیل یا رسول الله ، وإن کان غنیاً ذا مال؟ قال : وإن کان غنیاً من المال ».1

1- مجمع الزوائد ج4 ص 521

مسکین است ، مسکین است ، مسکین است ، مردی که همسری ندارد گر چه دارای ثروت زیادی باشد ، مسکین است ، مسکین است ، مسکین است ، زنی که شوهر نداشته باشد گر چه دارای مال فراوان باشد .

           نیز فرمودند :« الدُّنْیَا مَتَاع، وخَیْرُ مَتَاعِهَا المرْأةُ الصَّالحةُ»1 .دنیا کالائیست وبهترین کالای آن زن نیکوست .

فلسفه دوم ابقاء نسل

خداوند  ، یکی  دیگر از انعامات خویش و هدف از خلقت زن را چنین بیان می فرماید: « وَاَللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَزْوَاجِکُمْ بَنِینَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَکُمْ مِنْ الطَّیِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ یُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللَّهِ هُمْ یَکْفُرُونَ » .2

               و خداوند از نفسهایتان برایتان جفت هایی قرار داد و از آن جفت ها برایتان اولاد ونبیره قرار داد و شما را از پاکیزگی ها رزق داد آیا کفار به باطل ایمان می آورند و به نعمت های خداوند کفر می ورزند؟

1-رواه مسلم ، ریاض الصالحین باب الوصیة بالنساء 2- سوره نحل آیه72

       از حضرت انس رضی الله عنه روایت است که رسول خدا صلی الله علیه وسلم به همسر داری وتشکیل خانواده دستور می داد واز ازدواج نکردن شدیدا نهی نموده می فرمود : « تَزَوَّجُوا الْوَلُودَ الوَدُودَ؛ فَإنِّی مُکَاثِرٌ بِکُمُ الأمَمَ یَوْمَ الْقِیَامةِ ».1 با زنان بسیار بچه دار شوندهوبسیار دودستدار و محبوب ازدواج نمائید زیرا من د فزونی عدد به شما بر انبیاء در روز قیامت افتحار می نمایم.

1-                      مجمع الزوائد ج4 ص 258

              پس هدف اصلی از پیدایش زن دو چیز است 1- مرد بدان آرامش خاطر یابد ، 2- نسل انسان باقی بماند ، گویا زن کارخانه ی بزرگ انسان سازی است ، کارخانه هر اندازه برنامه ی کاری اش مرتب تر باشد به همان اندازه کالاهای مرغوب تری به جهان عرضه می کند ، زن نیز هر چند پاکدامن تر باشد و به وظایفش بهتر عمل نماید انسان های پاک تر وبر جسته تری به جامعه تحویل می دهد .

فلسفه ازدواج

           دانستیم که وجود زن جهت آسایش و آرامش مرد ، و همچنین برای بقاء نسل بشر امریست لازم ، البته از این نکته نباید غافل باشیم که این اطمینان و توالد و تناسل در صورتی میسر است که ، تعلق و

رابطه ی مرد و زن با نکاح شرعی و و ازدواج دائم باشد و حجاب شرعی در محیط خانواده حاکم باشد ،  در ممالکی که انسان ها بر خلاف قوانین اسلامی روش های حرام وناجایز را ترویج داده اند اگر کاملا بررسی کنیم می بینیم که در زندگی آن ها سکون و راحت قلبی وجود ندارد . در زندگی زناشوئی این نیز لازم است که طرفین حقوق همدیگر را مراعات نمایند ، وگر نه بر اثر بروز اختلافات ، سکون واطمینان خاطر از خانواده ها برچیده خواهد شد و تنفر وانزجار جای آن را خواهد گرفت که سر انجام طلاق و جدائی را به دنبال دارد ، و تنها حجاب اسلامی است که احساسات و عواطف زوجین را به خودشان منحصر می سازد و دوستی والفت ، صفا وصمیمیت را به ارمغان می آورد.

         یکی دیگر از انعامات خداوندی این است که  این حقوق تنها حیثیت شرعی و قانونی بودن را ندارد ، بلکه خداوند آن ها  طبعی و وجدانی قرار داده است ، چنانکه بین مادر وپدر  و فرزند آن چنان محبتی فطری موجود است که مادر  وپدر ، فرزند  خویش را از جانشان بیشتر محافظت می نمایند و در قلوب اولاد نیز همان محبت والفت به امانت نهاده شده است ، این ارشاد خداوندی که می فرماید : « وَجَعَلَ بینکم مودة ورحمة» به همین مطلب اشاره دارد ، یعنی ، تعلق زوجین با همدیگر فقط  قانونی وشرعی نیست بلکه قلوب  شان نیز با محبت و رحمت با یکدیگر وابسته است.

            ود ومحبت ، یعنی دوستی و حاصل آن محبت والفت است در اینجا خداوند دو کلمه را اختیار فرمود: 1- مودت ، 2- رحمت ، غالبا مودت به جوانی تعلق دارد چون این زمانی است که خواهشات طرفین را بر محبت والفت مجبور خواهند کرد ، و زمان پیری که این شوق و علاقه نابود می گردد ، طبیعتا رحمت و ترحم جای آن را خواهد گرفت .1

دستور ازدواج

                 تاخیر ازدواج کار مشروعی نیست و خداوند یکی از راه های مبارزه با فحشاء را ازدواج دانسته و با صراحت تمام به آن دستور می دهد چنانکه می فرماید : وَ أَنْکِحُوا الْأَیامى مِنْکُمْ وَ الصَّالِحینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ 2 مرد بی همسر و زن بی شوهر را به نکاح بدهید ونیز از غلامان وکنیزان آن هایی را که نیکوکارند ، اگر فقیر باشند خداوند از فضل خویش آنان را غنی می گرداند ، خداوند  رحمتش وسیع و  نسبت به آینده دانا است . هرگاه پسران و

1- معارف القرآن ج6 ص 736   2- سوره نور 32

  دختران جوان قبل از ازدواج با همدیگر تماس وبرخورد داشته باشند قوه ی شهوانی ، آنان را وادار می کند تا با هم پیمان دوستی ببندند وبه هر طریق ممکن غریزه ی شهوانی خویش را ارضاء نمایند .خداوند جهت  رهایی از این مرض مهلک ونجات خانواده  و جامعه از این هلاکت آن ها را به ازدواج دستور می دهد ومی فرماید : اگر کسی پیش شما پیغام دامادی فرستاد چنین تصور ننمائید که این شخص فقیر ونادار است زیرا خداوند قادر است که آنان را از فضل خویش توانگر بگرداند.

           پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وسلم نیز به نوبه ی خود بر این امر تاکید نموده می فرماید :

« إِذَا جَاءَکُمْ مَنْ تَرْضوْنَ دِینَهُ وخُلُقَهُ فَزوِّجُوهُ ، إلاَّ تَفْعَلُوا تَکُنْ فِتْنَة فِی الأَرْضِ».1زمانی که شخصی پیش شما آمد که دین واخلاقش مورد رضایت شما بود او را داماد کنید اگر چنین نکنید فتنه و فساد بزرگی در زمین بر پا می گردد . از این حدیث چنین بر می آید که تاخیر در ازدواج به هر علتی که باشد نقش بزرگی در مفاسد اجتماعی دارد و تنها راه مبارزه با آن ازدواج می باشد. کسانی که از این دستور سر پیچی می کنند ، باید منتظر فساد در خانواده خویش باشند.

1- تفسیر کبیر ج23 ص211

 

فلسفه حجاب

             برای اینکه کانون گرم خانواده ، ومحبت زوجین باقی بماند و اختلاف ونفرت آن را به سردی نکشاند خداوند قید وبنده ا و محدودیت هایی را برای هر یک از مردان وزنان مقرر فرمود تا با رعایت نمودن آن زندگی راحت وخوشی را بگذرانند.

            فلسفه حجاب چیز مکتوم وپنهانی نیست زیرا : بی حجابی زنان که طبعا پیامدهایی همچون آرایش ، ناز وکرشمه وامثال آن را همراه دارد  و آمارهای قطعی و مستند نیز نشان می دهد که با افزایش بی حجابی در جهان طلاق و از هم گسیختگی زندگی زناشوئی در دنیا به طور مداوم بالا رفته چرا که « هر چه دیده بیند دل کند یاد» و هر چه دل ، یعنی ، هوس های سرکش بخواهد به هر قیمتی باشد به دنبال آن می رود وبه این ترتیب هر روز دل به دلبری می بندد وبا دیگری وداع می گوید.

            گسترش دامنه ی فحشاء وافزایش فرزندان نامشروع از دردناکترین پیامد های بی حجابی است که نیازی به ارقام وآمار ندارد و دلائل آن در جوامع غربی آن قدر نمایان است که حاجی به بیان ندارد.

مسئله ابتذال زن و سقوط شخصیت او در این میان نیز حایز اهمیت فراوان است . هنگامی که جامع زن را با  اندام تحریک آمیزش بخواهد طبیعی است که روز به روز تقاضای آرایش بیشتر و خود نمایی افزونتر از او دارد . در جامعه ای که تنها افتخار زن ، جوانی زیبائی و خودنمائی اش شده  وبه این ترتیب مبدل به وسیله ای برای اشباع هوسهای سرکش یک مشت آلوده و انسان دیو صفت می گردد . در چنین جامعه ای با ویژگی های اخلاقی اش ، زن چگونه می تواند آگاهی و دانایی اش را جلوه گر نماید؟ و حایز مقام والای خویش گردد ؟1

1-     تفسیر نمونه ج 14 ص 443

ترتیب برنامه ی حجاب

      در اینجا به اصل مطلب که همان حجاب وعفت بانوان می باشد می رسیم . حجاب همچون برخی از احکام دیگر به تدریج نازل گشت ، در ابتدا خداوند مرد و زن اجنبی را را از گفتگوی رو در رو  

نهی فرمود . و زن همچون گذشته از خانه بیرون می رفت و هیچ مانعی هم نبود بعد از آن آیه فرود آمد که مرد وزن زمانیکه در راهی برخود می کنند نباید به همدیگر نگاه کنند بلکه چشمهایشان را پائین بیندازند ، و زنان به پنهان ساختن زیور آلات امر شده اند ، بعد از آن دستور رسید که زنان هنگام خروج از منازل با چادر بزرگ وسیاه از سر تا قدم ، حتی چهره را هم بپوشاند تا از نگاه های تند وشهوت انگیز انسان های شیطان صفت محفوظ بمانند ، سرانجام دستور خانه نشینی صادر شد که شما زنان در خانه هایتان بمانید و بدون ضرورت خارج نگردید.

واژه ی حجاب در قرآن

              حجاب در لغت به معنی حائل شدن ، پوشاندن و مانع شدن و در اصطلاح حجاب همان پوشش مخصوص زنهاست. در قرآن مجید در هفت آیه واژه حجاب به کار رفته به شرح ذیل اند :

1- وَ بَیْنَهُما حِجابٌ وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ یَعْرِفُونَ کُلاًّ بِسیماهُمْ»1 . میان بهشت و دوزح حجابیست و بر اعراف مردانی قرار دارند که هر یک از بهشتیان ودوزخیان را به قیافه هایشان می شناسند.

1-      سوره اعراف آیه 46

2-  وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً»1 و چون قرآن بخوانی میان تو و آنانکه آخرت را باور ندارند پرده ای که ساتر باشد قرار می دهیم.

3-  فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِم حِجَاباً فَأَرْسَلْنَآ إِلَیْهَآ رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً سَوِیّاً ».2 پس یک جانب ایشان پرده ای قرار گرفت سپس روح خود ( جبرائیل) را به سوی او فرستادیم آنگاه به شکل انسانی کامل و درست اندام در مقابل بی بی مریم ظاهر شد.

4-  وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ»3 چون طلب کنید از همسران پیامبر صلی الله علیه وسلم چیزی را بطلبید آن را از پشت پرده.

5-  فَقَالَ إِنِّى أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَیْرِ عَن ذِکْرِ رَبِى حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ ».4 گفت همانا من دوست داشتم این اسب ها را از قبیل رغبت به مال اعراض کنان از ذکر پروردگار خود تا آنکه آفتاب در پرده پنهان شد.

1-                 سوره بنی اسرائیل آیه 45  2- مریم آیه 17 3- احزاب آیه 53  4- ص آیه 32

6-  «وَ قالُوا قُلُوبُنا فِی أَکِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَیْهِ وَفِی آذانِنا وَقْرٌ وَمِنْ بَیْنِنا وَبَیْنِکَ حِجابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنا عامِلُونَ».1گفتند دل های ما در پرده است از آنچه ما را به سوی آن می خوانی و در گوش های ما گرانی است و میان ما و تو حجابی است پس عمل کن البته ما هم عمل کننده ایم.

7-    «وَ ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْیاً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولًا»2

ممکن نیست برای هیچ بشری که خداوند با وی کلام کند مگر به صورت فرستادن وحی برآن ، یا از پس پرده با وی سخن گوید و یا اینکه فرشته ای بفرستد و با او صحبت کند.

          در تمام این آیات حجاب به معنی پرده ، مانع و پنهان شدن آمده  ، خصوصا آیه شماره 4 که به آیه حجاب نام گذاری شده است.

1- فصلت آیه 5      2- شوری آیه 51

سبب نزول حجاب

              در مورد سبب نزول حجاب احادیث متفاوت اند از روایتی که امام بخاری رحمه الله در « کتاب الوضو » بیان نموده چنین بر می آید که حکم حجاب در داستان حضرت سوده (رض) نازل شده و از روایت « کتاب التفسیر» معلوم می گردد که هنگام ولیمه حضرت زینب (رض) حکم حجاب فرود آمد.

        حافظ ابن حجر رحمه الله می فرماید : در اینجا واقعه ی دیگری نیز وجود دارد ، البته تمام این روایات  با هم متقاربند از این سبب است که نزول حجاب گاهی به این واقعه و گاهی به دیگری نسبت داده  می شود.

        علامه انور شاه کشمیری رحمه الله می فرماید : آنچه از الفاظ احادیث بر می آید این است که این حکم در هر واقعه ای جداگانه نازل گشته ، البته چون روایات با هم متقاربند ، نزول آن به به دیگری نسبت داده  در این صورت باید آن دسته از آیاتی که در مورد داستان سوده (رض) نازل شده اند غیر از آن هایی باشند که در داستان زینب فرود  آمده اند ، لیکن حافظ ابن حجر روایاتی را ذکر نموده که به صراحت دال بر این است که :  در هر واقعه  به عینه همان یک آیه نازل شده است.  مشهور این است که آیه  حجاب در مورد داستان حضرت زینب (رض) نازل گردیده است .

         مولانا محمد ادریس کاندهلوی رحمه الله می فرماید: « هنگام ولیمه حضرت زینب (رض) حکم حجاب  ، یعنی آیه « وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ» نازل شد     

این آیه را آیه ی حجاب گویند ، یعنی زن از مردانی که نکاحش با آن ها می تواند منعقد گردد ، باید در حجاب باشد.  و آیاتی که در سوره ی نوراند ، یعنی « وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ – الی قوله -لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ »  در مورد ستر عورت اند ، و این آیات را آیات ستر گویند . آیات فوق اظهار می دارند پوشیدن چه اندازه  از بدن ضروری و ظاهر نمودن چه اندازه از آن جایز است . بطور مثال : در خانه پوشیدن چهره و دو کف دست ضروری نیست ، زیرا اگر ستر ایشان در خانه هم ضروری باشد ، انسان دچار مصائب و مشکلات می گردد ،  و مقصود از عدم فرضیت این نیست که پیش هر گونه افراد ظاهر کرده  شوند ، اگر ظاهر کردن چهره پیش عموم جایز باشد پس نزول حجاب چه فایده ای دارد ! 1

1-     سیره ی مصطفی ج3 ، 171 ( ترجمه فارسی)

 

تاریخ نزول حجاب

دانستیم که سبب نزول حجاب ولیمه حضرت زینب بود ، اکنون لازم است که بدانیم آن حضرت صلی الله علیه وسلم حضرت زینب  را در چه سالی به نکاح خویش در آورد.

« قال قتادة والواقدی وبعض أهل المدینة تزوجها علیه السلام سنة خمس، زاد بعضهم فی ذی القعدة. قال الحافظ البیهقی تزوجها بعد بنی قریظة وقال خلیفة بن خیاط وأبو عبیدة معمر بن المثنى وابن مندة تزوجها سنة ثلاث والاول أشهر وهو الذی سلکه ابن جریر وغیر واحد من أهل التاریخ »1

1-     البدایة والنهایة ج4 ص 147 

              قتاده و واقدی و برخی علماء مدینه بر آنند که آن حضرت صلی الله علیه وسلم حضرت زینب (رض)  را در سال پنجم هجری در حباله ی نکاح خود در آورد و بعضی این را نیز افزوده اند که این نکاح در ماه ذیقعده صورت گرفت ، امام بیهقی می فرماید : بعد از غزوه بنی قریظه او را در نکاح  خویش در آورده ، اما خلیفة بن خیاط و ابوعبیده و معمر و ابن منده بر آنند که این نکاح سال سوم هجری بوقوع پیوست لیکن قول اول یعنی اینکه سال پنجم هجری صورت گرفت ، معروفتر است و همین قول را ابن جریر و بسیاری از مورخین اختیار نموده اند.

             ابن اثیر می نویسد : « فیها - السنة الخامسة من الهجرة- تزوج رسول الله صلى الله علیه وسلم زینب بنت جحش و هی ابنة عمّته» .1 در همین سال یعنی پنجم هجری پیامبر صلی الله علیه وسلم

1- الکامل فی التاریخ لابن اثیر ، ج2 ص 177

زینب بنت جحش را که  دختر عمه اش بود به نکاح خود در آورد.

                         پس معلوم شد که آن حضرت صلی الله علیه وسلم زینب بنت جحش را بعد از غزوه بنو قریظه در سنه 5 هجری در نکاح خود در آورد. گر چه مورخین در تاریخ وقوع این غزوه اختلاف نموده اند ، لیکن آنچه از مجموع روایات بدست می آید اینست که غزوه ی بنو قریظه و احزاب در ماه شوال سنه 5 هجری بوقوع پیوستند. در روز خندق (احزاب) حضرت عایشه (رض) در قلعه بنی حارثه که یکی از محکم ترین قلعه های مدینه بود قرار داشت  و این قبل از نزول حجاب بود.2 بعد از مراجعه از این غزوه ، فورا به سوی بنو قریظه حرکت نمودند و سعد بن معاذ در این غزوه وفات کرد . بعد از آن در ماه ذیقعده آن حضرت صلی الله علیه وسلم با حضرت زینب ازدواج نمود ، و این هفتمین نکاح بود.

        در شعبان سنه 6 هجری غزوه ی بنی مصطلق پیش آمد و این غزوه بعد از نزول حجاب بود ، چنانکه می فرماید: « فَخَرَجْتُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ بَعْدَ مَا أُنْزِلَ الْحِجَابُ فَکُنْتُ أُحْمَلُ فِی هَوْدَجِی»3 در این غزوه حضرت جویریه (رض) از جمله اسیران بود که

2- السیرة النبویة لابن هشام ، ص 237 ، تاریخ طبری الجزء الثانی ، ص 24   2- بخاری ، ج2 ص 594

بعد از آزادی در نکاح آن حضرت صلی الله علیه وسلم درآمد و این هشتمین نکاح بود.

        در واقعه افک حضرت زینب به نکاح آن حضرت صلی الله علیه وسلم قرار داشت چنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم زمانیکه در مورد حضرت عایشه (رض) از او پرسید ، در جواب گفت : «یَا رَسُولَ اللَّهِ أَحْمِی سَمْعِی وَبَصَرِی وَاللَّهِ مَا عَلِمْتُ عَلَیْهَا إِلَّا خَیْرًا 1» یا رسول خدا صلی الله علیه وسلم من گوش و چشمم را حفاظت می نمایم به خدا سوگند که بجز خیر و خوبی چیزی ندانسته ام.

           ذکر سعد بن معاذ (رض) در واقعه ی افک و مجادله ی آن با سعد بن عباده که در برخی روایات آمد ، وهم و گمان است زیرا سعد بن معاذ در غزوه در غزوه ی بنو قریظه که قبل از این واقعه بود وفات نمود .2

1- بخاری ج2 باب حدیث الافک 2- فیض الباری ج4 ص 105

داستان ولیمه ی حضرت زینب رضی الله عنها

       « عَنْ ابْنِ شِهَابٍ قَالَ أَخْبَرَنِی أَنَسُ بْنُ مَالِکٍ أَنَّهُ کَانَ ابْنَ عَشْرِ سِنِینَ مَقْدَمَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ الْمَدِینَةَ فَخَدَمْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ عَشْرًا حَیَاتَهُ وَکُنْتُ أَعْلَمَ النَّاسِ بِشَأْنِ الْحِجَابِ حِینَ أُنْزِلَ وَقَدْ کَانَ أُبَیُّ بْنُ کَعْبٍ یَسْأَلُنِی عَنْهُ وَکَانَ أَوَّلَ مَا نَزَلَ فِی مُبْتَنَى  رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ بِزَیْنَبَ بِنْتِ جَحْشٍ أَصْبَحَ النَّبِیُّ صَلَّى  اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ بِهَا عَرُوسًا فَدَعَا الْقَوْمَ فَأَصَابُوا مِنْ الطَّعَامِ ثُمَّ خَرَجُوا وَبَقِیَ مِنْهُمْ رَهْطٌ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَأَطَالُوا الْمُکْثَ فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَخَرَجَ وَخَرَجْتُ مَعَهُ کَیْ یَخْرُجُوا فَمَشَى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَمَشَیْتُ مَعَهُ حَتَّى جَاءَ عَتَبَةَ حُجْرَةِ عَائِشَةَ ثُمَّ ظَنَّ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَنَّهُمْ خَرَجُوا فَرَجَعَ وَرَجَعْتُ مَعَهُ حَتَّى دَخَلَ عَلَى زَیْنَبَ فَإِذَا هُمْ جُلُوسٌ لَمْ یَتَفَرَّقُوا فَرَجَعَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَرَجَعْتُ مَعَهُ حَتَّى بَلَغَ عَتَبَةَ حُجْرَةِ عَائِشَةَ فَظَنَّ أَنْ قَدْ خَرَجُوا فَرَجَعَ وَرَجَعْتُ مَعَهُ فَإِذَا هُمْ قَدْ خَرَجُوا فَأُنْزِلَ آیَةُ الْحِجَابِ فَضَرَبَ بَیْنِی وَبَیْنَهُ سِتْرًا »1

1-     بخاری ج2 ص192

              ابن شهاب می فرماید : « انس بن مالک به من خبر داد که هنگام تشریف فرمائی رسول الله صلی الله علیه وسلم به مدینه ده ساله بودم ، مدت ده سال که آن حضرت  صلی الله علیه وسلم حیات داشت ، در خدمت وی بودم و من از بقیه مردم نسبت به موضوع حجاب داناترم ، ابی ابن کعب مرا از آن می پرسید ، نخستین وقت نزولش زمانی بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم زینب بنت جحش را به نکاح خویش در آورد ، اولین بامداد از جشن عروسی آن حضرت  صلی الله علیه وسلم بود ، مردم را جهت صرف نهار دعوت نمود ، آن ها  پس از صرف غذا بیرون رفتند اما چند نفری با رسول الله صلی الله علیه وسلم نشستند ، تا اینکه نشستن به طول انجامید . حضرت انس  رضی الله عنه می فرماید : آن حضرت صلی الله علیه وسلم برخاست  واز حجره خارج شد ، من هم همراه وی خارج شدم تا آن ها هم بیرون روند، آن حضرت صلی الله علیه وسلم تا دروازه ی حجره ی عایشه  رضی الله عنها رفت ، سپس به گمان اینکه آن ها خارج شده اند برگشت و من هم همراه آن حضرت صلی الله علیه وسلم بودم ، تا اینکه نزد زینب رضی الله عنها آمد ، اما دید که آن ها هنوز نشسته اند ، دو مرتبه برگشت و من هم همراه وی بودم ، تا اینکه به دروازه ی حجره ی عایشه  رضی الله عنها رسید ، باز هم ب گمان اینکه آن ها برخاسته اند از آن جا برگشت ، من هم برگشتم ، این دفعه آن ها رفته بودند ، این جا بود که حجاب نازل شد و آن حضرت صلی الله علیه وسلم میان من وخودش پرده انداخت . از این حدیث مسائل ذیل مفهوم می گردد:

1-                 هنگام ولیمه حضرت زینب  رضی الله عنها ، حکم حجاب نازل گردید.

2-                دعوت ولیمه بعد از ازدواج سنت  می باشد.

3-    اگر شخصی جایی میهمان شد از نشستن زیاد که موجب ناراحتی میزبان گردد بپرهیزد.

4-    اگر شخصی این آداب را مراعات ننمود با او  طوری برخورد شود که به اشتباهش پی ببرد.

5-    حجاب آن است که پرده و حائلی در میان زن ومرد باشد تا یکدیگر را نبینند.

6-    زن باید از خدمتکذار هم در حجاب باشد.

7-    با وجود عدم احتمال فتنه ، باز هم حجاب واجب است.

8-           کثرت رفت و آمد و روابط صمیمانه در رعایت حجاب تاثیری ندارد.

9-    حجاب از پسر پانزده ساله نیز واجب است.

نقش حضرت عمر رضی الله عنه در نزول حجاب

      « عَنْ أَنَسٍ قَالَ قَالَ عُمَرُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ یَدْخُلُ عَلَیْکَ الْبَرُّ وَالْفَاجِرُ فَلَوْ أَمَرْتَ أُمَّهَاتِ الْمُؤْمِنِینَ بِالْحِجَابِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ آیَةَ الْحِجَابِ » . از حضرت انس رضی الله عنه مرویست که حضرت عمر رضی الله عنه فرمود : « گفتم یا رسول الله ! انسان های نیکوکار و بدکار نزد شما می آیند ، کاش شما امهات المومنین را دستور حجاب می دادی ! آنگاه خداوند آیه حجاب را نازل فرمود.1

1- بخاری ج2 ، ص 706

       این حدیث نشان می دهد حضرت عمر رضی الله عنه این را ناپسند که عموم افراد در جلوی ازواج مطهرات حاضر شوند ، لذا نخستین شخصی بود که به رسول الله صلی الله علیه وسلم پیشنهاد حجاب همسرانش را نمود ، اما ، چون تا بحال چنین حکمی از جانب خداوند فرود نیامده بود ، آن حضرت صلی الله علیه وسلم به آن اقدام ننمود ، تا اینکه در واقعه ی حضرت زینب رضی الله عنها این حکم نازل گردید .

           به همین علت بود که حضرت عمر رضی الله عنه فرمودند :

 « وَافَقْتُ رَبِّی فِی ثَلَاثٍ فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ لَوْ اتَّخَذْنَا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلًّى فَنَزَلَتْ { وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلًّى } وَآیَةُ الْحِجَابِ قُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ لَوْ أَمَرْتَ نِسَاءَکَ أَنْ یَحْتَجِبْنَ فَإِنَّهُ یُکَلِّمُهُنَّ الْبَرُّ وَالْفَاجِرُ فَنَزَلَتْ آیَةُ الْحِجَابِ وَاجْتَمَعَ نِسَاءُ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فِی الْغَیْرَةِ عَلَیْهِ فَقُلْتُ لَهُنَّ { عَسَى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَکُنَّ أَنْ یُبَدِّلَهُ أَزْوَاجًا خَیْرًا مِنْکُنَّ } فَنَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ »1

« رای من در سه مورد با پروردگارم موافق در آمد ، 1- گفتم :یا رسول الله کاش شما مقام ابراهیم را جای نماز قرار می دادی! خداوند این آیه را نازل فرمود :« مقام ابراهیم را جای نماز بگیرید.» وگفتم یا رسول الله آدمهای نیکوکار وبدکار جلوی همسران شما ظاهر می گردند

1- مسلم ج2 ص 276

، کاش شما آن ها را حجاب می کردی !  خداوند آیه حجاب را فرود  آورد و زمانی که همسران پیامبر (ص) در رشک بردن با هم ساختند ، گفتم :اگر آن حضرت (ص) شما را طلاق بدهد زود است که پروردگارش او ررا همسرانی بهتر از شما بدهد آنگاه آیه با همین الفاظ نازل شد ».

علت اصلی حجاب

      عموما  در تمام احکام بویژه احکام معاشرت تحت هر قانونی حتما علت اساسی وجود دارد که مدار و منشا آن حکم می باشد و بنابر همان علت خداوند آن حکم را صادر می فرماید گاهی آن علت ازالفاظ قرآن و روایات به صراحت فهمیده می شوند و هر کس با نگاه کردن متوجه آن می گردد ، و گاهی هم معنای آن پوشیده است و فقط مجتهدین و راسخین فی العلم هستند که با نگاههای ظریفانه و مجتهدانه ی خویش به آن پی خواهد برد ، بهر صورت تحت هر حکمی حتما علتی وجود دارد ، بعنوان مثال یکی از ممنوعات شرعی گرفتن عکس و کشیدن تصویر است ، که جهت انسداد باب شرک و صورت پرستی ، از تصویر ممانعت بعمل آمده ، زیرا از نظر تاریخ ، ریشه ی شرک و بت پرستی وبیزاری از حقیقت همین بوده و انبیاء علیهم السلام در هر زمان جهت رد آن مبعوث گشته اند.

چون اسلام یک دین کامل وابدی است ، آنچه سبب احتمال شرک است از ریشه برکنده و احکام انسدادی را جاری ساخته است. و تنها علت ممانعت ، انسداد رذیله ی شرک می باشد ، بنابراین حکم ممانعت تصویر فقط تدبیریسیت جعت دفع شرک ، نه تصویر بذاته قبیح است و نه خود تصویر مقصود می باشد.

            به همین علت جائیکه هیچگونه احتمال شرک وجود ندارد ، آنجا حکم ممانعت نیز باقی نمی ماند ، در عالم برزخ ، زمانیکه ملائکه برای میت سوالاتی را مطرح می کنند . به تصریح شاراحان حدیث تصویر آن حضرت (ص) مجسم گشته و سوال می شود ، « من هذا الرجل» این مرد کیست؟

            ظاهر است که آنجا ملائکه از شرک پاکند و در حق میت هم شرک ممکن نیست آنجا که هر دو گروه وحدانیت حق مشاهده می نمایند ، حکم ممانعت تصویر نیز باقی نمی ماند. و به نص حدیث در بازارهای بهشت تصویر خرید وفروش می گرددو قیمت آن ذکر الله است.1 ظاهر است  که آنجا تمام  اهل بهشت ، صاحب کشف وشهود می گردند ، که تخیل شرک هم غیر ممکن است ، لذا آنجا هم این حکم خاتمه می یابد.

1- فیض القدیر ج2 ، ص 468  

           البته عملی که بذاته قبیح و زشت است ، در دنیا وآخرت حرام می باشد ، مثلا، زنا  اینجا هم حرام  وناجایز ، آنجا هم حرام ، دروغ و حرف زشت اینجا هم ناجایز ، آنجا هم نادرست می باشد.

          شریعت مطهره اسلام جهت ریشه کنی شرک از تصویر شدیدا ممانعت نموده و علت آن را احتمال شرک دانسته است ، به همین علت است که از تصویر غیر ذی روح ، مثل، ساختمان درخت، دریا ، کوه  و... که عادتا از اثرات شرک آموزی خالی است ، ممانعت بعمل نیامده است  . اگر سر تصویر ذی روح قطع گردد، یا تصویر به حالتی در آید که توهین آن بشود و از تعظیم خالی باشد ، آنجا نیز حکم ممانعت مرتفع می گردد.

         پس واضح شد که تصویر بذاته ممنوع نیست ورنه در برزخ ، آخرت و نیز در دنیا به حالت مذکوره هرگز مباح قرار داده نمی شد و ممانعت از آن تدبیریست جهت نجات از رذیله ی شرک وبت پرستی.1

حکم حجاب برای زنان نیز یک دستور دینی و شرعی است ، البته ، آن به ذاته مقصود نیست بلکه تدبیریست جهت  نجات از یک مرض مهلک

1- پرده شرعی ( نوشته ی قاری محمد طیب مهتمم حوزه علمیه دار العلوم دیوبند)

و بسیار خطرناک که برای هر فرد بشر سم قاتلی به شمار می رود ، و اثرات سوء آن منجر به تباهی و هلاکت اقوام و ملل می گردد . این علت مهلک را قرآن کریم به  فحشاء تعبیر نموده که در اصطلاح به بی حیائی ، بی غیرتی ، برهنگی و بی عفتی معروف است و بدون شک این باعث هلاکت و نابودی اقوام خواهد گردید.1

1-     منبع بالا(پرده شرعی)

آثار بد فحشاء

فحش ضد حیاء وعفت است ، حیاء با عقل و خرد و فحشاء با بی عقلی و سفاهت وابسته است ، می بینیم که جانوران و حیوانات در ملاء عام با هم جفتگیری و آمیزش دارند و این برای آن ها نه عجیب است و نه مهلک ، زیرا از عقل بهره ای ندارند ، لیکن ، اگر انسانی چنین حرکت ناشایستی را انجام دهد ، مردم تعجب نموده انگشت به دندان می گیرند و تنها تفاوت میان این دو ، وجود و عدم عقل می باشد . زمانیکه انسان انسانیت را رها نموده و در زمره ی حیوانات قرار می گیرد ، در نابودی و هلاکت چنین گروه و ملتی کمترین شک و تردیدی وجود ندارد .اگر به نظر تحقیق بنگریم می بینیم ، اقوامی که به سبب زوال یا ضعف و نابودی عقل و خرد لذت موجوده ی دنیا را حاصل زندگی پنداشته و از

عاقبت و انجام آن غافل مانده اند، شکار فحشاء گشته اند و طبیعتا رشته ی زوجیت و مناکحت در میانشان ضعیف گشته و رفته رفته به اختتام می گراید، زیرا زمانیکه به خواهش طبعی نفس پاسخ مثبت داده شد ، دیگر خود بخود به راه روحانی واخلاق متوجه نمی گردد ، جائیکه فحشاء ترویج یافته زن به حیثیت وقف عام در آمده که هر مرد در هر حالت می تواند از آن استفاده نماید ، زنا خواهد آمد ونکاح بر چیده خواهد شد و هر شخصی می داند که اثر قطع نکاح قطع نسب است و از اثر انتطاع یا خلط نسب ، نه تنها خصوصیات موروثی وخاندانی از بین می رود ، بلکه بطلان آثار انسانی ، پایمال ساختن حقوق وراثت ، آبیاری اخلاق بهیمی ، بی خصوصیت ساختن انسان به مانند حیوانات و بی حق وخانمان ساختن آن هاست .از همه مهمتر اینکه تسلط همه جانبه ی هوسهای جنسی بر انسان سبب تقلیل نسل انسانی و تکثیر انس ان های حیوان صفت می باشد که هر دو صورت باعث نابودی و هلاکت نسل است.

          بنابراین شریعت مطهره ی اسلام که جهت کامیابی انسان در دنیا وآخرت فرود آمد غیر ممکن است که از این هلاکت اساسی صرف نظر نماید . همانطور که فحشاء و بی عفتی در نظر هر فرد که از عقل سلیم بر خوردار است ، عملی زشت و ناپسند  می باشد ، در شرع مقدس اسلام نیز زشت تلقی شده و جهت نجات و رهایی از آن تدابیر و راهنمائی های لازم بیان شده است .1

حرمت فحشاء

           خداوند قبل از هر چیز فحشاء را ممنوع وحرام قرار داده است ، چنانکه می فرماید: « قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ »1 بگو جز این نیست که پروردگارم ، فحشا ء را حرام قرار داده  آنچه آشکار است از آن و آنچه پنهان است.

          در جای دیگر می فرماید : «  وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَما بَطَنَ »2 نزدیک فحشاء نروید آنچه ظاهر باشد از آن یا پنهان.

              نیز می فرماید: «وَذَرُوا ظَاهِرَ الْإِثْمِ وَبَاطِنَهُ إِنَّ الَّذِینَ یَکْسِبُونَ الْإِثْمَ سَیُجْزَوْنَ بِمَا کَانُوا یَقْتَرِفُونَ » .3

گناه ظاهری و مخفیانه را ترک کنید ، بدون شک آن هایکه مرتکب گناه می گردند ، عنقریب به آنچه انجام می دهند جزا داده خواهند شد.

          از ابن مسعود (رض) روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: « لا أحد أغیر من الله ، وبذلک حرم الفواحش ما ظهر منها ، وما بطن ». 4

1- پرده شرعی 33  2- اعراف آیه 33 3- انعام آیه 151  4- انعام آیه 120  

هیچ احدی از خداوند با غیرت تر نیست از این سبب است که فواحش ظاهری و باطنی را حرام قرار داده است.

         نیز حضرت مغیرة (رض) روایت می کند که سعد بن بادة گفت «اگر من احیانا شخص بیگانه ای را با همسرم ببینم ، بدون اینکه بر او رحم بکنم سرش را با شمشیر از تنش جدا می کنم ، این گفته ی سعد به گوش آن حضرت صلی الله علیه وسلم رسید آنگاه فرمود : «أتعجبون من غیرة سعد! فوالله لأنا أغیر من سعد، والله أغیر منی، من أجل ذلک حَرّم الفواحش ما ظهر منها وما بَطَن»1 . آیا از غیرت سعد تعجب می کنید ، به خدا سوگند که من از سعد با غیرت تر هستم و خداونداز من  غیرتش بیشتر است ، بدین جهت است که فواحش ظاهری و باطنی را حرام قرار داده است.

        از آیات و  روایات گذشته فهمیدیم که فحشاء که عملی زشت و منافی عفت است به حیا و غیرت هر شخص بستگی دارد ، هر اندازه شخصی با غیرت تر باشد از فحشاء و آنچه اسباب آن است شدیدا اجتناب می ورزند و آن را برای خودش ننگ وعار می پندارند ، و هر اندازه از حیاء و غیرت بی بهره باشد به همان اندازه نسبت به این مسائل بی تفاوت می باشد.

1-           تفسیر ابن کثیر ج2 ص 196

در اینجا لازم است بدانیم منظور از  فاحشه چیست ؟ خداوند می فرماید : « وَلا تَقْرَبُوا الزِّنَا إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِیلا»1.نزدیک زنا نروید همانا فاحشه همین است و بسیار راه بدی است.

1- بنی اسرائیل آیه 32

 

زیانهای زنا ولواط

            بسبب این عمل زشت وننگین فرد خطاکار به بیماریهای متعددی مانند، سفلیس ، سوزاک و انواع مختلفی از  بیماری های عفونی دیگر که به علت تماسس نزدیک و ترشحات آلوده ی هنگام عمل جنسی در اشخاص ایجاد می گردند مبتلا می شود. بسیاری از میکروب های عامل این یبماری مرگبارند.مدرک ما وضع نابسامان کشور های غربی است که به علت رواج زنا ولواط در آن ها و  وجود مجامع و اماکن فساد ، تعداد بیماران و اینگونه امراض بسیار زیاد شده است . از جمله ی این بیماری ها ، بیماری ایدز می باشد که معضل بزرگ کشور های غربی است و خطر روز افزون عوارض آن حیات غربیها را مورد تهدید جدی قرار داده است . چه پر معنا و ملموس است سخن پیامبر راستگوی ما صلی الله علیه وسلم که فرموده اند :« اگر جامعه ای محل بروز فحشاء و فساد باشد خدای متعال آن جامعه را را به انواع بیماری ها مبتلا خواهد کرد و به مصیبت هایی گرفتار می کند که دربین آن ها سابقه نداشته است».

           عبد الله بن عمر رضی الله عنه روایت می کند که رسول خدا صلی الله علیه وسلم متوجه ما شد و فرمود : « یَا مَعْشَرَ الْمُهَاجِرِینَ خَمْسٌ إِذَا ابْتُلِیتُمْ بِهِنَّ وَأَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ تُدْرِکُوهُنَّ لَمْ تَظْهَرْ الْفَاحِشَةُ فِی قَوْمٍ قَطُّ حَتَّى یُعْلِنُوا بِهَا إِلَّا فَشَا فِیهِمْ الطَّاعُونُ وَالْأَوْجَاعُ الَّتِی لَمْ تَکُنْ مَضَتْ فِی أَسْلَافِهِمْ الَّذِینَ مَضَوْا وَلَمْ یَنْقُصُوا الْمِکْیَالَ وَالْمِیزَانَ إِلَّا أُخِذُوا بِالسِّنِینَ وَشِدَّةِ الْمَئُونَةِ وَجَوْرِ السُّلْطَانِ عَلَیْهِمْ وَلَمْ یَمْنَعُوا زَکَاةَ أَمْوَالِهِمْ إِلَّا مُنِعُوا الْقَطْرَ مِنْ السَّمَاءِ وَلَوْلَا الْبَهَائِمُ لَمْ یُمْطَرُوا وَلَمْ یَنْقُضُوا عَهْدَ اللَّهِ وَعَهْدَ رَسُولِهِ إِلَّا سَلَّطَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ عَدُوًّا مِنْ غَیْرِهِمْ فَأَخَذُوا بَعْضَ مَا فِی أَیْدِیهِمْ وَمَا لَمْ تَحْکُمْ أَئِمَّتُهُمْ بِکِتَابِ اللَّهِ وَیَتَخَیَّرُوا مِمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَّا جَعَلَ اللَّهُ بَأْسَهُمْ بَیْنَهُمْ ».1

1- ابن ماحه کتاب الفتن باب العقوبات

            ای گروه مهاجرین، پنج تا خصلت اند زمانیکه شما به آن مبتلا شدید و من به خدا پناه می برم از اینکه شما آن ها را دریابید 1- هر زمانیکه فاحشه و بی حیایی در میان قومی  ترویج یافت وآن را اشکارا مرتکب شدند

طاعون و درد های وامراض دیگری که در اسلافشان از آن ها خبری نبوده در میانشان به شدت منتشر می گردد2- هر گاه در کیل ووزن کمی کردند بهقحط سالی و مشقت در کار وظلم پادشاهان گرفتار خواهند شد3- هر گاه از دادن زکات امتناع ورزیدند باران از آسمان بند می شود واگر چار پایان نمی بودند اصلا باران نمی بارید4- هر گاه عهد خدا و رسولش را بشکنند خداوند دشمنان بیگانه را برآنان مسلط می گرداند که بسیاری از آنچه در دست هایشان است از دستشان می گیرند 5- و تا زمانی که ائمه و حکمرانان به کتاب خدا حکم نکنند وآنچه را خداوند فرود آورده اختیار ننمایند اختلاف را در میانشان می اندازد.

        برای آگاهی از زیان وخطر این پدیده شوم کافی است بدانیم که زنا موجب اختلاط نسبی وتباه شدن نسل انسانی می شود، شرف وناموس را پایمال می کند شهامت وجوانمردی را از بین می برد عامل مهم بی بند وباری ، فساد اجتماعی واز هم گسیختن روابط زناشویی است . نظام مقدس خانواده را متلاشی می کند و به سبب زنا جامعه مملوء از بچه هایی می شود که نه ارزش و احترامی دارند و نه اصل ونسبی ، موج فساد وبی بند وباری جوانان و زنان امت را در بر می گیرد . چه ارزش دارد که جامعه ای که شهوت بر افراد آن مستولی  گشته  وغرایز برآن ها مسلط است ؟ اندیشه ای به جزء لذت حرام واعمال منافی عفت ندارد و هدف ومقصدش به چهار چوبه تنگ غریزه وشهوت محمدود شده است . بدون تردید چنین اجتماعی هر لحظه ممکن است که دچار زوال ونابودی کامل گردد چه راست فرموده پروردگار باعظمت در کتاب بلند مرتبه اش خویش که : وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِیهَا فَفَسَقُوا فِیهَا فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِیرًا » .1 و هنگامی که اراده کنیم قریه ای را نابود کنیم خوشگدرانان آن را زیاد می کنیم پس فساد می کنند و حکم عذاب بر آن قریه ثابت می شود وما همه آن ها را هلاک می کنیم هلاکت کامل.

1- بنی اسرائیل آیه 16     

مجازات زناکاران در آخرت

 ابن ابی الدنیا با سند خویش روایت می کند که رسول گرامی اسلام فرمودند : «ما من ذنب بعد الشرک أعظم من نُطفة وضعها رجل فی رَحِم لا یحل له"» .1 هیچ گناهی بعد از شرک بزرگ تر از این نیست که شخصی نطفه اش را در رحمی قرار دهید که برایش حلال نیست  . دانستیم که بزرگترین گناه بعد از شرک زنا است همانطور که مشرک روز قیامت به جهنم کشانده می شود، زانی هم با آتش جهنم سزا

می بیند چنانکه ، در حدیثی رسول محبوب ما فرمودند :« ان الزناة یاتون تشتعل وجوههم نارا »2روز قیامت زناکاران به حالتی می آیند که از صورتشان آتش شعله می کشد . و زنا کار اگر در حالت زنا بمیرد بدون ایمان مرده است چنانکه ، پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم ارشاد فرمودند : « إذا زنى العبدُ خرجَ منه الإیمانُ فکانَ على رأسه کالظُّلّةِ فإذا انقطع رجعَ إلیه الإیمانُ ».3 هنگامی که شخص مشغول زنا است ایمان از وجودش است ایمان از وجودش خارج گشته مانند سایبانی بالای سرش قرار می گیرد ، زمانیکه از عملش دست کشید دوباره ایمان به سویش باز می گردد.

1- تفسیر ابن کثیر ج3 ص 41  2- فیض القدیر ج2 ص 177   3- فیض القدیر ج1 ص 367

 

 

 

تقاضای یک نوجوان از پیامبر صلی الله علیه وسلم

امام احمد رحمه الله با سند خویش خویش از ابی امامه روایت می کند : روزی جوانی خدمت آن حضرت صلی الله علیه وسلم حاضر شد و عرض کرد : یا رسول الله به من اجازه ی زنا بده ،  بمحض شنیدن این سخن تمام اصحاب متوجه او شدند وبر او پرخاش کردند ، آنگاه آن حضرت صلی الله علیه وسلم از وی خواست تا نزدیک بیاید و در کنارش بنشیند ، رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند : آیا این عمل را برای مادرت دوست داری؟ جوان گفت : به  خدا سوگند نه ، خداوند مرا  فدای تو بکند ، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند : همینطور دیگران برای مادران شان دوست ندارند. آنگاه فرمودند : آیا این عمل را برای دخترت می پسندی؟ جوان گفت : به خدا سوگند نه ، خداوند مرا  فدای تو بکند . پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: دیگران نیز برای دخترانشان چنین نمی پسندند . آنگاه فرمود : آیا برای خواهرت این را نمی پسندی؟ جوان گفت : به خدا سوگند نه ، خداوند مرا فدای تو بگرداند ، فرمودند : مردم هم برای خواهرانشان نمی پسندند . فرمودند: آیا برای خاله ات می پسندی؟ جوان گفت : به خدا سوگند نه ، خداوند مرا فدای تو بگرداند ، فرمودند : مردم هم  برای خاله هایشان نمی پسندند . راوی گوید : آنگاه رسول خدا صلی الله علیه وسلم دست مبارکش را بر آن جوان گذاشت و فرمود :« اللهم اغفر ذنبه وطهر قلبه واحصن فرجه »  پروردگارا ، گناه این جوان را پاک و قلبش را پاکیزه و شرمگاهش را حفاظت بفرما .بعد از آن جوان به هیچ چیزی توجه نمی کرد1.

1- ابن کثیر ج3ص 41

داستان پادشاهی

 دانستیم که زنا زیان های فراوانی را در دنیا و آخرت بدنبال دارد ، از جمله : 1- دخول جهنم و عذاب سخت2- از بین رفتن حسن وجمال  3 – فقر و نگدستی 4- کوری 5-  کم عمری 6- عوض آن از فرزندانش گرفته خواهد شد.

زمانیکه این سخن به گوش یکی از پادشاهان رسید ، خواست که آن را آزمایش کند ، دختری بسیار خوبرو وزیبا داشت ، آن را به زنی سپرد و به او سفارش کرد تا او را به بازار ببرد و اگر احیانا شخصی به او دست درازی نمود مانع نگردد وبه دخترش گفت : نقاب از چهره بردار ، از کنار هر شخصی که می گذشت ، وی فورا از روی شرم و حیا سرش را پایی می انداخت تمام شهر را دور زد و احدی به او نگاه نکرد اما موقعیکه برگشت هنوز به خانه وارد نشده بود شخصی او را نگه داشت وبوسه ای زد وبه راهش ادامه داد .آن زن دختر را پیش پادشاه برد و داستان را برایش تعریف نمود  پادشاه به سجده افتاد وشکر پروردگار را به جای آورد و گفت و گفت : حمد و ستایش خدایی را سزد که در تمام مدت عمرم بجز همین یک بوسه از من سر نزده است و این هم از من قصاص شد ، از خداوند سبحان مسئلت دارم که ما و اهل وعیال مان را از فواحش ظاهری وباطنی محفوظ نگه بدارد .1

تفسیر روح المعانی ج15 ص 69

شاعر می فرماید :

مکن بـد به فـرزند مـردم نگاه     ه فرزند خویشت برآید تباه

سر از مغز ودست ازز درم کن تهی   چو خاطر به فرزند مردم دهی

 

داستان یک جوان

        حکایت شده که در بصره مردی به مسکی معروف بود زیرا بوی خوش مشک همیشه از وی به اطراف منتشر بود چون علت را از وی جویا شدند در جواب گفت : من جوانی خوش تیپ و خوش قیافه  ودارای شرم وحیا بودم ، مردم همیشه به پدرم می گفتند او را در مغازه ات بنشان تا با مردم بر خورد داشته باشد و این کم رویی اش برطرف گردد پدرم مرا در مغازه ی پارچه فروشی رسانید پیرزنی آمد ومتاعی طلبید آنچه خواست به او تحویل دادم به من گفت با من بیا تا پولت را بدهم همراه او رفتم تا اینکه در کاخ بزرگی وارد در آن کاخ قبه ی بزرگی بود و بالای آن تختی قرار داشت روی تخت دختر جوانی بر فرش طلایی رنگ نشسته بود دختر مرا گرفت و به سینه اش چسبانید من به یاد خدا افتادم گفت اشکالی  ندارد لیکن من جهت نجات خود از این بلاء عظیم به بهانه ی دستشویی رفتم و تمام بدنم را با کثافت مالیدم آنگاه آمدم موقعیکه مرا با این حالت دید گفت این شخص دیوانه است بدین ترتیب من از این مهلکه جان سالم بدر بردم همان شب در خواب دیدم که شخصی آمد و گفت : تو با یوسف بن یعقوب چه نسبتی داری؟ سپس گفت : آیا مرا می شناسی ؟ گفتم : خیر، فرمود : من جبرائیل هستم ، آنگاه دستش را به تمام بدنم مالید از آن لحظه به بعد بوی مشک از بدنم به اطراف منتشر است و آن بوی خوش جبرئیل و از برکت تقوی وپاکدامنی می باشد.1

حجاب امت های گذشته

                  حجابی که خداوند بر این امت واجب نمود ، از امت های گذشته مطلوب نبود آنها تنها به ستر عورت اکتفا می نمودند. چنانکه روایت شده گروهی از مردم به منزل حضرت زکریا علیه السلام آمدند ، ناگهان دیدند که زنی جوان وزیبا خانه را از حسن و جمالش زینت بخشید  از او پرسیدند کیستی؟ جواب داد همسر زکریا علیه السلام ، به زکریا علیه السلام گفتند: ای نبی خدا جل جلاله تو که اراده به دنیا نداری و به آن دل نبسته ای در حالی که با چنین زنی زیبایی از دواج نموده ای! حضرت زکریا فرموذ : من بدین خاطر با او ازدواج کرده ام که نگاهم را منحصر به او بسازم وشرمگاهم را برایش حفاظت نمایم و زن خوب ونیکو در حقیقت از دنیا نیست.2

1-     تفسیر روح البیان ج5 ، ص154  2- تفسیر روح البیان ج7 ، 183

       اما ، علت چیست که علاوه از ستر عورت حکم حجاب نیز برای زنان این امت افزوده شده و از اختلاط زن ومرد شدیدا ممانعت به عمل آمده است؟ غالبا چون آخرین امت است و مطابق با پیشگوئیهای قرآن واحادیث نبوی به مرور زمان اختراعات و اکتشافات جدیدی نمودار می گردد و روز به روز جهان در ترقی وپیشرفت است وانسان شاهد دستگاههای و وسایل گوناگونی  که قبلا انسان ها در اختیار نداشتند و با استفاده از آن وسایل زندگی مرفه وخوشی را می گذرانند و از آخرت و انجام کار غافل می گردند ، فتنه و فساد زیاد ، تقوی و خدا ترسی تضعیف می گردد و شهوات بر نفس غالب می آیند . بنابراین خداوند این احکام را فرود آورد تا مردم آن را قلعه ای مستحکم پنداشته  به آن پناه ببرند تا از شر این همه فتنه و فساد محفوظ بمانند.

آخرین امت وتقلید از یهود

          امروز مفاسد اخلاقی در جوامع بشری به نحو عجیبی ترویج یافته  و مسلمین نیز از یهود و نصاری  تقلید می کنند پیامبر گرامی صلی الله علیه وسلم فرمودند: « لتتَّبِعُنَّ سُنَنَ من قبلکمُ شِبْراً بِشبرٍ ، وذِرَاعاً بذرَاع ، حتَّى إذا دخلُوا جُحْرَ ضَبٍّ لاتَّبعْتُموهُمْ » قیل : یا رسول الله الیهود والنصارى قال : « فَمَنَّ؟1 » البته شما وجب به وجب وذراع به ذراع

1- بخاری ج2 ص1088

 ازروش پیشینیان پیروی می کنید تا جائیکه اگر در سوراخ تمساخ وارد شده اند شما هم وارد می شوید گفته شد یا رسول الله منظور شما یهود و نصاری است ؟ فرمود : پس چه کسی است؟

         امروزه مسلمین گام به گام به پیروی از روش های ملحدین ومخالفین اسلام و پیاده نمودن برنامه های شوم شان در خانواده ی خویش اقدام نموده اند  .یکی از نیرنگ های ملحدین و مخالفین قرآن تهیه ی فیلم هایی است که از انسانیت و حیا وغیرت به دور است آنها از انتشار اینگونه فیلمها توانسته اند رخنه ی بزرگی در اسلام ایجاد کنند و معنویت مسلمانان را از بین ببرند ولازمه ی آن را که حیا و عفت باشد غارت نمایند.

فرق ستر وحجاب

       برخی جهت اثبات بی حجابی از روایاتی استدلال می گیرند که چهره ودو کف دست از پوشش استثناء شده اند و بزعم خویش مطمئن هستند که از شریعت اسلامی جواز آن را باثبات رسانده اند، اما، در حقیقت این یک  فریبی است که از معلومات غلط آنان سرچشمه می گیرد . زیرا روایاتی که ظاهر نمودن چهرهو دو کف دست مستثنی شده اند مربوط به ستر عورت اند  و هیچگونه تعلقی با حجاب ندارند و آیات و وراویاتی که به پوشش چهره و دو کف دست و قدم حکم می دهند  مربوط به حجاب اند و تعلقی با ستر ندارند به هر حال ستر وحجاب دو مسئله جداگانه می باشند.

       ستر عورت مخصوص زنان نیست و مردان را نیز شامل  است ، لیکن حجاب ویژه ی زنان است و متعلق به مردان نبست .

      تمام بدن زن عورت است و در هر حال باید پوشیده شود ، به استثناء چهره و دو کف دست ودو قدم و حد عورت از زیر ناف تا زیر زانو می باشد که پوشیدن آن نیز فرض است.

       پس در ستر عورت مرد وزن حکم شان یک است ، تنها فرقی که وجد دارد در حد ستر می باشد ، لیکن حجاب ویژه ی زنان است  و برای مردان نیست ، زیرا در نوعیت این دو مسئله همان تفاوت و جود دارد که در میان مرد وزن موجود است.

        ستر فی نفسه لازم است و بر دیدن یا ندیدن شخصی موقوف نیست ، زیرا پوشیدن اعضاء مخصوص تقاضای فطرت و اخلاق انسانیت می باشد ، ب مرد وزن لازم است که عورت خویش را از محارم شان ، مانند پدر ، مادر، برادر ، خواهر ، دختر و... بپوشانند.

       اگر هیچ محرم و یا نامحرمی آنجا موجود نباشد و مرد یا زن تنها باشد باز هم ظاهر نمودن عورت بدون از ضروریات مکروه است.

      بر خلاف که فی نفسه لازم نیست ، زمانی که بیننده ای نامحرم موجود باشد آن وقت زن چهره ، دو کف وقدم را می پوشاند و الا ظاهر نمودن آن در پیش محارم یا به تنهایی یا در حالت نماز هیچ گونه قباحت شرعی ندارند ، نه مفسد نماز است ، نه از از فساد اخلاقی و نه از فحشاء و بی عفتی  است . خلاصه اینکه ستر پرده حقیقی وحجاب پرده اضافی است در شریعت اسلام پوشیدن اعضاء ی شهوت فی نفسه و ظاهر نمودن آن بنا بر ضرورت شرعی یا طبعی جائز است و پوشیدن اعضاء حسن ، مانند چهره ، دو کف دست وقدم فی نفسه لازم نیست ، البته جائیکه اندیشه فتنه باشد مثلا مراد اجنبی  آنجا باشد پوشیدن آن لازم است.

       پس پوشیدن اعضاء ستر  ، مانند اعضاء نهانی اصل و ظاهر نمودن آن بنا بر ضرورت است و ظاهر نمودن اعضاء حجاب مانند چهره  ودو کف دست وقدم اصل و پوشیدن آن بنابر  ضرورت می باشد.1

1-پرده شرعی

 

      نگاه

          از روایات چنین مستفاد می گردد که نخستین دریچه ی فساد نگاه است نگاه های تند به قصد چشم چرانی بر انگیزننده ی شهوت است که هزاران رسوایی به بار می آورد . چون فاحشه گری وعمل منافی عفت از پست ترین اعمال است و انسان را از حیوان پست تر می  سازد بنابر این کمترین کاری که احتمال می رود عفت وناموس انسان از آنجا با خطر مواجه شود خدواند آن را حرام قرار داده است . زیرا نگاه ، کلام ، همنشینی ، خلوت و ... همه این افعال مقدمات زنا به حساب می آیند لذا در اسلام حرام قرار داده شده اند . اجتناب از این افعال به شخصیت افراد می افزاید و ارتکاب آن انسان را در ردیف حیوانات و جانوران قرار می دهد.

حکم پایین انداختن نگاه برای مردان

       خداوند درمورد پایین انداختن نگاه به هر یک از مردان وزنان مومن جداگانه خطاب می کند. در سوره نور خطاب به مردان می فرماید: « قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ» 1  ای پیامبر به مردان مومن بگو برخی از آنها نگاهها یشان به پایین بیندازند و شرمگاههایشان را حفاظت کنند این بهتر است برای آن ها و خداوند به آنچه انجام می دهند با خبر است .

1-نور آیه 30

       یغضوا از غض مشتق است به معنی کم کردن و پائین کردن ، منظوراینست که نظرش را از چیز هایی که نگاه کردن به آن ها شرعا ممنوع وناجایز است بگرداند و منظور از حفاظت شرمگاه اینست که  از تمام صورت های ناجایز که جهت  اشباع خواهشات نفسانی از آن  استفاده می گردد شرمگاهش را محفوظ نگه دارد.( زنا ، لواطت ، همجنس بازی ، استنما بالید ، همه اینها امور ممنوعه و محرمه بشمار می آیند). آیه فوق  شهوت رانی را با تمام مقدماتش ممنوع قرار داده  و نخستین و مهمترین سبب فتنه ، یعنی ، نگاه و آخرین نتیجه ی آن را که زنا باشد صراحتا ذکر نموده و حرام  قرا داده است و مقدمات دیگر ، مانند گوش نمودن به سخنان یکدیگر ، لمس کردن وغیره ضمنا حرام می باشد.1

1-معارف القرآن ج 6 ص 398

 

سبب نزول آیه

از حضرت علی رضی الله عنه روایت است که در زمان پیامبر گرامی صلی الله علیه وسلم در یکی از راههای مدینه مردی به زنی برخورد نمده نگاهها را به همدیگر دوختند ، شیطان از فرصت استفاده کرده در قلب شان وسوسه انداخت ، نگاهها تندتر و شهوت انگیزتر شد ، مرد کنار دیواری به راهش ادامه داد اما نگاهش به زن بود ، ناگهان به دیوار خورد وبینی اش شکافته شد . مرد قسم یاد کرد که با همین خون خدمت پیامبر صلی الله علیه وسلم حاضر شده داستان را برایش بیان می کنم . با همین حالت خدمت آن حضرت صلی الله علیه وسلم حاضر شد  داستان را باز گفت ،  پیامبر صلی الله علیه وسلم در جواب فرمودند : این سزای گناهی است که مرتکب شده ای آنگاه خداوند این آیه را نازل فرمود : « « قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ...»1  

         ممکن است این واقعه قبل از نزول آیه ی یدنین من جلابیبهن و آیه ی وقرن فی بیوتکن باشد لیکن باز هم ایمان وی او را مجبور می کند تا پیش مرشد و راهنمای خویش حاضر شود واو را مطلع سازد تا در آینده راه نجات را برایش تجویز کند.

         خداوند با نزول این آیه به بندگان مومن دستور داد تا نگاههای شان را از محرمات باز دارند و جز به مباحات نگاه نکنند ، اگر احیانا نگاه شخصی بدون قصد و اراده به جای حرامی افتاد فورا آن را برگرداند .چنانکه امام مسلم در صحیحش از جریر بن عبدالله البجلی رضی الله عنه روایت می کند که فرمود : « سالت النبی عن نظر الفجاة فامرنی ان اصرف بصری»2 من از پیامبر صلی الله علیه وسلم در مورد نگاه ناگهانی پرسیدم به من دستور داد که نگاهم را بگردانم .

1- ابن مردویه هامش مسند احمد بن حنبل ج1 ص 465 ، روح المعانی ج9 ص 138 2- ابن کثیر ج3 ص292

آنچه در حدیث حضرت علی رضی الله عنه آمده که نخستین نگاه معاف و دومی گناه است منظور همان نگاهی که  بدون قصد واراده و بطور ناگهانی باشد و آن هم به علت غیر اختیاری بودنش معاف است و اگر قصدا باشد نخستین نگاه هم معاف نیست.1

 حق راه

             از حضرت ابو سعید خدری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند : « ایاکم والجلوس علی الطرقات » از نشستن سر راهها بپرهیزید . صحابه کرام عرض کردند یا رسول خدا ما جز نشستن چاره ای نداریم ، آنجا با همدیگر صحبت می کنیم آن حضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند: ان ابیتم فاعطوا الطریق حقه » اگر انکار می ورزید پس حق راه را ادا کنید . گفتند : یا رسول الله حق راه چیست؟ « قَالَ غَضُّ الْبَصَرِ وَکَفُّ الْأَذَى وَرَدُّ السَّلَامِ وَالْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیُ عَنْ الْمُنْکَرِ» . فرمود: پایین انداختن نگاه ، اذینت نکردن دیگران ، جواب سلام ، امر به معروف و نهی از منکر.2

1-معارف القرآن ج6ص 399     2-بخاری ج2 ص 920

            کسانی که محل کارشان بازار است و چاره ای جز رفتن ندارند باید این حقوق را در نظر داشته باشند و آن هایی که رفتن برایشان عادت قرار گرفته سعی کنند که این عادت و خوی زشت را ترک نمایند .شیخ عطار رحمه الله چه جالب فرموده است :

دیر رو بازار و بیرون آیی زود        زانکه رفتن را نیایی هیچ سود

حفاظت نظر و فوائد آن

           « ذلک ازکی لهم » آن پاکیزه تر است برای شان ، یعنی  حفاظت نظر موجب پاکی و صفای قلب می گردد ، چنانکه گفته شده ، « مَنْ حفظ بصره، أورثه الله نورًا فی بصیرته". ویروى: "فی قلبه » .هر که نگاهش را حفاظت نماید خداوند در بصیرت و یا قلبش نوری عطا می فرماید.

            طبرانی از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه  روایت می کند که آن حضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند : « إن النظر سهم من سهام إبلیس مسموم، من ترکه مخافتی، أبدلته إیمانا یجد حلاوته فی قلبه"»1 همانا نگاه تیری از تیرهای زهر آلود ابلیس است هرکه از ترس من آن را ترک نمود در عوض چنان ایمانی به او عطا می کنم که شیرینی وحلاوت آن را در قلبش حس خواهد کرد.

1- ابن کثیر ج3 ص 293

            ابن ابی الدنیا از حضرت ابوهریرة رضی الله عنه روایت می کند که آن حضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند : «کل عین باکیة یوم القیامة، إلا عینًا غَضّت عن محارم الله، وعینًا سهِرت فی سبیل الله، وعینًا یخرج منها مثل رأس الذباب، من خشیة الله، عز وجل" » .1هر چشمی روز قیامت گریان است مگر آنکه به محرمات نگاه نکرده و آنکه در راه خدا بیدار مانده و آنکه به اندازه سر مگس از ترس خدا اشک ریخته .

ابن قیم رحمه الله می فرماید: حفظ نگاه فوائد بی شماری دارد از جمله:

1-          اطاعت از دستور خداوند که انتهای سعادت است.

2-                 مانع از رسیدن اثر تیر های مسموم ابلیس می باشد.

3-                 قلب را تقویت نموده خوشحال می سازد

4-                 قلب خدا را با خدا مانوس می سازد

5-                  در قلب نور الهی پدید می آید.

6-                 فراست صادقانه برای انسان حاصل می گردد.

7-                 راه مداخله شیطان را مسدود می سازد.

8-                 میان قلب و چشم منفذی است که انفعال یکی بر دیگری اثر می گذارد.2

ــــــــــــــــــــــــــ

1- ابن کثیر ج3 ص 293   2- روائع البیان ص 151

 

حکم پایین انداختن نگاه ( برای زنان)

      « وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ ...»1 بگو برای زنان مومن پایین بیندازند برخی از نگاههایشان را ...

       در ابندای این آیه همان حکمی بیان شده که در آیه گذشته نیز آمده بود ، گر چه آیه ی قبل مرد وزن را شامل بود ، البته جهت تاکید به زنان جداگانه خطاب شد . از این آیه معلوم می گردد که برای زن نیز حرام است که غیر از محارمش به کسی دیگر نگاه کند و بسیاری از علماء بر همین اعتقادند که نگاه کردن زن به مرد اجنبی مطلقا حرام می باشد چه از روی شهوت وگمان فساد باشد یا بدون شهوت ، به دلیل حدیث ام سلمة که می فرماید: روزی من وحضرت میمونه با رسول الله صلی الله علیه وسلم نشسته بودیم ناگهان عبدالله بن مکتوم که یک صحابی نابینا بود وارد شد  آن حضرت  صلی الله علیه وسلم به ما  دستورحجاب  داد ، ام سلمه می فرماید :گفتم یا رسول الله این شخص نابینا است نا مارا می ببیند و نه می شناسد ،  آن حضرت صلی الله علیه وسلم  فرمودند : آیا شما هم نابینا هستید ، آیا شما او را نمی بینید.2

1-نور آیه 31   2- سنن ابی داود ج2 ص 214 سنن ترمذی ج2 ص 101 و قال هذا حدیث حسن صحیح

           این حدیث با کمال وضاحت بیان می کند که نگاه مرد وزن  اجنبی به یکدیگر مطلقا حرام است زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم  به ازواج مطهرات رضی الله عنهن دستور داد که از یک شخص نابینا در حجاب باشند در صورتی که کمترین خوف فتنه هم وجود ندارد و خداوند درکلام پاکش به طهارت و پاکی آنان گواهی داده است .

عاقبت نگاه بد

     پایین انداختن نگاه به نص قرآن فرض است و اگر چنانچه نگاه شخصی اتفاقا به نامحرمی افتاد باید فورا آن را پایین بیندازد ، چنانکه حضرت بریده رضی الله عنه روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم به حضرت علی رضی الله علیه وسلم : « یَا عَلِیُّ لَا تُتْبِعْ النَّظْرَةَ النَّظْرَةَ فَإِنَّ لَکَ الْأُولَى وَلَیْسَتْ لَکَ الْآخِرَةُ » .1 ای علی بعد از نگاه ناگهانی که در نخستین مرحله صورت می گیرد ، بار دوم نگاه نکن زیرا نخستین نگاه معاف است و دومی به نفع تو نیست.

نگاه بد یکی از امراض مهلک و بسیار خطرناک است و پایین انداختن نگاه بهترین نسخه ی شفا برای تمام امراض روحانی می باشد و با عمل نمودن بر آن باب فتنه و فساد محدود می گردد و بستن راههای فتنه وفساد در اسلام دارای اهمیت زیادی می باشد. شاعر می فرماید:

1- سنن ابی داود ج1 ص 299

این همه آفت که به تن می رسد            از نظر توبه شکن می رسد

دیده ی فرو پوش چو در در صدف         تا نباشی تیر بلا را هدف

             و همانطور که دیدن غذا و بوییدن آن اشتها را باز می کند نگاه هم محرک شهوت و پیام آور زنا است چنانکه شاعری دیگر نیز گفته است :

نظرة فبتسامة فسلام*** فکلام فموعد فلقاء

نخست نگاه ، بعد لبخند و سپس سلامی ، آغاز کلام و سخنی وپس از آن وعده ای ودیداری و ملاقاتی .شاعری دیگر چنین گفته است:

 کل الحوادث مبداها من النظر  و معظم النار من مستصغ الشرر

و المرء مادام ذاعین یقلبها                فی اعین العین موقوف علی الخطر

کم نظرة فتکت فی قلب صاحبها        فتک السهام بلا قوس و لا وتر

 یسر مقلتة ما ضر مهجته          لا مرحبا بسرور جاء بالضرر

             تمام اتفاقات با نظر ودیدن آغاز می شود و منشا آتش های بزرگ از جرقه های کوچک است . مادامی که شخص با چشمش زنان زیبا را نگاه می کند باید بداند که در موضع خطر و زیان است . چه نگاههایی که قلب صاحبان شان را هدف قرار می دهند و بدون اینکه کمان و زهی در کار باشد آن ها را چون تیر سوراخ می کند چیزی که

چشمش را شاد و مسرور می سازد و سروری که زیان به دنبالش داشته باشد نبودنش بهتر است.

        اگر انسان به این حکم الهی عمل ننماید زیانهای جبران ناپذیری را متحمل می گردد و عاقبت و انجام بدی را در انتظار می خواهد بود.

تاویل حدیث حضرت عایشه

     باید دانست که نگاه زن به چهره ی مرد بیگانه اگر از روی شهوت باشد به اتفاق حرام است و اگر بدون شهوت باشد علماء به دو گروه تقسیم شده اند ، گروهی قائل به تحریم و گروهی به جواز قائل اند لیکن قول اول صحیح تر می باشد و آیاتو روایات موید آن نیز می باشد.

خداوند می فرماید: « وَقُل لِلمُؤمِناتِ یَغضُضنَ مِن أَبصارِهِنَّ ...»همانطور که به مردان دستور پایین انداختن نگاه داده شد زنان نیز به آن امر شده اند و هیچ یک از این دو جنس مجاز نیستند که به جنس مخالفش نگاه کنید .

           و آن حضرت صلی الله علیه وسلم به ام سلمه و میمونه از شخص نابینا دستور حجاب داد و به آن ها فهمانید که زن نباید به مرد اجنبی نگاه کند گر چه او آن ها را نبیند. البته برخی از علماء از حدیث ذیل بر جواز نگاه زن به مرد اجنبی استدلال کرده اند:

           « عَنْ عَائِشَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا قَالَتْ رَأَیْتُ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَسْتُرُنِی بِرِدَائِهِ وَأَنَا أَنْظُرُ إِلَى الْحَبَشَةِ یَلْعَبُونَ فِی الْمَسْجِدِ حَتَّى أَکُونَ أَنَا الَّتِی أَسْأَمُ فَاقْدُرُوا قَدْرَ الْجَارِیَةِ الْحَدِیثَةِ السِّنِّ الْحَرِیصَةِ عَلَى اللَّهْوِ».1 از حضرت عایشه رضی الله عنها روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم مرا با چادرش پنهان نگه می داشت و من به افراد حبشی که در مسجد مشغول بازی وتمرین بودند نگاه می کردند تا اینکه خسته می شدم پس شما قیاس کنید حال دختربچه ی کم سنی را که بر بازی حریص است.

1- صحیح بخاری ج2 ص 788 باب نظر المراة الی الجیش

          در اینجا لازم است بدانیم که داستان حضرت عایشه رضی الله عنها که آن حضرت صلی الله علیه وسلم به وی اجازه تماشا به تمرینات حبشی ها را داد با قول پیامبر صلی الله علیه وسلم که زمان دخول شخص نابینا  به خانه ام سلمه آنان را به حجاب دستور داد چه تفاوتی دارد؟ فرق میان این دو روشن است ، زیرا همه می دانند اگر زن در خانه باشد و بیرون را نگاه کند با اینکه زن ومرد اجنبی در یک اطاق باشند تفاوت دارد. در داستان حضرت عایشه رضی الله عنها او در خانه بود و افراد حبشی بیرون و در مسجد مشغول بازی و تمرین بودند و در داستان ام سلمه عبد الله بن ام المکتوم ( نابینا) داخل خانه  آمد لذا مناسب بود که آن حضرت صلی الله علیه وسلم به آنان دستور  بدهند . زمانی که آن ها عذر بیان نمودند ، آن حضرت صلی الله علیه وسلم با الفاظی تندتر آنان را متوجه ساخت که نگاه زن به مرد یا مرد به زن حکمش یکی است و برای هیچ کدام جایز نیست که به دیگری نگاه کند ، پس معلوم می گردد که آنان قبل از این متوجه این امر نبودند و تصور می نمودند که حجاب زمانی است که برای مرد امکان دیدن زن موجود باشد.

        حدیث مذکور نشان نمی دهد که حضرت عایشه رضی الله عنها آنان را نگاه کرده بلکه بازی و آلات جنگی شان را تماشا می کرد و این مستلزم نگاه به اشخاص نیست و آن حضرت صلی الله علیه وسلم از جهت خوش رفتاری و نیز کم سن بودن حضرت عایشه رضی الله عنها این اجازه را به او داد و این نگاه با نگاهی که با بی باکی و در سن جوانی به شخص اجنبی و نامحرم صورت بگیرد تفاوت دارد . خلاصه اینکه این دو واقعه از چندین جهت با هم متفاوتند و احتمال فتنه هم در هر دو واقعه به کلی مرتفع می باشد و کمترین احتمالی هم وجود ندارد.

      امام طحاوی رحمه الله می فرماید: داستان حضرت ام سلمه بعد از نزول حجاب بوده چنانکه از الفاظ حدیث صراحتا مفهوم می گردد ، بخلاف حدیث حضرت عایشه رضی الله عنها که چنین مطلبی در آن موجود نیست گر چه ممکن است بعد از نزول نوعی از حجاب باشد زیرا حجاب به تدریج نازل گشته و به احتمال بیشتر حضرت عایشه رضی الله عنها کاملا به سن بلوغ نرسیده بود چنانکه از الفاظ « الْجَارِیَةِ الْحَدِیثَةِ السّنّ ، الْحَرِیصَةِ عَلَى اللّهْوِ» این مطلب به خوبی مفهوم می گردد.1

      نیز در موطا امام مالک رحمه الله از حضرت عایشه رضی الله عنها روایتی ذکر شده که وی از شخص نابینا حجاب شد وقتی که به او گفته شد او تو را نمی بیند فرمود : لیکن من او را می بینم.2 این حدیث دال بر این است که نگاه حضرت عایشه رضی الله عنها به  حبشی ها قبل از واقعه ام سلمه و قبل از نزول حکم به پایین انداختن نگاه بوده به همین علت است که حضرت عایشه رضی الله عنها بعد از آن از فرد نابینا هم حجاب شد و همان جوابی را داد که آن حضرت  صلی الله علیه وسلم به حضرت ام سلمه و میمونه رضی الله عنها فرموده بود.

        برخی معتقدند که صورت مرد در حق زن عورت نیست  و نگاه کردن آن بدون خوف فتنه برای زن خالی از اشکال است به همین علت است که مردان به نقاب امر نشده اند و زنان مامور به نقاب هستند تا صورت آنان از دیدن مردان محفوظ بماند ، اگر حکم شان یکی می بود مردان نیز به نقاب امر می شدند.

1و2- نیل الاوطار ج6 ص 133 باب فی النظر المراة الی الرجل

         در جواب می گوییم : زمانیکه خداوند صراحتا به مردان و زنان دستور پایین انداختن نگاه را می دهد جای هیچ گونه بحث وگفتگویی باقی نمانده است و هیچ ربطی به  اندیشه فتنه یا عدم آن ندارد و تنها مواردی مانند نگاه به نامزد یا شهادت و غیره مستثنی می باشند چنانکه در احادیث مذکورند . و علت اینکه مرد هنگام خروج از خانه نقاب نمی زند نیز ظاهر است چون حجاب مخصوص زنان است نه  مردان ، مرد عموما محل کارش خارج از منزل است و مرد از مرد نقاب نمی زند همانطور که زن از زن در حجاب نیست ، اما زن ، محل کسب وکارش داخل منزل می باشد و خروجش بنابر نیاز ومجبوری رخ می دهد و چون هنگام خروج با مردان برخورد می کند باید چهره اش را بپوشاند تا از نگاه مردان محفوظ بماند و خودش هم موظف است که نگاهش را پایین بیندازد ، خلاصه اینکه عدم نقاب برای مرد مستلزم جواز نگاه زن به صورت او نیست.

نهی از ظاهر ساختن زینت

«وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا» زنان آرایش خویش را ظاهر نسازند مگر آنکه ظاهر است از آن. زینت در لغت به چیزی گفته می شود که انسان خودش را به وسیله آن زیبا و خوش منظر بسازد ، مانند لباس عمده و خوب ، انواع زیور آلات و لوازم آرایش دیگر ، اظهار هر نوع زینت و آرایش ممنوع و حرام می باشد ، برابر است که زینت خلقی باشد مانند اعضاء بدن به ویژه چهره یا کسبی مانند سرمه ، خضاب (حنا) انگشتری ، النگو ، گوشواره و انواع طلاو جواهرات.

خداوند از این نهی دو استثنا بیان می کند 1- به اعتبار منظور ( جائیکه به او نگاه می کند)2- به اعتبار ناظر ( بیننده).

استثناء اول

     «الا مَا ظَهَرَ مِنْهَا» مگرآنچه ظاهر است از آن ، یعنی برای زن جایز نیست که زینت خویش را نمایان بسازد مگر آن اندازه که عادتا هنگام کارو فعالیت در منزل ظاهر می گردد و پوشیدن آن مشکل به نظر می رسد مانند قرص صورت و دو کف دست و زینتی که بر آن دو باشد.

ابن جریر رحمه الله از ابن عباس رضی الله عنه روایت می کند :« منظور از قول خداوند که می فرماید: زنان زینت خویش را ظاهر نکنند مگر آنچه عادتا ظاهر است ،صورت ،سرمه چشم ، حنای دست و انگشتری می باشد ، اینها در خانه ظاهر می شوند برای افرادی که آنجا رفت وآمد دارند»1

1-تفسیر ابن جریر طبری ج10 ص 93

         از این احادیث دو مطلب بدست می آید :

1-                زینت عام است ، یعنی هر زینتی که زنان استعمال نمایند و

چهره لزوما در این استثنا داخل ا ست.

2-       از قید فی بیتها معلوم می گردد که منظور از ظاهر ساختن فی نفسه است نه در جلوی اجانب ، یعنی زن در منزل لباسی را بپوشد که چهره و دو کف دست و زینتی که متعلق به آن دو باشد ظاهر گردد در اینصورت آن هایی که به علت محرم بودن اجازه دخول در منزل را دارند ظاهر نمودن اینگونه زینت در جلو آنان ممنوع نیست.1

امروزه بر اثر تهاجم فرهنگ غرب زنان ستر عورت را در منازل مراعات نمی کنند لباس تنگ و نازک پوشیده سرلخت می باشند ، ناگفته نماند که اینها عادات و روش های غیر اسلامی هستند و از اسلام خیلی بیگانه به نظر می رسند ، زن تمام بدنش عورت است و عورت در هر حال باید پوشیده نگه داشته شود مگر چهره و دو کف دست که از آن مستثنی می باشند. البته اگر بنابر نیاز شدید زن مجبور به خروج از خانه شد ، آن وقت مسئله حجاب پیش می آید و حجاب چهره و دو کف دست و دو پا نیز می باشد و آنجاست که تفسیر عبدالله بن مسعود رضی الله عنه در مورد این استثنا ء عمل می شود.

1-امداد الفتاوی ج4 ص 182

رفع اشتباه

        اجماع این  است که زن می تواند چهرو و دو کف دست را درنماز ظاهر کند ،  از مبحث قبل معلوم شد که پوشیدن وجه وکفین فی نفسه لازم نیست و معنی عورت نبودن آن نیز همین است ، نه اینکه در مقابل افراد اجنبی  و بیگانه اظهار آن روا باشد ، بنابراین قاعدة ی « ما لم یکن عورة فغیر حرام اظهاره » آنچه عورت نیست اظهار آن حرام نیست بدین معنی است که اظهار آن فی نفسه درست است نه در مقابل مردان اجنبی.1

1-امداد الفتاوی ج4 ص 183

          در اینجا می توان روایت ابن مسعود را که( ثیاب) و روایت ابن عباس را که ( وجه و کفین ) را مستثنی دانسته اند چنین تطبیق داد که ابن مسعود رضی الله عنه لباس را جزء زینت قرار داده است ، به دلیل قول خداوند  که می فرماید :«خُذُواْ زِینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ» هنگام هر نماز زینت  خویش را برگیرید.  در اینجا منظور از زینت لباس  است که هر شخصی عورت خویش را با آن می پوشاند و زن هنگام خروج از خانه بنابر نیاز و محبوری نمی تواند چادرش را پنهان نگه دارد لذا آنچه استثنا شده همان چادر و جلباب است و آن هم به سبب تماسی که با بدن زن دارد یک نوع زینت محسوب می گردد. گویا مساله حجاب بیشتر مد نطر عبدالله بن مسعود رضی الله عنه بوده است.

      اما ابن عباس ( چون آیات سوره ی نور مربوط به ستر عورت هستند) وجه و کفین را از مساله ستر استثنا نموده و ظاهر نمودن آن را برای زن درخانه و جلوی محارم جایز دانسته  است. چنانکه در روایت قلبی بیان گردید.

     بنابراین هر دو قول کاملا مطابق با قرآن و حدیث اند و عمل به هر دو واجب می باشد و هیچ یک ظاهر نمودن وجه و کفین را در مقابل مردان اجنبی جایز ندانسته است.

طریقه ی پوشیدن چادر در منزل

            «وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ»باید بزنند چادر های شان را بر گریبانهای شان.

خمر جمع خمار است ، یعنی چادری که زن بر سر می اندازد و از زیر چانه بر کتفش دوز می زند تا سینه اش پوشیده گردد. جیوب هم جمع جیب به معنی گریبان است ، چون از زمان قدیم رسم بر این است که یقه بر سینه قرار می گیرد لذا خداوند کلمه جیوب را ذکر فرمود و منظور از پوشیدن جیوب همان سینه می باشد.

           در ابتدای آیه از اظهار زینت به عمل آمد در این جمله بر پنهان ساختن زینت تاکید شده و یک صورت آن نیز بیان گردید. این آیه در واقع یک رسم جاهلیت را تردید می نماید  در زمانه ی جاهلیت زنان چادر را بر سر انداختند و دو طرفش را پشت سر رها می کردند ، در نتیجه گریبان ، گلو ، سینه و گوش شان نمایان بود ، خداوند به زن های مومن دستور داد که این کار را نکنند بلکه یک طرف چادر را بر طرف دیگر بپیچد تا این اعضا کاملا پوشیده گردند.

استثناء دوم

       «وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ».1 زینت و جمال خود را آشکار نسازند جز برای شوهران خود و پدران خود و پدران شوهر و پسران خود و برادران خود و پسران برادران و پسران خواهران خود و زنان خود ( یعنی زنان مسلمه) و کنیزان ملکی خویش و اتباع (آن هایی که رغبت به زنان ندارند) از مردان یا طفلی که هنوز بر عورت ومحارم زنان آگاه نیست.

1-سوره نور آیه 31

      از آیه فوق بیان استثناء دوم است و شامل مردانی می شود که شرعا حجاب وپرده از آن ها واجب نیست به دو علت : 1- مردانی که  استثناء هستند اندیشه فتنه از آن ها وجود ندارد زیرا خداوند متعال خلقتا طبایع آنان را چنین آفریده که محافظ عصمت وپاکدامنی آنان می باشند.2- سهولت و آسانی برای رفت و آمد در یک  مکان متقاضی آن است.

         البته از این نکته نباید غافل ماند که غیر از شوهر محارم دیگر تنها از احکام حجاب مستثنی هستند نه از ستر عورت . آن  اعضایی که در ستر داخلند ظاهر نمودن آن در نماز و دیدن آن برای محارم جایز نیست.

         در این آیه هشت  گروه از محارم مرد وچهار گروه از افراد دیگر ، از حکم حجاب مستثنی می باشند در سوره  احزاب که به اعتبار نزول مقدم است هفت گروه ذکر شده و در سوره نور که بعد ار آن نازل گشته پنج گروه دیگر اضافه شده است.1

1- تفسیر معارف القرآن ج6 ص 403

بیان محارم

لفظ محرم در اینجا عام است  شوهر را نیز شامل است و معنی اصطلاحی فقهاء مراد نیست و محارم عبارت اند از:

1- شوهر : هیچ یک از اعضاء زن از شوهرش پنهان نیست ، گر چه دیدن اعضاء مخصوص بدون ضرورت خلاف اولی می باشد. حضرت

عایشه رضی الله عنها می فرماید: :«  ما رای منی و لا رایت منه » نه

 پیامبر صلی الله علیه وسلم عضو مخصوص مرا دیده و نه من از آن حضرت را دیده ام.

2- پدر ، پدر بزرگ ، وپدر پدربزرگ نیز حکمش چنین است.

3- پدر شوهر ، پدر بزرگ وپدر پدر بزرگ نیزدر آیه داخلند.

4- فرزندان زن

5- فرزندان شوهر که از همسری دیگر باشند.

6- برادر ، فرقی نمی کند از یک پدر ویک مادر باشند یا پدر ومادرشان یکی باشد.

7- پسر برادر

8- پسر خواهر

 این هشت گروه از محارم هستند البته پسر عمو ، پسر عمه ، پسر دایی وپسر خاله ، محرم نیستند و حجاب از آنان واجب است.

9- زنان مسلمان : اعضائی که زن می تواند در جلو محارمش ظاهر کند در پیش زن های مسلمان هم ظاهر نمودن شان بلا مانع است ، البته این استثنا از احکام حجاب است نه ستر ، در مساله ستر حکم زنان مسلمان با بقیه محارم یکی است ، اعضایی که پیش محارم ظاهر کردن آن جایز  نیست در پیش زن های مسلمان هم جایز نیست ، طبق رای امام رازی و  علامه آلوسی مفتی بغداد حجاب از زن های کافر واجب نیست آنچه از اسلاف صالحین در مورد حجاب از زنهای کافر منقول است مبنی بر استحباب می باشد.

   10- کسانی که مملوک زنان می باشند : چون در این زمان غلام وکنیز شرعی وجود ندارد نیازی به تفصیل این مطلب نیست.

11-  افراد معتوه و کودنی  که هیچ گونه  رغبت و تمایلی با زنان ندارند ، به خلاف محنثین ، یعنی کسانی که علاقه و محبت به اوصاف خاص زنان دارند که حجاب از آنان واجب است.

        حضرت عایشه صدیقه رضی الله عنها می فرمایند : یک فرد محنث پیش ازواج پیامبر صلی الله علیه وسلم رفت وآمد داشت و آنان او را از «غَیْرِ أُولِی الإرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ» می پنداشتند و از او در حجاب نبودند تا اینکه آن حضرت صلی الله علیه وسلم او را دید و سخنانش را شنید بعد از آن آمدن او را در خانه های ازواج مطهرات ممنوع قرار داد.

      ابن حجر مکی در شرح منهاج می فرماید: اگر چه مرد عنین (نامرد) یا مجبوب ( کسی که آله تناشلی اش بریده شد) یا پیر وفرتوت باشد حجاب از آنان واجب است وآیه شامل حال آن ها نیست.

12- پسر بچه ای که از احوال و صفات مخصوص  زنان بی خبر باشد البته پسر بچه ایی که به جانب زنان رغبت دارد مراهق (قریب البلوغ) می باشد و حجاب از آن واجب است.1

           در آیه ذکری از عمو و دایی به میان نیامده زیرا این دو در کلمه ی «آبائهن» داخلند و محرمیت آنان از حدیث نیز باثبات رسیده است. چنانکه پیامبر صلی الله علیه وسلم به حضرت عایشه رضی الله عنها فرمودند :« لِیَدْخُلْ عَلَیْکِ فَإِنَّهُ عَمُّکِ»2 افلح اجازه دارد که بر تو وارد شود زیرا او عموی تو است.

1- معارف القرآن ج6 ص 405   2- صحیح مسلم ج1 ص 467

نهی از ظاهر ساختن زینت صدادار

     «وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ» زنان پاهای شان را محکم به زمین نکوبند تا زینت مخفی شان آشکار گردد.

      هر چیزی که سبب فتنه و تحریک باشد و قلوب مردان را متوجه خود سازد اظهار آن برای زن حرام است ، از جمله به صدا در آوردن زینت های مخفی مانند خلخال، النگو و... صدایی که از اینگونه زیورات به گوش مردان می رسد ، قلوب آنان را به جانب خود متمایل ساخته و آن ها را تحریک می نماید و چنین به نظر می رسد که قلب خود زن نیز به جانب مردان متمایل می باشد.

پس زمانیکه رسیدن صدای خلخال به گوش اجانب حرام است ، رفع صوت برای زن و رسیدن صدایش به گوش نامحرم به طریق اولی حرام می باشد. زیرا صدای خودش از صدای زیورات به مراتب به فتنه نزدیک تر است . به همین علت است که اذان زن مکروه قرار داده شده  زیرا اذان نیاز به رفع صوت دارد.

             شیخ اسماعیل حقی در تفسیرش می نویسد: از این قیاس خفی کار زنان در مورد ذکر جهری که در برخی از شهرها رایج است واضح می گردد زیرا اجتماع زنان و بلند نمودن صدا از اموری است که از آن ممانعت جدی به عمل آمده و آنان با انجام این عمل مرتکب گناه بزرگی می گردند .زیرا اگر اجتماع و رفع صوت برای زنان درست می بود در مورد نماز اذان و تلبیه نیز امری مستحسن و خوب پنداشته می شد.1

1-تفسیر روح البیان ج6 ص 145

           در ابتداء آیه مطلقا اظهار زینت ممنوع قرار داده شد و در انتهای آن از اظهار زینت مخفی و پوشیده نیز ممانعت به عمل آمد تا بدین صورت اظهار هر نوع زینت که سبب تحریک مردان می گردد ممنوع باشد، زینت خواه خلقی باشد یا کسبی ، ظاهری باشد یا باطنی ، صدادار باشد یا بی صدا ، اظهار آن برای زن حرام و ناجائز است

مخصوصا زینت لباس و چادر های رنگارنگ و خوب که فتنه اش از لوازم آرایش دیگر بیشتر به نظر می رسد لباس هر اندازه ساده وبی آلایش باشد باز هم زینت است زمانیکه آن را با رنگ های گونگون مزین بسازند بر زینتش می افزاید و با اینگونه لباس در جلو اجانب و افراد نامحرم ظاهر شدن اظهار زین بشمار می آید و حرام است . این یکی از شیوه های استکبار جهانی است که با طراحی و تولید لباس های رنگارنگ و کفش صدادار و تحریک آمیز می خواهد به اهداف شومش دست یابذ ، لیکن بر ماست که با هوشیاری کامل با ترفند های دشمن به مقابله برخیزیم و اصالت فرهنگی فکری و مذهبی خویش را حفظ کنیم و دشمن را از سلطه  و نفوذش ناامید نماییم.

          پیامبر گرامی صلی الله علیه وسلم درباره ی زنانی که آرایش خویش را به نمایش می گذارند می فرماید : « مَثَلُ الرَّافِلَةِ فِی الزِّینَةِ فِی غَیْرِ أَهْلِهَا کَمَثَلِ ظُلْمَةِ یَوْمِ الْقِیَامَةِ لَا نُورَ لَهَا» .1 مثال زنی که خود رابرای غیر اهلش آرایش بدهد مانند تاریکی است در روز قیامت که نور و روشنایی برای او وجود ندارد.

1- سنن ترمذی ج1 ص 139

بدعت ظاهر ساختن صورت

           در این ایام بدعت جدیدی پدید آمده که  زن را به ترک نقاب و ظاهر نمودن صورت دعوت می دهد دلیلشان این است که وجه وکفین عورت نیست و نقاب حجاب شرعی نیست. این دعوت و بدعت ظاهر ساختن صورت در میان بسیاری از جوانان به ویژه افراد تحصیل کرده به نحو عجیبی ترویج یافته ، البته نه به این علت که این دعوت حق است بلکه اجابت داعی خواهشات نفس است و خواهشات محبوب نفس اند پس جای تعجب نیست که افرادی این دعوت به گناه را حکم اسلام تلقی نموده و آن را اجابت نمایند.

           آنان زن مومن ، با حشمت و مستوره را به انداختن نقاب و ظاهر ساختن منبع حسن وجمال دعوت می دهند و به این طریق او را از حیا  و وقارش خارج می سازند و چنین وانمود می کنند که این عمل مطابق کتاب الله و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم می باشد ، به دلیل اینکه وجه وکفین عورت نیستند.

          در اینجا به یاد زن مسلمان و مومنی می افتم که پسرش در یکی از غزوه ها به شهادت رسیده بود آن زن پسرش را در میان شهداء جستجو می کرد در حالیکه نقاب بر چهره زده بود به او گفتند چطور او را پیدا می کنی و تو نقاب بر چهره گرفته ای؟ او در جواب گفت :« لأن أرزأ ولدی فلن أرزأ حیائی» اگر من پسرم ررا از دست بدهم هرگز حیا وغیرتم را از دست نخواهم داد.

         جای بسی تعجب است برای افرادی که زن مسلمان را به ظاهر ساختن چهره به اسم دین دعوت می دهند و انداختن نقاب را در چنین عصر وزمانی که فسق و فجور به کمال رسیده برای زنان مزین می سازد.

           اسلام از ترس فتنه ظاهر ساختن چهره را برای زن در جلو اجانب حرام ساخته آیا این کار عاقلانه ای است که ما بگوییم اسلام دستور داده که زن موها و قدمین خود را پنهان دارد و در مورد چهره و د وکف دست چشم پوشی نماید آیا فتنه در قدم بیشتر است یا در چهره؟ ای مردم به خود بیایید و دین را برای مسلمانان مشتبه نسازید زمانی که اسلام به زن اجازه  که پایش را به زمین محکم بکوبد تا صدای خلخال و زیورات دیگر به گوش مردان بیگانه نرسد و قلوب آنان تحریک نگردد در مورد چهره که اصل جمال و منبع فتنه است و امکان خطر وجود دارد چطور مسامحت وچشم پوشی می نماید؟1

1- روائع البیان ج2 ص 171

 

حکم پوشش چهره

             خداوند جهت نجات زن از نگاه های تند وشهوت انگیز مردان و نیز جهت عدم دسترسی مردان به آن ، به زن دستور داد که هنگام خروج از خانه بنا بر ضرورت و نیاز طبعی یا شرعی چهره را با جلباب بپوشاند و با استفاده از آن زینت های خلقی وکسبی را ( چهره ، لباس، رنگی ، گوشواره ، انگشتری ، گردن بند ، خلخال ،سرمه ،حنای دست و...) پنهان سازد ، چنانکه می فرماید: «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لأزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا».1 ای پیامبر صلی الله علیه وسلم به همسران ودختران و زنان مومن بگو روپوش های شان را به خودشان نزدیک کنند این مناسبت تر است که شناخته شوند و آزار داده نشوند و خداوند آمرزگار و رحیم است.

1- سوره احزاب آیه 59

این آیه فقط در باره ی پوشش چهره نازل شده و خداوند همسران پیامبر صلی الله علیه وسلم و دختران وی و زن های افراد با ایمان را امر کرده به هنگام بیرون رفتن از خانه های شان روی خود را باجلباب و چادر بپوشانند . جلابیب جمع جلباب و عبارت است از بالاپوشی که زنان بر روی لباس می پوشند اگر به اخبار و احادیث نبوی مراجعه کنیم به این نتیجه می رسیم که زنان بعد از نزول این آیه در زمان خود آن حضرت صلی الله علیه وسلم از چادر  یا نقاب استفاده می کردند و روی برهنه بیرون نمی آمدند . در سنن ابی داوود و ترمذی و دیگر کتب حدیث روش بیرون آمدن زنان بعد از نزول آیه و نیز احادیثی نهی از نقاب در حالت احراو وارد شده است. این گونه احادیث پوشش چهره را برای زنان با وضاحت بیان می کند. بنابراین نقاب چیزی نیست که بعد از زمان حضرت رسول صلی الله علیه وسلم اختراع شده باشد ، بلکه قرآن آن را ذکر کرده و پیغمبر صلی الله علیه وسلم که قرآن بر وی نازل شده  این حکم قرآنی را در زندگی خود و در میان امت خود پیاده نمود. پس جای بسی رسوایی و فضیحت است برای افراد متجدد و غرب زده که هر چه روی شان را از حقیقت بگردانند این رویگردانی باعث بطلان حقیقت نمی گردد و آیه ی قرآن با این کار آن ها محو نابود نمی شود کسانی که با این عقیده ی نادرست شان می خواهند این لکه ی ننگ را از خود و جامعه ی خود بزدایند و نه تنها به هدفشان دست نمی یابند بلکه باعث ظهور و روشن شدن حقیقت می گردند و کسانی که نقاب و پرده را برای خودشان ننگ وعار می شمرند ، تنها راه از بین بردن آن این است که با صراحت تمام بیزاری خود را از احکام آن اعلام بدارند زیرا همین اسلام است که به این چیز ها ی بد و نامطلوب به عقیده خودشان از قبیل حجاب ، چادر و پوشیدن رو امر می کند.

اقوال مفسرین

           آیه «یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلابِیبِهِنَّ» اظهار می دارد که اگر زن بنابر نیاز وضرورت شرعی مجبور شود از خانه بیرون رود چهره و تمام بدنش را با جلباب بپوشاند و تنها یک چشم را برای دیدن راه بگذارد ، اکنون توجه نمایید که اسلاف و مفسرین از این آیه چه فهمیده اند.

1-       « روی الطبری عن ابن عباس انه قال فی هذه الایة أمر الله نساء المومنین إذا خرجن من بیوتهن فی حاجة أن یغطین وجوههن من فوق رءوسهن بالجلابیب ویبدین عینًا واحدة»1

طبری از ابن عباس رضی الله عنهما روایت نموده که فرمودند : خداوند در این آیه به زنان مومن امر نموده که هنگام خارج شدن از منزل جهت انجام کاری چهره های شان را از بالای سرشان با چادر های بزرگ بپوشانند و تنها یک چشم را جهت دیدن بگذارند.

2-       « أی لا تتشبهن بالإماء فی لباسهن إذا خرجن لحاجتهن فکشفن شعورهن ووجوههن لئلا یعرض لهن فاسق» 2. یعنی با کنیزان در  لباس شان موقع خروج برای حاجتی مشابه نشوید اینطور که موها و چهره هایشان ظاهر باشد لیکن باید چادر هایشان را بر چهره های شان پایین بیندازند تا فاسقی به آنان تعرض نکند.

1،2-تفسیر ابن جریر طبری ج10 ص33

3- « والمراد بقوله :« علیهن»  أی على وجوههن ، لأن الذی کان یبدو منهن فى الجاهلیة هو الوجه.1. منظور از قول خداوند که فرمودند : « علیهن» یعنی بر چهره هایشان زیرا تنها صورت بود که در زمان جاهلیت از زنان ظاهر بود.

4-  « وفی الآیة دلالة على أن المرأة الشابة مأمورة بستر وجهها عن الأجانب ، لئلا یطمع فیها أهل الریب»2.آیه بر این دلالت دارد که زن جوان به پوشش چهره از بیگانگان امر شده تا کسانی که اهل شک اند در آن به طمع نیفتند.

5-  « و یدل علی عدم ابداء المراة وجهها قوله تعالی یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لأزْوَاجِکَ 3 این قول خداوند که می فرماید: « ای پیامبر بگ. به همسرانت...» بر عدم جواز ظاهر نمودن چهره برای زن دلالت دارد.

6-  « و المعنی یغطین بها وجوههن وابدانهن وقت خروجهن من بیوتهن لحاجة و لا یخرجن مکشوفات الوجوه والابدان کالاماء ».4 معنی آیه این است که هنگام خروج شان از خانه های خویش برای رفع نیاز چهرهو بدن هایشان را با جلباب بپوشانند و مانند کنیزان با چهره های باز و بدن های برهنه خارج نشوند.

1-البحر المحیط ج7 ص 250  2- جصاص نقل از صنفوة التفاسیر ج2 ص 542   3- مظهری ج8 ص 482    4-روح البیان ج7 ص240   

7-  « ای یرخین بعضها علی الوجوه اذا خرجن لحاجتهن الا عینا واحدة »1  زمانی که برای حاجت شان خارج گشتند قسمتی از جلباب را بر چهره های شان آویزان نمایند و یک چشم را بگذارند.

8-« ای یرخین اردیتهن و ملاحفهن فیتقنعن بها و یغطین روسهن علی وجوههن الا عینا واحدة »2چادر ها و رواندازها ی شان را آویزان نموده و خود را با آن بپیچند و چهره هایشان را از بالای سرشان بپوشانند البته یک چشم را بگذارند.

9-     «لما کانت عادة العربیات التبذل فی معنى الحجبة وکن یکشفن وجوههن کما یفعل الإماء وکان ذلک داعیة إلى نظر الرجال إلیهن وتشعب الفکر فیهن أمر الله تعالى رسوله علیه السلام بأمرهن بإدناء الجلابیب ، لیقع سترهن ویبین الفرق بین الحرائر والإماء»3 عادت عربها ترک خود آرایی و پوشیدن لباس کهنه در معنی پوشش بود اما چهره های شان را مانند کنیزان ظاهر می ساختند و این داعیه ای بود به نگاه مردان به زنان و مشوش بودن فکر درباره ی آنان خداوند رسول گرامی اش را امر نمود تا  زنان را به ادناء جلابیب دستور بدهد تا پوشش شان  صورت پذیرد و فرق بین زنان آزاد وکنیز ظاهر گردد.

1- جلالین ج1 ص 357    2- کشف الاسرار ج8 ص 89     3- المحرر الوجیز ج4 ص 399

 

 

 

 

10-      « أی یغطین بها وجوههن وصدورهن»1  چهره ها و سینه های شان را با آن بپوشانند.

11-   « و معنی ( یدنین) یرخینها علیهن و یغطین بها وجوههن و اعطا فهن».2 مهنی یدنین این است که آن را بر خودشان بیندازند و چهره و زیر بغل های شان را بپوشانند.

12-   « ای یغطین بها وجوههن وابدانهن اذا برزن لداعیة من الدواعی3 ». چهره ها وبدن هایشان را با آن بپوشند زمانیکه بنا بر نیازی بیرون رفتند.

 13- ومعنی (یدنین علیهن من جلابیبهن) یرخینها علیهن و یغطین بها وجوههن واعطافهن یقال اذا زال الثوب عن وجه المراة ادنی ثوبک علی وجهک . و عن السدی : ان تغطی احدی عینها و جبهتها و الشق الاخر الا العین . وعن الکسائی یتقنعن بملافتحن منضمة علیهن اراد بالانضمام معنی الادناء»4. معنی آیه این است که چادر را بر خودشان بیندازند و چهره و آغوشهایشان را بپوشند زمانیکه چهره از چهره زن کنار برود

1- تیسیر الکریم الرحمان فی تفسیر کلام المنان ج2 ص 404   2- تفسیر القاسمی ج14 ص 308   3- ابو السعود ج7 ص 115 4- کشاف ج3 ص 560

 گفته می شود لباست را به چهره ات نزدیک کن .سدی می فرماید :

یک چشم و پیشانی و طرف دیگر چهره را بپوشاند و چشم  دیگر را بگذاردنیز از کسائی . روایت است که می فرماید: با رو انداز های شان خود را بپیچند طوری که چهره هایشان نیز پوشیده گردد.

14-« قال محمد بن سیرین سالت عبیدة السلمانی عن قول الله عزوجل ( یدنین) فغطی وجهه و راسه و ابرز عینه الیسری ».1

15-« لما کانت عادة العربیات التبذل وکن یکشفن وجوههن کما یفعل الإماء وکان ذلک داعیة إلى نظر الرجال إلیهن وتشعب الفکرة فیهن أمر الله رسوله ( صلى الله علیه وسلم ) أن یأمرهن بإرخاء الجلابیب علیهن إذا أردن الخروج إلى حوائجهن وکن یتبرزن فی الصحراء قبل أن تتخذ الکنف ».2عادت زنان آزاده ی عرب ، ترک زینت و خود آرایی بود و چهره هایشان را مانند کنیزان ظاهر می کردند و این خود یک داعیه برای نگاه مردان به سوی آنان و تشویش افکار بود خداوند به رسول گرامیش صلی الله علیه وسلم  دستور داد به آن ها بگوید هنگام خروج از خانه جهت نیاز های شان چادر های شان را بر چهره های شان آویزان نمایند و زنان قبل از اینکه دستشویی درست کنند جهت قضای حاجت (بول وبراز) به صحرا می رفتند.

1-     ابن کثیر ج3 ص 442  2- قرطبی ج14 ص 243

16-   « ای یرخین علی وجوههن الجلباب حتی لا یبدو من المراة الا عین واحدة تنظر بها الطریق اذا خرجت لحاجة ». 1 جلباب را بر چهره هایشان آویزان کنند تا هیچ یک از اعضای زن ظاهر نگردد به جزء یک چشم که با آن راه را ببیند زمانیکه برای حاجتی بیرون رود.

17-« والمراد یرخین بعض الثوب علی والوجوه الا شیئا قلیلا کعین واحدة».2 منظور این است که حصه ای از لباس را بر چهره ها بیندازد مگر چیز بسیار کم مانند یک چشم که ظاهر می گردد.

            آنچه مذکور شد خلاصه ای بود از اقوال برخی از ائمه تفسیر در مورد وجوب پوشش صورت برای زن ، البته این نکته نیز قابل ذکر است که ظاهر ساختن یک چشم جهت دیدن راه در صورتی است که نگاهش را پایین انداخته  وبه مردان اجنبی خیره نشود زیرا به گوشه ی چشم نگاه کردن زن تیری است که قلب مرد را هدف قرار می دهد و فلسفه پوشش چهره نیز از بین می رود پس بهتر این است که با مقنعه تمام چهره را بپوشاند تا هیچ یک از طرفین متحمل ضرر نگردد.

1- ایسر التفاسیر لکلام العلی الکبیر ج4 ص 290  2- التفسیر الوجیز و معجم معانی القرآن العزیز ص 427

احادیث پوشش چهره

      اگر روایات را مورد بررسی قرار دهیم علاوه از روایت ابن

 عباس ومحمد بن سیرین به روایات صحیح دیگری نیز برمی خوریم که صراحتا وجوب پوشش به اثبات می رسد.

چنانکه در صحیح بخاری وسنن ابی داوود و دیگر کتب حدیث آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند : « لا تنتقب المراة المحرمة ولا تلبس القفازین ». 1 یعنی زن در حالت احرام نقاب برنگیرد و دستکش نپوشد. نیز حضرت جعفر از پدرش روایت می کند « أن علیا کان ینهی النساء عن النقاب وهن حرم ، ولکن یسدلن الثوب عن وجهوهن سدلا»2.

1- صحیح بخاری ج1 ص 284 ، ابوداوود ص 260   2- مصنف ابن ابی شیبه ج3 ص 337   

حضرت علی رضی الله عنه زنان را در حالت احرام از نقاب نهی می کرد البته آن ها چادر را برچهره های خود آویزان می کردند.

          حضرت عایشه رضی الله عنها می فرماید: «کَانَ الرُّکْبَانُ یَمُرُّونَ بِنَا وَنَحْنُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مُحْرِمَاتٌ فَإِذَا حَاذَوْا بِنَا سَدَلَتْ إِحْدَانَا جِلْبَابَهَا مِنْ رَأْسِهَا عَلَى وَجْهِهَا فَإِذَا جَاوَزُونَا کَشَفْنَاهُ ».1

1- سنن ابی داوود ج1 ص261

سواران از پیش ما می گذشتند وما به همراهی رسول الله صلی الله علیه  وسلم در حال احرام بودیم وقتی که از پیش ما رد می شدند هر یک از ما چادرش را از سرش به رویش پایین می انداخت زمانیکه از ما می گذشتند نقاب از چهره برمی گرفتیم.

              از اینگونه روایات به صراحت دلالت دارند بر اینکه زنان در عهد نبوت و بعد از آن به پوشیدن نقاب ودستکش عادت کرده بودند ولی در حال احرام از آن منع شدند و مقصود از این حکم این نیست که مردم چهره های زنان را در موسم حج ببینند بلکه هدف اصلی آن است که چادر در حالت عادی جزء لباس بود در حالت احرام جزء احرام نگردد ، چنانکه در احادیث مذکوره آ ن حضرت صلی الله علیه وسلم و زنان دیگر در حالت احرام هم چهره های شان را از مردان بیگانه پنهان می ساختند.

           به هر حال آیه ی ( یدنین علیهن من جلابیبهن)برای پوشش چهره نازل شده ، چنانکه حضرت ام سلمه رضی الله عنها عمل زنان را در زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم عمل زنان را در زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم یعد از نزول آیه این گونه بیان می فرماید :« لَمَّا نَزَلَتْ { یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ } خَرَجَ نِسَاءُ الْأَنْصَارِ کَأَنَّ عَلَى رُءُوسِهِنَّ الْغِرْبَانَ مِنْ الْأَکْسِیَةِ» .1 زمانی که آیه یدنین علیهن من جلابیبهن فرود

1-سنن ابوداود ج2 ص 212

آمد زنان انصار هنگام خروج طوری خودشان را می پوشیدند که مانند کلاغ سیاه بودند.

حدیث خثعمیّة

             از حضرت عبدالله بن عباس رضی الله عنهما روایت است که : پیامبر صلی الله علیه وسلم روز عید فضل بن عباس رضی الله عنهما  را ب عقب مرکبش پشت سر خود سوار نمود و فضل رضی الله عنه مردی زیبا بود ، آن حضرت صلی الله علیه وسلم جهت پاسخ به پرسش های مردم توقف نمود در آن حال زنی زیبا از قبیله خثعم جهت استفتاء خدمت آن حضرت صلی الله علیه وسلم آمد ، حسن وجمال زن ، فضل را به شگفتی انداخت  و نگاهش را به او دوخت آن حضرت صلی الله علیه وسلم متوجه شد و فضل رضی الله عنه را گرفته و صورتش را به سمت دیگر گردانید آنگاه زن گفت : ای رسول خدا همانا فریضه  خداوند بر بندگانش   در مورد حج پدر مرا که مردی کهنسال است دریافته است و نمی تواند بر سواری اش قرار بگیرد آیا اگر من عوض او حج بکنم از ذمه پدرم ساقط می گردد ، آن حضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند : بله .1

1-صحیح بخاری ج2 ص 920 باب قوله تعالی یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوتا

            این حدیث به طرق مختلف روایت شده و در برخی  از روایات این جمله که « فضل رضی الله عنه به او و او نیز به فضل رضی الله عنه نگاه می کرد» و این جمله که « این واقعه در حجة الوداع  بود»1 اضافه شده است.

1- صحیح بخاری ج1 ص 250 کتاب المناسک   

      به هر حال برخی از این حدیث استدلال می کنند که پوشش چهره برای زن در مقابل افراد اجنبی واجب نیست زیرا اگر واجب بود حتما آن حضرت صلی الله علیه وسلم به آن زن می گفت که چهره اش را بپوشاند اما پیامبر صلی الله علیه وسلم تنها صورت افضل  رضی الله عنه را به سمت دیگر گردانید و به زن در این مورد چییزی نفرمود.

         این گونه استدلال از این حدیث درست نیست زیرا پوشش چهره از بیگانگان از آیه قرآن به اثبات رسید ( چنانکه در بحث  یدنین علیهن من جلابیبهن گذشت) و ثابت شد که جمهور مفسرین این آیه را برای پوشش چهره  دانسته اند اما اینکه آن حضرت صلی الله علیه وسلم او را به نقاب امر نفرمود علتش این است که آن زن در حال احرام بود و زمان پرسش صبح روز عید بود چنانکه از عبارت « یوم النحر» که در حدیث مذکور است به خوبی روشن می گردد. و  روایت  ابن خزیمه که می فرماید : « غداة النحر1» صبح روز عید این مطلب را روشن تر می سازد.

1- صحیح ابن خزیمه ج4 ص 342

          بنابراین ثابت شد که این واقعه در ایام حج و زن نیز در حالت احرام بود و پیامبر صلی الله علیه وسلم زنان را در حالت احرام از نقاب نهی فرمودند ، پس اینگونه احادیث دلیل بر آن است که احرام زن در صورتش می باشد و برای زن جایز است که در حال احرام صورتش را ظاهر کند.

           تخفیف در حجاب

           « وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللَّاتِی لَا یَرْجُونَ نِکَاحًا فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیَابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِینَةٍ وَأَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ».1 زنانی که نشسته اند( بر اثر پیری نمی توانند کاری انجام بدهند) آنهایی که امید نکاح ندارند بر اینها گناهی نیست که لباس شان را بگذارند البته نباید اظهار زینت کنند و اگر عفت  را پیشه خود سازند برای آنان بهتر است.

  1- سوره نور آیه 60

          این  پیرزن هایی را که قوه ی شهوانی شان نابود گشته و به حالتی در آمده اند که طبیعتا هیچ فردی به آن ها تمایل ندارد از  حکم حجاب مستثنی نموده است این مطلب از وضع ثیاب بدست می آید منظور از ثیاب همان جلباب است که بالای خمار گذاشته می شود و زن هنگام خروج بنا بر ضرورت و نیاز آن را می پوشد یعنی اگر اینگونه زنان که به این سن وسال رسیده اند جلباب را گذاشته  تنها بر خمار اکتفاء نمایند مواخذه نمی شوند مطلب این آیه این نیست که پیرزنان اجازه دارند سر لخت باشند یا پیراهن را کنار بگذارند زیرا این مربوط به ستر عورت است و از مساله ستر کسی مستثنی نیست البته اگر این ها هم عفت پیشه کنند و با جلباب خارج گردند برای آنان بهتر است.

اختلاط یکی از دست آور دهای فرهنگ غرب

              اختلاط مرد و زن از اموری است که از بدو آفرینش تا خاتم الانبیاء نه تنها اهل ادیان بلکه تمام افراد شریف و با نسب آن را درست نفهمیده اند. در قرآن سفر حضرت موسی علیه السلام به مدین و برخورد آن با دو دختر که گوسفندشان را دور از جمع نگه داشته بودند بیان شده است وقتی که حضرت موسی علیه السلام علت آن را جویا شد به دو امر اشاره کردند : 1- داخل شدن در جمع مردان را نمی پسندند و به آبی که از آنان باقی بماند قناعت می کنند2- پدرشان پیر  وناتوان است این گفته آنان اشاره دارد به اینکه بردن حیوانات برای  چرا و آب دادن آن ها عرف وعادت کار مردان است نه زنان لیکن به علت ضعف پدر و نبودن شخصی دیگر آنان مجبور شدند دست به این کار بزنند.

        از این واقعه معلوم می گردد که در شریعت آن زمان هم زنان دوشادوش مردان مشغول کار وفعالیت نبودند و کاری که در آن اختلاط با مردان پیش می آمد به زنان واگذار نمی شد به هر صورت در آن زمان قوانین مخصوصی در مورد حجاب وجود نداشت و در ابتداء اسلام نیز همان صورت رواج داشت و در سنه پنجم هجری حجاب برای زنان واجب گردید و هنگام ولیمه حضرت زینب رضی الله عنها نخستین آیه حجاب نازل گشت. اما قبل از نزول آیه طریقه ی نشستن آیه حجاب نازل گشت . اما قبل از نزول آیه طریقه نشستن آن بانوی اسلام چنین بیان شده است « وَزَوْجَتُهُ مُوَلِّیَةٌ وَجْهَهَا إِلَى الْحَائِطِ».1 یعنی حضرت زینب رضی الله عنها رخش را به دیوار کرده بود و آن جا نشسته بود.

1-سنن ترمذی ج2 ص 153

           تبرجی که در قرآن بیان شده  و آن را به جاهلیت اولی نسبت داده آن نیز کار خانواده های شریف و محترم عرب نبوده بلکه کار کنیزان و آوارگان بوده است و خانواده های شریف آن را عیب می دانستند آنچه امروز زبانزد خاص وعام گشته که زنان باید مانند مردان و دوشادوش آن ها به کار و فعالیت مشغول باشند واختلاط زنان با مردان در بازار ها و میهمانی ها ایرادی ندارد این نیز از دستاوردهای فرهنگ غرب می باشد تا امت مسلمه را به جاهلیت قدیم و قبل از اسلام برگردانند و متاسفانه تا حد زیادی موفق گشته اند تا در میان جامعه و حتی خانواده های اسلامی فرهنگ بی حیایی و فحشای خویش را ترویج دهند و مسلمین با آغوش باز آماده پذیرش آن نیز هستند و از فرهنگ اسلام غافل مانده اند.

                یکی از شیوه های استکبار جهانی برای رسیدن به اهداف شوم خود طرح شعار های عوام پسندانه است به طور مثال می گویند « دلت پاک باشد حجاب یک امر ظاهری است در حالی که پاکی دل تنها با داشتن حجاب میسر است یا می گویند : « دیگر جامعه عوض شده امروز جامعه اینگونه می پسندد» ولی ما نباید تحت تاثیر جامعه ومحیط باشیم بلکه باید بر محیط اثر بگذاریم در زمستان همه جا سرد است اما باید خود را از سرماخوردگی حفظ کنیم.

زن دام ابلیس است

        پیامبر گرامی صلی الله علیه وسلم فرمودند : « النساء حبالة الشیاطین »1  زن دام شیاطین است.

1- فیض القدیر ج2 ص 177

         ابلیس زمانی که از دربار الهی رانده شد ار خداوند تقاضای یک دام نمود تا به وسیله ی آن بهتر بتواند انسان ها را از جاده ی مستقیم به پرتگاه ضلالت وگمراهی بکشاند خداوند چیزهای زیادی را از قبیل طلا نقره مال وثروت، زرق وبرق دنیا و... به او پیشنهاد نمود اما ابلیس به آن ها راضی نشد در آخر خداوند حسن وجمال و زیبایی زنان را به او داد ابلیس با کمال شوق آن را پذیرفت و گفت : اکنون به مقصد خویش رسیدم این دامی است که جوانمردان را هم می توانم بفریبم و شکار خود سازم .( این مطلب در مثنوی دفتر پنجم با تفصیل بیان شده است)

        گویا این داستان شرحی است برای حدیث مذکور و اگر چنانچه انصافا کمی بیندیشیم کاملا متوجه می شویم که جامعه امروزی در هر کجای دنیا در این دام گرفتار شده وشکار ابلیس گشته است. امروزه انسان های شیطان صفت در نظر دارند تا هر کجای دنیا این دام را  بگسترانند و مسلمین را از راه راست منحرف سازند تا در این دام اسیر شده شکار فحشاء گردند و نیروی ایمانی شان نابود گردد و باطل بر آن ها پیروز شود.

               آری خارج ساختن زن از منزل و به کار گماردن او در کارخانه و اداره و آزاد گذاشتن او پهن نمودن این دام شیطانی و به انحراف کشاندن جامعه انسانی می باشد .تجربه ثابت کرده نموده و کشور های که طرفدار آزادی اند نیز گواهند که آزادی زن جامعه را به انحراف می کشاند و فساد اخلاقی رواج پیدا می کند لذا اسلام جهت انسداد اینگونه مفاسد و رهایی از آن به زن اجازه ی خروج بی مورد نداده و حق تماس با بیگانگان را از او سلب نموده اند زیرا پیشگیری بهتر از در مان است.

              برخی از حکماء می فرمایند :« إیاک ومخالطة النساء فإن لحظات المرأة سهم ولفظها سهم ».1  از مخالطت با زن بپرهیز زیرا به گوشه ی چشم نگاه کردن تیری وصحبت نمودن با وی سمی کشنده است و حضرت سلیمان علیه السلام نیز می فرماید: « امش وراء الاسد و لا تمش وراء المراة».2 پشت سر شیر راه برو لیکن پشت سر زن هرگز

1،2- فیض القدیر ج2 ص 177             

راه مرو، یعنی راه رفتن پشت سر شیر به مراتب خطرش از راه رفتن پشت سر زن کمتر می باشد زیرا شیر خطرش جانی و زن خطرش مربوط به ایمان می باشد.

دستورات و راهنمایی های پنچگانه

            خداوند برای آخرین با  و جهت تکمیل نمودن حکم حجاب دستوراتی دیگر را صادر فرمود و جهت پیاده نمودن این احکام نخست از خانواده ی پیامبر صلی الله علیه وسلم آغاز نمود و آنان را اینگونه خطاب قرار داد : «یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ» ای زنان پیامبر صلی الله علیه وسلم شما مانند هیچ یک از زنان امت نیستید درجه و رتبه ی شما مانند زنان عامه نیست خداوند شما را به زوجیت سید المرسلین انتخاب نموده و امهات المومنین گردانیده است لهذا اگر بهترین نمونهی تقوا وطهارت را ( چنانکه از شما توقع می رود) نشان دهید ارزش آن نزد خداوند متعال خیلی زیاد است و فرضا اگر حرکت ناشایسته ای از شما سر زند آن نیز به همین نسبت خیلی سنگین تمام می شود ، خلاصه حیثیت شما خواه  از جنبه ی نیکی باشد یا بدی نسبت به زنان دیگر ممتاز است.« ان اتقیتن» البته اگر تقوا و پرهیزکاری را پیشه کنید ، یعنی فقط به این نسبت  و تعلق اکتفا نکنید و به این امید که ما ازواج رسول الله صلی الله علیه وسلم هستیم ننشینند بلکه تقوی و اطاعت از احکام الهی شرط این فضیلت و امتیاز شماست.اکنون دستوراتی چند برای ازواج مطهرات و سایر زنان امت بیان می گردد.

فرمان اول

           « فلا تخضعن بالقول» اگر ضرورتی پیش آمد که شما از پس پرده مجبور به تکلم با نامحرم شدید در گرفتار نرمی نشان ندهید و از لطافت کلامی که طبیعتا در صدای زن نهفته است بپرهیزید.« فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ» چون در این صورت کسی که در قلبش مرض نفاق و زنا موجود است در طمع می افتد در چنین مواضع آن صدای طبیعی و فطری را قصدا عوض کنید. « وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً» و موافق با قاعده ی  عفت سخن گویید یعنی طرف از سخن شما چنین برداشت نماید که این روش سخن گفتن از حفاظت حیا و عفت است نه از اثر بد اخلاقی.1

                   روایت شده که برخی از همسران پیامبر صلی الله علیه وسلم هر گاه ضرورت سخن گفتن با مردی پیش می آمد دست خود را بر دهان می گذاشتند تا صدای شان تغییر یابد.2 شاعر می فرماید: هست نرمی آفت جان سمور * وز درشتی می برد جان خار پشت

1- تفسیر معارف القرآن ج7 ص 132      2- تفسیر روح البیان ص 170

فرمان دوم

     «وَ قَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى» در خانه هایتان بمانید و خارج نگردید مانند خارج شدن زمان جاهلیت.

       تبرج از ماده برج و از باب تفعل است ، برج به معنی قلعه ،کاخ و قصر می آید چنانکه در قرآن آمده است« اینما تکونوا یدرککم الموت ولو کتنم فی بروج مشیدة» هر کجا باشید مرگ به سراغ تان خواهد آمد گر چه در قلعه های بسیار مستحکم قرار گیرید . نزد برخی هر گاه زن از برج و قصرش خارج شود می گویند « تَبَرَّجت المرأة ».1

1- فیض القدیر ج2 ص 177

           خداوند در ابتدا با نزول آیه حجاب حد فاصلی میان مرد وزن اجنبی بوجود آورد و به این طریق روبرو قرار گرفتن و با هم صحبت نمودن را برای آنان ممنوع قرار داد ، بعد ازآن حکم غص بصر را صادر فرمودو به زن دستورنقاب وبرقعه داد، در اینجا می فرماید: شما زنان در خانه هایتان بمانید و از آن خارج نگردید. این آخرین و بهترین نسخه شفا برای تمام امراض باطنی است تا با عمل نمودن به این حکم رابطه ی مرد وزن اجنبی کلا قطع گردد زیرا خداوند از ضعف و ناتوانی انسان در برابر مسائل جنسی و گرفتاری جوانان در این رابطه آگاه است و این تنها راهی است که جامعه از زیان های خود آرایی و خود نمایی زن محفوظ می ماند و عفت و پاکدامنی زن به تباهی نمی گراید و مردان نیز از تحریک و سر به هوایی دور می مانند.

        از آیه فوق به دو مطلب اشاره شده است : 1- خداوند برای زن نمی پسندد که خارج از خانه بیرون رود بلکه مقر فرماندهی خویش را محکم نگه داشته ، زینت خانه قرار گیرد و به کار خانه داری مشغول باشد به عبارتی دیگر حجابی که شرعا مطلوب است حجاب بالبیوت می باشد.

        2-  اگر مجبور به خروج شد همراه با اظهار زینت نباشد بلکه با پوشیدن جلباب و مقنعه تمام بدن خود را از سر تا قدم بپوشد ( تفصیل این مطلب در بحث یدنین بیان شد).

          گویا از آیه  « وقرن فی بیوتکن » ماندن در خانه ها برای زنان واجب و خروج مطلقا ممنوعو حرام قرار داده شده و از آیه « ولا تبرجن» اشاره شد که خروج اضطراری ممنوع نیست آن خروجی ممنوع است که جهت گردش وتفریح در بازار و اظهار زینت باشد.1

1- معارف القرآن ج7 ص 133       

       پیامبر گرامی صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لیس للنساء نصیب فی الخروج إلا مضطرة یعنی لیس لها خادم – الحدیث».1 زنان در بیرون رفتن از خانه حقی ندارد مگر کسی که مجبور باشد یعنی خدمتگذار نداشته باشد.

1- کنز العمال ج 16 ص 392

. شیخ سعدی رحمه الله می فرماید :

چو زن راه بازار گیرد بزن            و گرنه تو در خانه بنشین چو زن

زبیگانگان چشم زن کور باد            چو بیرون شد از خانه درگور باد

زن خوب و فرمان بر و پارسا          کند مرد درویش را پادشا

هر کراخانه آباد و همخوابه دوست      خدارا برحمت نظر سوی اوست

چو مستور باشد زن خوب روی         بدیدار او در بهشتست شوی

 

 

 

       از حضرت عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنَّ الْمَرْأَةَ عَوْرَةٌ ، فَإِذَا خَرَجَتِ اسْتَشْرَفَهَا الشَّیْطَانُ ، وَأَقْرَبُ مَا تَکُونُ مِنْ وَجْهِ رَبِّهَا وَهِیَ فِی قَعْرِ بَیْتِهَا.»2 همانا زن تمام وجودش عورت است هر گاه از منزل خارج شد شیطان بر اوتسلط می یابد و نزدیکترین حالتی که زن با پروردگارش دارد زمانی است که در خانه اش قرار گیرد.

   1-  صحیح ابن حزیمه ج3 ص  93

         این حدیث با صراحت تمام بیان می کند که خروج زن از خانه با مسلط شدن شیطان بر او مساوی است و ظاهر است که هر گاه شیطان بر شخصی مسلط باشد او را ب اعمال شیطانی وا می دارد و این در صورتی است که زن خود را با انواع رنگ ها و ماتیک ها مزین ساخته ، با آرایش کامل با عطر وادکلن بیرون رود. اینگونه زنان در قیافه ابلیس خارج می گردند چنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «  إِنَّ الْمَرْأَةَ تُقْبِلُ فِی صُورَةِ شَیْطَانٍ وَتُدْبِرُ فِی صُورَةِ شَیْطَانٍ فَإِذَا أَبْصَرَ أَحَدُکُمْ امْرَأَةً فَلْیَأْتِ أَهْلَهُ فَإِنَّ ذَلِکَ یَرُدُّ مَا فِی نَفْسِهِ »1  مانا زن در صفت شیطان می آید ودر صفت شیطان پشت می دهد هر گاه یکی از شما زنی را دید که او را درشگفت انداخت فورا به اهلش مراجعه نماید زیرا این عمل را در قلبش پدید آمده تسکین می بخشد.

1- فیض القدیرج2 ص 389

         در این حدیث زن زیبا در صفت وسوسه و اضلال به ابلیس تشبیه شده است زیرا رویت آن قوه شهوانی را به جوش در می آورد و انسان را به استراق نظر دعوت می کند در جملات آخر حدیث علاج آن برای مردان ذکر شده یعنی هر گاه مردی با زنی برخورد نمود حسن وجمالش او را در تعجب انداخت فورا به اهلش رجوع نموده و غریزه ی شهوانی خود را ارضاء نماید. زیرا این عمل در تسکین نفس و دفع وسوسه نقش موثری دارد.

        در حدیث دیگری پیغمبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «أَیُّمَا امْرَأَةٍ اسْتَعْطَرَتْ فَمَرَّتْ عَلَى قَوْمٍ لِیَجِدُوا مِنْ رِیحِهَا فَهِیَ زَانِیَةٌ » .1 هر زنی که عطر بزند و بر قومی بگذرد تا بوی خوش آن را استشمام نمایند او زناکار است و هر چشمی که به او نگاه کند زانی است.

1- صحیح ابن خزیمه ج3 ص 91 

      هر گاه زن آزاد باشد نفس او روز به روز تقاضا های بیشتری از او دارد گفته شده که مثال زن مانند کبوتر است زمانی که پرو بالش بروید به پرواز در می آید هر گاه مرد همسرش را با لباس های فاخره و جواهرات گران قیمت مزین وآراسته کرد نشستن در خانه برایش مشکل است لیکن این وظیفه مرد است که با تسلط خویش بر همسرش مانع از تسلط شیطان باشد و کمترین فرصتی را به او ندهد.

      فرمان سوم، چهارم و پنجم

 «  و اقمن الصلوة و اتین الزکوة و اطعن الله و رسوله».نماز را بر پا دارید ، زکات بدهید ، خداو رسول را اطاعت کنید. این فرامین پنجگانه از مهمات دین به شمار می آیند و برای عموم زنان مسلمان هستند.1

این دستورات عام اند

1- تفسیر معارف القرآن ج7 ص 131

         برخی معتقدند که آیه « وقرن فی بیوتکن» مختص به ازواج مطهرات است و زنان امت  چنین نیستند زیرا زندانی کردن وحبس زن در اسلام مطرح نیست. ولی ما می پرسیم در این آیه کدام یک از اوامر مخصوص به زنان پیامبر صلی الله علیه وسلم است که این قسمت را نیز مخصوص بدانیم . حالا شما در دستورات پنجگانه فوق فکر کنید و بگویید که کدام یک از آن ها مربوط به همه زنان نیست ، آیا لازم نیست که زنان متقی باشند؟ آیا آن ها اجازه دارند که در سخن نرمی نشان دهند و با مردان سخن تحریک آمیز گویند؟ آیا آن ها مجاز هستند که مانند جاهلیت پیشین خود را زینت نمایند؟ آیا سزاوار است که نماز وزکات را تر ک کنند و خداو رسول را فرمان نبرند؟ در صورتی که تمام این اوامر مربوط به همه زنان  مسلمان است پس چه دلیل وجود دارد که « و قرن فی بیوتکن» مخصوص به زنان پیامبر صلی الله علیه وسلم باشد نه به دیگر زنان ؟

             برداشت اشتباه مردم به خاطر اول آیه است که می گوید : « ای زنان پیامبر شما مانند دیگر زنان نیستید» ولی این اسلوب هیچ فرقی ندارد با اینکه شما به فرزندتان بگویید ای پسر من تو مانند دیگر پسران نیستی که در کوچه وبازار گردش کنی و حرکات و افعال نا متناسب را مرتکب شوی ، این سخن شما این مفهوم را ندارد که حرکات  نامناسب ، بی ادبی و در کوچه گشتن درباره ی فرزندان دیگران پسندیده و نیک است هدف این است که معیار اخلاق و محاسن و فضایل تعیین شود تا هر پسری که می خواهد شریف و نجیب باشد خود را با آن معیار مطابقت دهد. قرآن نیز این روش را برای راهنمایی زنان برگزیده زیرا زنان عرب به مانند زنان اروپایی امروزی آزادی داشتند وبر گرداندن آن ها مطابق دستورات اسلامی و تعلیم، حدود اخلاق و قیود اجتماعی را به دست خود پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم صورت می گرفت ، در این شرایط اسلام به امهات المومنین با ضابطه و اسلوب خاصی اهتمام و توجه نمود تا آنان سرمشق و چراغ هدایت زنان دیگر باشند.1

1- حجاب مولانا مودودی

اقوال مفسرین در این مورد

         مفسرین نیز مفهوم آیه را عام می دانند ما در اینجا به نقل چند عبارت اکتفاء می کنیم.

1-  « والمراد علی جمیع القراءات امرهن رضی الله عنهن بملازمة البیوتو هو امر مطلوب من سائر النساء»1 مطابق با همه قرائت ها منظور از آیه این است که خداوند ازواج مطهرات رضی الله عنهن را به ملازمت خانه ها امر نموده و این امریست که از همه ی زنان مطلوب است.

1-تفسیر روح المعانی ج11 ص 7

2-  «هذه آداب امر الله بها نساء النبی و نساء الامة تبع لهن فی ذلک»1 این ها آدابی هستند که خداوند زنان پیامبر صلی الله علیه وسلم را به آ دستور داده و زنان امت در این دستورات تابع آنان می یاشند.

3-  و المعنی الزمن ینسآء النبی بیوتکن و اثبتن فی مساکنکن و الخطاب و ان کان لنساء النبی فقد دخل فیه غیرهن».2  معنی آیه چنین است که ای همسران پیامبر صلی الله علیه وسلم خانه ها ی تان را لازم بگیرید و در مساکن خویش بمانید این خطاب گر چه متوجه همسران پیامبر صلی الله علیه وسلم است لیکن زنان دیگر هم مشمول این فرمانند.

4-« اشارة الی ما یلزم المراة من لزوم بیتهاو الانکفاف عن الخروج منه الا لضرورة».3 اشاره است به آنچه بر زن لازم است در اداره امور خانه اش و خارج نشدن از آن مگر برای ضرورت.

5-« معنی هذه الایة الامر بلزوم البیت و ان کان الخطاب لنسآء النبی صلی الله علیه وسلم فقد دخل غیرهن بالمعنی».4 معنی آیه این است که به اداره خانه دستور داده شده گرچه خطاب برای زنان است که به اداره خانه دستور داده شده گرچه خطاب برای زنان پیامبر صلی الله علیه وسلم است  اما زنان دیگر نیز در این حکم شامل اند

  1- تفسیر ابن کثیر ج3 ص 490    2- روح البیان ج7 ص 170 3-احکام القرآن لابن عربی ج3 ص 570

  4- تفسیر قرطبی ج 14 ص 179

جواز خروج اضطراری

          دستور ماندن در خانه ها و نهی از خروج به این معنی نیست که زنان به هیچ وجه حق ندارند از خانه خارج شوند زیرا پیامبر صلی الله علیه وسلم بعد از نزول این آیه ازواج مطهرات را برای ادای حج و عمره و در غزوات نیز همراه خود می برد و به آن ها برای زیارت والدین ، عیادت مریضان و تعزیت خویشاوندان نزدیک اجازه می داد.

        در روایات صحیحه وارد است که بجز حضرت زینب بنت جحش و حضرت سودة بنت زمعه رضی الله عنهما بقیه ازواج مطهرات همیشه بعد از وفات آن حضرت صلی الله علیه وسلم به جح می رفتند زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: « جهادکن الحج».1 جهاد شما حج است .و هیچ یک از اصحاب حتی امیر المومنین حضرت علی رضی الله عنه این عمل آنان را محکوم نمی کرد و پیامبر صلی الله علیه وسلم بعد از نزول حجاب فرمودند : « قد اذن لکن ان تخرجن لحاجتکن».2

1-بخاری ج1 ص402      2- بخاری ج2 ص 707 کتاب التفسیر

 به شما اجازه داده شده که جهت نیازتان بیرون روید پس مطلب از استقرار فی البیوت این است که زنان در اغلب اوقات در خانه بمانند و از خروج و دخول بی مورد و گردش در کوچه و بازار و خانه های مردم جدا خودداری نمایند و اگر نیاز مبرم جهت خروج پدید آمد با رعایت  حجاب و به اندازه ی نیاز می توانند خارج گردند.

 

 

حجاب از خویشاوندان

             در گذشته خواندید که  خداوند با نزول آیه « وقرن فی بیوتکن » خانه نشینی  را برای زنان واجب قرار داد و بدین ترتیب آنان را از اختلاط باز داشت لیکن با وجود ماندن در خانه ، اگر بی بند وباری آنجا رایج شد باز هم نمی توان به فلسفه حجاب دست یافت.

             عموما فامیل های نزدیک مرد با وجودیکه نامحرم هستند لیکن با دید محرمیت به آن ها نگاه می شود و آنان را از اهل خانه می دانند، امام  ببینیم که حکم اسلام در این مورد چیست؟ حضرت عقبه پسر عامر رضی الله عنه روایت می کند که رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند : « ایاکم و الدخول علی النساء» از وازد شدن بر زنان جدا خودداری نمایید آنگاه مردی از انصار پرسید « یا رسول الله، أفرأیت الحَمْو؟ قال: "الحَمْو الموت".».1 یا رسول خدا وارد شدن اعزه و اقارب مرد چطور است؟ آن حضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند: اینها موت اند.

1-                 ترمذی ج1 ص 139

      در اینجا این نکته قابل توجه است که چرا آن حضرت صلی الله علیه وسلم  خویشاوندان نزدیک مرد را برای زن موت قرار داد ؟ چون عموما به خاطر خویشاوندی که در میان است از این افراد غفلت و اطمینان نیز وجود دارد و مردم تصور و گمان بد نمی کنند ، زن می گوید فلان شخص برادر شوهر من است چطور از او در حجاب باشم ؟ فلانی پسر عمو و او پسر عمه و آن پسر دایی و دیگری پسر خاله من است ، بدین صورت آن ها را مثل برادر تصور نموده با آن ها صحبت می کند ، می خندد و شوخی می کند ، لیکن همه ی این افعال و تعلقات ناجائز و حرام می باشند اگر این ها برادرند پس چرا ازدواج با آنان درست است؟ محرم کسی را گویند که تا ابد نتواند با او ازدواج نماید و کسی که ازدواج با او درست محرم نیست و حجاب از او واجب می باشد.

در خواست زنان و پاسخ پیامبر صلی الله علیه وسلم

         حافظ ابوبکر بزار با سند خویش از حضرت انس رضی الله عنه روایت می کند که زنان خدمت رسول الله صلی الله علیه وسلم حاضر شده عرض کردند یا رسول الله مردان در راه خدا جهاد می کنند و از این طریق فضل وبرتری را کسب نموده اند ما چه عملی انجام دهیم تا بتوانیم به درجه و مرتبه مجاهدین برسیم آنگاه رسول الله فرمودند : « من قعدت- او کلمة نحوها منکن فی بیتها فانها تدرک عمل المجاهدین فی سبیل الله تعالی».1هر شخص از شما  که در خانه بنشیند ( یا کلمه ای دیگر مانند آن فرمود) بدون شک او مرتبه مجاهدین را که در راه خدا جهاد می کنند کسب می نماید.

1- نفسیر ابن کبیر ج3 ص 291      

          از این حدیث معلوم می شود که : آیه « و قرن فی بیوتکن » را عام دانسته و خود را نیز مشمول آن می دانستند و رسول خدا صلی الله علیه وسلم به آنها نفرمود که « آیه متوجه شما نیست و ومخصوص ازواج مطهرات است بلکه آنان را جهت ماندن در خانه تشویق کرد تا جاییکه این نشستن را برای آن ها یک نوع جهاد د راه خدا دانست ، نیز معلوم می گردد که شرکت زنان در غزوات قبل از نزول حجاب بوده است از اینجا بود که آنان وقتی که آن فضیلت را از دست دادند عمل دیگری درخواست نمودند که در اجر وثواب مساوی آن باشد و آن حضرت صلی الله علیه وسلم خانه نشینی را برایشان بهترین عمل دانست.

             حدیثی دیگر از حضرت انس رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند : « مهنة احداکن فی بیتها تدرک عمل المجاهدین ان شاء الله ».2کار وفعالیت هر یک از شما زنان در خانه اش با عمل مجاهدین برابری می کند ان شاء الله تعالی.

1-کنز العمال ج16 ص 209

بهترین هدیه برای زن

           از حضرت حسن بصری رحمه الله روایت است که حضرت علی رضی الله عنه فرمودند : روزی رسول الله صلی الله علیه وسلم از ما پرسیدند : « ای شی خیر للمراة» برای زن چه چیزی بهتر است؟ هیچ کس از حاضرین نتوانست جوابی بگوید ، هنگامی که من نزد فاطمه رضی الله عنها برگشتم گفتم : ای دختر محمد صلی الله علیه وسلم رسول خدا از ما مسئله ای پرسیدند و ما جواب ندادیم ، حضرت فاطمه رضی الله عنها فرمودند : از شما چه پرسید؟ گفتم : فرمود : برای زن چه چیز بهتر است؟ فرمود: شما جواب ندادید !  گفتم : خیر، فرمود :برای زن چیزی بهتر از این نیست که او مرد بیگانه  و مرد بیگانه او را نبیند . حضرت علی رضی الله عنه می فرماید: شب هنگام دوباذه به مجلس آن حضرت صلی الله علیه وسلم حاضر شدم وعرض کردم یا رسول خدا شما مسئله ای از ما پرسیدید و ما جواب ندادیم ، برای زن چیزی بهتر از این وجود ندارد  که او مرد بیگانه و مرد بیگانه او را نبیند ، آن حضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند : « و من قال ذلک» کدام شخص آن را گفت؟ گفتم فاطمه رضی الله عنها ، فرمودند :« صدقت انها بضعة منی1» راست گفته همانا فاطمه پاره ای از تن من است.

1-     کنز العمال ج5 ص 325

         از این حدیث واحادیث گذشته چنین مفهوم می گردد  که ماندن زن در خانه و به کار و فعالیت د آنجا مشغول شدن و از چشم بیگانگان و افراد اوباش و دیوصفت دور ماندن ، برای زن بهترین عبادت محسوب می گردد و به مقام و مرتبه مجاهدین می رسد.

ای زن از فاطمه به تو اینگونه خطاب است

                              ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است

فرمان خدا قول نبی نص کتابست   

                               از بهر افضل طاعات حجابست

تسلیم ترک اختیار

         بعضی می گویند : زن نصف جامعه است چرا در خانه بیهوده بماند؟ ماندن او در خانه بدین معنی است که نصف جامعه را از کاز بیکار کنیم ولی اگر زن برای کار از خانه خارج شود بدان معنی است که نتیجه دوچندان می شود .

           باید دانست که این گفته ی کسانی است که از اسلام بیگانه هستند و چنین می پندارند که خانه نشینی زن مصادف با محبوس ساختن اوست می گویند : زن باید مانند مرد آزادی داشته باشد هر وقت خواست از خانه بیرون رود و با هر کسی خواست پیمان دوستی ببندد و قوانین دیگری که خود انسان برای پیشرفت زندگیش وضع نموده است انجام و اجرای آن قوانین برای زنان جایز است.

          در  اینجا یک حد فاصل وود دارد و آن اینکه قوانین حیاتی مسلمین را پروردگار جهانیان وضع نموده برخلاف کفار که قوانین آن ها ساختگی است و تفاوت میان این دو بر همگان واضح است. خداوند ذاتی علیم وبصیر است و خوب می داند کدام حکم به نفع بندگان وکدام به ضررشان است لذا آنچه به فایده انسان است آن را مشروع و آنچه به ضرر آن ها است ممنوع قرار داده است. از اینجاست که  مسلمان باید در مقابل دستورات الهی سر تسلیم فرود آورد و حق لب گشایی و اعتراض را ندارد زیرا از آینده با خبر نیست و نتیجه ی اعمال برایش نامعلوم است.چنانکه خداوند می فرماید : « وما کان لمومن و لا مومنة اذا قضی الله و رسوله امرا ان یکون لهم الخیرة  من امرهم »1 هر گاه خدا ورسول امری را فیصله نمودند هیچ مرد و زن مومنی اختیار ندارد در مقابل حکم خدا و رسول اظهار نظر کند.

1- سوره احزاب آیه 36

         در اینجا یک جد فاصل وجود دارد و آن اینکه قوانین حیاتی مسلمین را پروردگار جهانیان وضع نموده  بر خلاف کفار که قوانین آن ها ساختگی است و تفاوت میان این دو بر همگان واضح است . خداوند ذاتی علیم و خبیر است و خوب می داند کدام حکم به نفع بندگان  و کدام به ضررشان است لذا آنچه به ضرر آن هاست ممنوع قرار داده

است . از اینجاست که مسلمانان باید در مقابل دستورات الهی سر تسلیم رود آورد و حق لب گشایی و اعتراض را ندارد زیرا از آینده با خبر نیست و نتیجه ی اعمال برایش نامعلوم است. چنانکه خداوند می فرماید:« و ماکان لمومن و لا مومنة اذا قضی الله و رسوله امرا ان یکون لهم الخیرة من امرهم» هر گاه خدا ورسول امری را فیصله نمودند هیچ مرد وزن مومنی اختیار ندارد در مقابل حکم خدا و رسول اظهار نظر کند. این آیه به عنوان یک اصل در باب تسلیم و ترک اختیارو اعتراض است زیرا خیر و خوبی در امری است که خدا ورسول برای ما پسندیده اند. در جای دیگر می فرماید:« عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم » بسا چنین است که چیزی را برایتان ناگوار بفهمید  در حالیکه فایده شما در آن است یعمی ممکن است در تاریکی های آب حیات یافته شود « عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم »1 بسا چنین می شود که آنجه مورد پسند شماست برایتان

1- بقره آیه 216

 

 بد است یعنی امکان دارد در شکر که خیلی شیرین است سم کشنده جا گذاشته شود.

          عموما عرف و عادت چنین است که کار در شخص محبوب می گردد نیز اگر مصیبت زده ای بداند که جزء این طبیبی نیست خودش را کاملا در اختیار وی  می گذارد و از حرکت دادن بدنش خودداری می  نماید و دلش  بخواهد یا نخواهد هر حالتی که برایش پیش بیاید رضایت بخش است.

حافظ می فرماید:

عاشقان را گر در آتش می نشاند قهر دوست          تنگ چشمم گر نظر در چشمه ی کوثر کنم

       از اینجاست که مسلمین در مقابل احکام الهی به هیچ عنوان حق دخالت را به عقل نخواهند داد.

رسالت  زن

          پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند :« الرَّجُلُ رَاعٍ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ وَهُوَ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ وَالْمَرْأَةُ رَاعِیَةٌ عَلَى أَهْلِ بَیْتِ زَوْجِهَا وَوَلَدِهِ وَهِیَ مَسْئُولَةٌ عَنْهُمْ...»1 مرد امیر است بر اهل بیت و اولادش و در مورد آن ها مسئول است ، زن نیز بر خانه و اولاد شوهر مواظبت کننده است و در مورد آن ها مسئول می باشد.

1-     بخاری ج1 ص 347

       این حدیث نشان می دهد که هر یک از پدر و مادر نسبت به تربیت و و نگهداری اهل خانه وظایفی دارند و اگر چنانچه نسبت به آن کوتاهی از خود نشان دهند در روز رستاخیز خداوند آن ها را مورد باز خواست قرار می دهد .

     بنابراین زن در خانه از کار بی کار نیست و رسالتش در خانه در تربیت و ساختن نسل جدید بسی بزرگتر از این است که خانه را به قصد کارخانه و اداره رها کند او خودش یک کارخانه بزرگ انسان سازی را در اختیار دارد که بزرگترین و مهمترین محصولات را به طبیعت عرضه می کند، همه ی علماء و دانشمندان کلیه نوابغ عالم به ویژه پیامبران عظام در همین کارخانه آدم سازی تکوین یافته اند و خداوند هدایت و  رهبری بشر را به عهده ی این ها گذاشته است. هنگامیکه جامعه زن را از خانه خارج می سازد ، در عوض برخی از نتایج مادی که بدست می آورد زیان بیشتری می بیند و کلیه ی آثار معنوی بشر از دست می رود چنانکه برخی از آثار مادی نیز از بین می رود و علتش این است که مادر برای بدست آوزدن پول بیشتر و احیانا خرج آن در راه لذت جوئی خود وقت روزانه اش را به عوض آموزش وتربیت صحیح فرزند صرف کار دیکر می کند و در مواجهه با فرزندش آنقدر خسته و افسرده است که حوصله حرف زدن با او را ندارد و حتی اغلب خواسته های او برایش رنج آور می شود و او را ستیزه جو و پر مدعا می خواند.

نقش پدر در تربیت اولاد

      خداوند می فرماید : یا ایها الذین امنو قوا انفسکم و اهلیکم نارا »1 ای  مومنان خود و اهل عیالتان را نیز از آتش جهنم نجات دهید یعنی پدر که سرپرست خانواده است موظف است که خود بر احکام اسلامی عامل باشد و اهل وعیالش را که تحت تکفل او هستند به طاعات مجبور کند و آن ها را به عادات و اخلاق اسلامی عادت دهد.

            پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند : « من حق الولد علی الوالد ثلاثة اشیاء ان یحسن اسمه اذا ولد و یعلمه الکتاب اذا عقل و یزوجه اذا ادرک»2 از حق پسر بر پدر این سه چیز است 1- وقتیکه به دنیا آمد اسم خوبی به او بگذارد 2- زمانیکه به عقل وفهم رسید قرآن را به او یاد دهد 3- هر گاه به سن بلوغ رسید او را ازدواج بدهد.

           در حدیثی دیگر فرمودند « ما نحل والد ولدا من نخل افضل من ادب حسن » 3 هیچ بخششی که پدر به فرزندش عطا کند بالاتر از ادب خوب وجود ندارد.

1-سوره تحریم آیه 6  2- تنبیه الغافلین ص 61       3- سنن ترمذی ج2 ص 17

           بنابراین بر پدر لازم است که فرزندان را به فراگیری فرائض و واجبات مجبور کند و به این طریق آن ها را تربیت و تادیب نماید و هیچگاه اسباب و وسائلی را که سبب بی تربیتی و فساد اخلاقی فرزندان می گردند در دسترس آنان قرار ندهد .پدر با هوشیاری کامل از حیا وعفت اهل و عیالش مواظبت نماید و با ارتکاب افعال پسندیده خانواده اش را از آتش جهنم دو نگه دارد ، زیرا اگز محیط سالم باشد و قرآن وسنت آنجا حاکم باشد فرزندان از آن زنگ می گیرند و اگر فرهنگ غیر اسلامی پیاده شود اولاد نیز به همان جهت تمایل می یابند و همان روش را می پسندند.

          آیات مربوط به حجاب با تفصیل بیان شد از خداوند مسالت دارم که مومنین ومومنات را توفیق عمل عنایت فرماید ، در اینجا یکی دیگر از مسائل  که باز  هم مربوط به حجاب است بیان می گردد.

ورود زنان به مسجد

   امام العصر انور شاه کشمیری رحمه الله در مورد خروج زنان به مساجد چنین می نگارند:

   از بسیاری احادیث چنین مستفاد می گردد که زنان در زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم به نماز جماعت شرکت می کردند و در این باره احادیث قولی نیز موجود است چنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:« لا تنمعوا اماء الله عن المساجد » لیکن با وجود این فقهاء کرام رحمهم الله محدودیت هایی قایلند و متاخرین ورود زنان را به مسجد مطلقا ممنوع قرار داده اند چنانکه این حدیث ابو داود که می فرماید :« عن عایشة رضی الله عنه قالت لو ادرک رسول الله صلی الله علیه وسلم ما احدث النساء لمنعهن المساجد کما منعت نساء بنی اسرائیل » از حضرت عایشه رضی الله عنها روایت است که می فرماید : اگر رسول الله صلی الله علیه وسلم این زمانه را که زنان احداث نموده اند در می یافت البته آن ها را از آمدن به مساجد  نهی می فرمود همانگونه که زنان بنی اسرائیل منع شدند. نیز ناخوشنودی حضرت عمر رضی الله عنه از رفتن زوجه اش به مسجد چنانکه در صحیح بخاری آمده و کراهیت ورود از ابن مبارک و فقهای دیگر این مطلب را تایید می نماید.

        امام العصر علامه انور شاه کشمیری رحمه الله می فرمایند: در اینجا سری وجود دارد و آن اینکه من در شریعت اسلام ترغیب و تشویقی جهت حضور زنان در مساجد مشاهده نکرده ام البته بر خلاف آن احادیث زیادی روایت شده است چنانکه حضرت عبدالله بن مسعود رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه وسلم

 روایت می کند « صَلَاةُ الْمَرْأَةِ فِی بَیْتِهَا أَفْضَلُ مِنْ صَلَاتِهَا فِی  حُجْرَتِهَا وَصَلَاتُهَا فِی مَخْدَعِهَا أَفْضَلُ مِنْ صَلَاتِهَا فِی بَیْتِهَا»1 نماز زن در خانه اش بهتر است از نمازی که در چهار دیواری خانه بخواند و نمازش در اطاقیکه داخل سالن است بهتر است از نمازی که در سالن بخواند.

1-ابو داود ج1 ص 91 

         این حدیث صراحت دارد بر اینکه رضایت پیغمبر صلی الله علیه وسلم این بوده که زنان به مسجد نروند ، چنانکه در حدیثی دیگر می فرمایند : «ان کان لا بد لهن من الخروج فلیخرجن تفلات بدون زینة فلا یتعطرن فان فعلن هن کذا و کذا » اگر چاره ای به جزء خروج نبود باید خروج شان کاملا ساده و بدون آرایش باشد مواد خوشبو استعمال نکنند اگر اینطور کردند آن ها چنین و چنان هستند»1 ، یعنی اگر  هدف عبادت و رضای خداست شرط همین است و اگر شخصی از این دستور سرپیچی کند هدفش زنا وبدکاری است نه عبادت.

1- الفیص الباری ج2 ص 322

             علامه بدر عالم می فرماید : « یکی دیگر از اسرار آن است که در حدیث حضرت ابوهریره رضی الله عنه مرفوعا روایت شده « خیر صفوف الرجال اولها و شرها آخرها و خیر صفوف النساء اخرها و شرها اولها »1 بهترین صفت های مردان ، صفت اول و بدترین آن صفت آخر است و بهترین صفت های زنان صف آخر و بدترین آن ، صفت اول است.

1- صحیح ابن خزیمه ج3 ص 96

        این حدیث شاید در مرحله اول برای شخص تعجب آور باشد که نماز امر معروف و خوبی است این شرو بدی از کجا؟ لیکن بعد از کمی تفکر وتدبر در می یابیم که این بدی در صفوف از ناحیه قرب مردان  صفوف الرجال اولها و شرها آخرها و خیر صفوف النساء اخرها و شرها اولها »2 بهترین صفت های با زنان است ، هر صفی از مردان یا زنان که با جنس مخالفش نزدیک باشد آن شر است البته نه به این معنا که فی الحال خوب نیست بلکه آن در شرف افتادن و لغزش خوردن است گویا شر دور وبرش را فرا گرفته و هر لحظه احتمال دارد در فتنه بیفتند.

1- صحیح این خزیمه ج3 ص 96

               این حدیث  اشارة بیان می کند که زنان در نماز جماعت شرکت نکنند البته چون حاضر شدن به نماز جماعت کار معروفی بود برای صاحب وحی مناسب نبود که زنان را در زمان خود از این کار معروف و خوب باز دارد لیکن از گفته های آن

حضرت صلی الله علیه وسلم چنین مفهوم می گردد که رضایت پیغمبر صلی الله علیه وسلم  در عدم حضور بوده است .1 اصحاب گرامی پیغمبر صلی الله علیه وسلم کاملا متوجه این امر بودند و بعد از وفات آن حضرت صلی الله علیه وسلم زنان را از آمدن به مسجد باز داشتند و به گفته های رسول الله صلی الله علیه وسلم که فرمودند : « وبیوتهن خیر لهن » خانه های شان برایشان بهتر است ، عمل نمودند.

       حضرت بلال رضی الله عنه پسر حضرت عبدالله بن عمر رضی الله عنهما در این مورد با پدرش اختلاف نظر داشت ، حضرت عبدالله بن عمر رضی الله عنهما فرمودند قَالَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ائْذَنُوا لِلنِّسَاءِ إِلَى الْمَسَاجِدِ بِاللَّیْلِ» زنان را به شب اجازه دهید که به مسجد بروند پسرش فرمودند « و الله لا ناذن لهن فیتخذنه دغلا » به خدا سوگند که ما به آنها این اجازه را نخواهیم داد زیرا این بیرون رفتن از خانه برای آن ها بهانه ای برای نزدیک شدن به فتنه است. چون این سخن در مقابل فرموده ی رسول الله صلی الله علیه وسلم گفته شد حضرت ابن عمر رضی الله عنهما به پسرش ناسزا گفت .2

1-البدر الساری الی فیض الباری ج2 ص322   2- سنن ترمذی ج1 ص 74

          در جدیثی دیگر آمده که زنی در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم جهت ادای نماز از منزل خارج شد ناگهان مردی با او روبرو شد او را بر زمین زد و خواسته اش را برآورده ساخت.1

1-سنن ترمذی ج1 ص 175

           در اینجا این نکته قابل توجه است که شرایط بعد از حضرت رسول صلی الله علیه وسلم از زمان آن حضرت تغییر یافته بود و حضرت بلال پسر ابن عمر رضی الله عنهم که یک نفر جوان بود و از احوال دنیا آگاهی بیشتری  داشت بر این اعتقاد بود که بیرون رفتن آنها حتی اگر جهت رفتن به مسجد باشد باز هم سبب فتنه و فساد می گردد ، این کار خیر را بهانه گرفته برخی از آن سوء استفاده می کنند به همین علت اصحاب پیغمبر صلی الله علیه وسلم ماندن در خانه را برای از رفتن به مساجد بهتر می دانستند.

     دنیا در هیچ زمان از افراد فاسق و فاجر خالی نیست در  آن  زمان هم افرادی بودند که دنبال فتنه وقساد می گشتند . خداوند می فرماید: « وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیُشْهِدُ اللَّهَ عَلَى مَا فِی قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهَا وَیُهْلِکَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الْفَسَادَ».1 از انسانها کسی هست که سخن او در باب زندگانی دنیا ترا به شگفت در می آورد و خدا را به آنچه در

 دل وی هست گواه می گیرد ، در صورتی که او سخت ترین ستیزندگانست و چون در زمین ریاست پیدا کند بشتابد تا در آنجا تباهی کند و زراعت و مواشی را نابود سازد و خدا تباه کاری را دوست دارد.

1- بقره آیه205-204

       شان نزول آیه به این صورت است که اخنس بن شریق مردی فصیح وبلیغ بود هر گاه در خدمت رسول الله صلی الله علیه وسلم می آمد خود را حامی اسلام معرفی نموده بسا اوقات به درد اسلام گریه نموده، مردم تصور می کردند که مخلص تر از او کسی نیست وقتی که از مجلس بلند می شد بر خلاف اسلام ومسلمین کار می کرد ، به رفقاء و همفکران خود دستور می داد که حیوانات مسلمانان را بکشند ، کشاورزی آن ها را ویران کنند و زنان مسلمین را مسخره کنند و مسلمانان فقیر و تنگدست را آزار برسانند. خداوند با نزول این آیه راز او را افشاء نمود و او را مردی حیله گر معرفی نمود که در پی تخریب اسلام است گر چه ظاهرا خود را مسلمان جلوه می دهد.1

             بعضی می گویند منظور از اهلاک حرث زناکاری و از اهلاک نسل لواطت است؛ 2

1- تبین الفرقان ج1 ص 353 2-  روح المعانی ج1 ص 96

یعنی ، این شخص سبب ترویج فساد در جامعه بود و خداوند فساد و اهل آن را دوست ندارد.

        حضرت عایشه رضی الله عنها زمانیکه از احوال دنیا با خبر شد رای شخص خود را چنین اظهار داشت، « لَوْ رَأَى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مَا أَحْدَثَ النِّسَاءُ لَمَنَعَهُنَّ الْمَسْجِدَ کَمَا مُنِعَتْ نِسَاءُ بَنِی إِسْرَائِیلَ»1 اگر رسول الله آنچه را که زنان احداث نموده اند می دید آنان را از رفتن به مسجد باز می داشت همانگونه که زنان بنی اسرائیل باز داشته شدند.

 

 

دسته بندی احادیث

         احادیث پیغمبر صلی الله علیه وسلم را در این باره می توان چنین دسته بندی نمود: 1- اذن مطلق 2- محدودیت خروج به شب  3- ممنوعیت خروج برای جمعه باستثناء عیدین 4- جواز خروج برای عیدین 5- کراهیت خروج برای عیدین 6- تشویق و ترغیب زنان جهت نماز در منزل.

اذن مطلق

1- عَنْ سَالِمٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِذَا اسْتَأْذَنَتْ امْرَأَةُ أَحَدِکُمْ إِلَى الْمَسْجِدِ فَلَا یَمْنَعْهَا»1  از سالم از پدرش از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت است که

1-     صحیح بخاری ج2 ص 788

   هرگاه همسر یکی از شما اجازه خواست که به مسجد برود آن را منع نکنید.

2-عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ عَنْ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ لَا تَمْنَعُوا إِمَاءَ اللَّهِ مَسَاجِدَ اللَّهِ وَلْیَخْرُجْنَ تَفِلَاتٍ»1 از حضرت ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: کنیزان خدا را از مساجد باز ندارید و هر گاه بیرون رفتند باید بدون زینت و آرایش بیرون روند.

1- ابود اود ج1 ص 788  

محدودیت بیرون رفتن در شب

1-«عَنْ ابْنِ عُمَرَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا عَنْ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ إِذَا اسْتَأْذَنَکُمْ نِسَاؤُکُمْ بِاللَّیْلِ إِلَى الْمَسْجِدِ فَأْذَنُوا لَهُنَّ»1 از حضرت ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: هر گاه زنان شما به شب اجازه خواستند که به مسجد بروند آنان را اجازه بدهید.

2- عَنِ ابْنِ عُمَرَ عَنْ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَنَّهُ قَالَ لَا تَمْنَعُوا نِسَاءَکُمْ الْمَسَاجِدَ بِاللَّیْلِ»2 زنان تان را از رفتن به مسجد در شب منع نکنید.

1- بخاری ج1 ص 119 و رواه الجماعة الا ابن ماجه ، نیل الاوطار ج3 ص 148  3- صحیح ابن خزیمه ج3 ص 90

ممنوعیت بیرون رفتن جهت نماز جمعه به غیر از عیدین

       « عَنْ طَارِقِ بْنِ شِهَابٍ عَنْ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ الْجُمُعَةُ حَقٌّ وَاجِبٌ عَلَى کُلِّ مُسْلِمٍ فِی جَمَاعَةٍ إِلَّا أَرْبَعَةً عَبْدٌ مَمْلُوکٌ أَوْ امْرَأَةٌ أَوْ صَبِیٌّ أَوْ مَرِیضٌ»1 طارق بن شهاب رضی الله عنه می گوید رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: جمعه حق و واجب است بر هر مسلمان که آن را با جماعت ادا کند مگر بر چهار گروه 1- غلام وبرده 2- زن 3- پسر نابالغ 4- مریض

1-ابوداود ج1 ص 159

        امام بیهقی رحمه الله می فرماید: این حدیث مرسل جید است و عبید الله بن محمد العجلی آن را مسند شمرده و گفته طارق از ابی موسی روایت نموده است.

2-     قال إسماعیل بن عبد الرحمن بن عطیة الأنصاری ، قال : حدثتنی جدتی أم عطیة ، قالت : لما قدم النبی صلى الله علیه وسلم المدینة جمع نساء الأنصار فی بیت ، ثم بعث إلینا عمر ، فقام فسلم ، فرددنا علیه السلام ، فقال : إنی رسول رسول الله إلیکن . قلنا : مرحبا برسول الله وبرسول رسول الله صلى الله علیه وسلم ، قالت : فقال : « أتبایعننی على أن لا تزنین ولا تسرقن ، ولا تقتلن أولادکن ، ولا تأتین ببهتان تفترینه بین  أیدیکن وأرجلکن ، ولا تعصین فی معروف ؟ » قلنا : نعم ، قالت : فمددنا أیدینا من داخل البیت ومد یده من خارجه « وأمرنا أن نخرج الحیض  والعواتق فی العیدین ، ونهانا عن اتباع الجنائز ، ولا جمعة علینا » قال : قلت : فما المعروف الذی نهیتن عنه ؟ قالت : النیاحة »1

1-صحیح ابن خزیمه ج3 ص 112

اسماعیل بن عبدالرحمن بن عطیه انصاری می گویند: جده ام به من خبر داد که پیامبر صلی الله علیه وسلم زنان انصار را در خانه ای جمع کرد حضرت عمر رضی الله عنه نزد ما آمد کنار دروازه ایستاد و سلام داد ما جواب دادیم فرمود من قاصد رسول الله صلی الله علیه وسلم به سوی شما هستم گفتیم مرحبا به رسول الله صلی الله علیه وسلم وقاصدش ، فرمود : آیا مایلید بیعت کنید که با خدا کسی را شریک نسازید ، دزدی و زنا نکنید ، راوی می گوید : جواب دادیم بله ، آنگاه دست های مان را از داخل خانه دراز کردیم و حضرت عمر رضی الله عنه نیز دستش را از بیرون دراز نمود ، راوی می گوید : در آن روز به ما دستور داده شد که روز عید زنان حائضه و نیز دختران تازه بالغ را به عیدگاه ببریم ، از همراهی جنازه ها باز داشته شدیم و جمعه از ما ساقط شد اسماعیل می گوید: به جده ام گفتم : از کدام کار معروف دیگر باز

داشته شدید ، گفت: نوحه گری.

3- «عن ابن عمر الشیبانی انه رای عبدالله یخرج النساء من المسجد یوم الجمعة و یقول اخرجن الی بیوتکن خیر لکن»1 از پسر عمرو شیبانی روایت است که وی عبدالله بن مسعود رضی الله عنه را مشاهده نموده که زنان را روز جمعه از مسجد خارج می کرد و می گفت به خانه های تان بروید که برایتان بهتر است.

4-«کان لابراهیم ثلاث نسوة فلم یکن یدعهن یخرجن إلى جمعة ولا جماعة.»2 ابراهیم سه تا همسر داشت آنان را اجازه نمی داد که به جمعه و جماعت بروند.

1- رواه الطبرانی فی الکبیر و رجاله موثقون ، مجمع الزوائد ج2 ص 35  2- مصنف ابن ابی شیبه ج2 ص 385 

جواز خروج برای عیدین

1-            عن ابن عباس قال کان رسول الله صلى الله علیه وسلم یخرج بناته ونسائه إلى العیدین».1 حضرت عبدالله بن عباس رضی الله عنهما می فرماید: رسول الله صلی الله علیه وسلم دختران وهمسران خویش را برای عیدین خارج می کرد.

2- «عن علی قال حق على کل ذات نطاق أن تخرج ألى العیدین ولم یکن یرخص لهن فی شئ من الخروج إلا إلى العیدین».2 حضرت علی رضی الله عنه می فرماید: بر هر

1،2- مصنف ابن ابی شیبه ج2 ص182

 صاحب نطاق( پیش بند زنان که در هنگام کار   کردن بر کمر بندند) لازم است که برای عیدین خارج شوند و برای هیچ خروجی غیر از عیدین اجازه نمی داد.

3- ...أن علقمة والاسود کانا یخرجان نساءهما فی العیدین ویمنعانهن من الجمعة »1حضرت علقمه و اسود همسران خود را جهت رفتن به عیدین خارج می کردند و از جمعه آنان را منع می کردند .

کراهیت خروج برای عیدین

1-«عن إبراهیم قال یکره خروج النساء فی العیدین» ابراهیم رحمه الله می فرماید: خروج زنان برای عیدین مکروه است.1

2-«عن ابن عمر أنه کان لا یخرج نساءه فی العیدین». از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که او همسزرانش را برای عیدین خارج نمی کرد.2

3- «عن هشام بن عروة عن أبیه أنه کان لا یدع امرأة من أهله تخرج ألى فطر ولا إلى أضحى»3هشام بن عروه از پدرش روایت می کند که وی هیچ یک از زنان خانواده اش را اجازه نمی داد که برای عید فطر یا عید قربان بروند.

4- « کان القاسم أشد شئ على العواتق لا یدعهن یخرجن فی القطر والأضحى»

4قاسم نسبت به دختران جوان تازه بالغ بسیار سخت می

1،2،3،4- مصنف ابن ابی شیبه ج2 ص 183

 گرفت و اجازه خروج جهت عید فطر و عید قربان به آن ها نمی داد.

5- «عن إبراهیم قال کره للشابة أن تخرج إلى العیدین».1 ابراهیم رحمه الله می فرماید: برای زن جوان مکروه است که برای عیدین برود.

6- « از بن مبارک  و سفیان ثوری روایت است که در این زمان خروج زنان برای عیدین مکروه است.2

1- مصنف ابن ابی شیبه ج2 ص 183 2- ترمذی ج1 ص 71 

تشویق و ترغیب زنان جهت نماز در منزل

1-« عن ام حمید قالت: قلت : یا رسول الله یمنعنا ازواجنا ان نصلی معک و نحب الصلوة معک فقال رسول الله صلی الله علیه وسلم صلاتکن فی بیوتکن افضل من صلاتکن فی حجرتکن و صلاتکن فی حجرتکن افضل من صلاتکن فی الجماعة»1

1- مصنف ابی شیبه ج2 ص 384

ام حمید می فرمایند: گفتم یا رسول خدا شوهران ما نمی گذارند که ما همراه شما نماز بخوانیم در حالیکه ما دوست داریم همراه شما نماز بخوانیم ، آن حضرت فرمودند: نماز شما در خانه های تان بهتر است از نمازی که در چهار دیواری بخوانید و نمازی که در چهار دیواری منزل بخوانید بهتر است از نمازیکه در جماعت بهوانید.

در این حدیث دو نکته قابل توجه است 1- منع ازواج همرانشان را از رفتن به مسجد 2- شکایت زنان و پاسخ رسول الله صلی الله علیه وسلم.

      از حدیث معلوم می گردد که احادیث اذن به ابتدای اسلام محدود بوده تا حضور زنان در مساجد سبب تقویت ایمان آنان بگردد و از محضر رسول الله صلی الله علیه وسلم حداکثر استفاده را ببرند اما زمانی که علم و دانش شیوع بیشتری پیدا کرد نیازی به این نبود که زنان در مساجد حاضر شوند ، آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم به صورت تعریض و اشاره احادیثی را بیان فرمود و زنان را تشویق نمود که در خانه بمانند و آنجا به عبادت خدا مشغول شوند از اینجا بود که اصحاب گرامی رضوان الله علیهم اجمعین متوجه شدند و برخی رفتن همسرانشان را به مساجد ممنوع قرار دادند زنان وقتی که با این ممانعت روبو گشتند ناراض شدند و به محضر گرامی آن حضرت صلی الله علیه وسلم شکایت نموده عرض یا رسول الله شوهران ما این فضیلت را که ما با شما نماز جماعت بخوانیم را از ما گرفتند.آن حضرت صلی الله علیه وسلم این عمل اصحاب را محکوم نکرد بلکه با تشویق و ترغیب زنان را تائید نمود . از کلمات « یمنعنا ازواجنا» و« نحب الصلوة معک » مفهوم می گردد که تعداد کثیری از اصحاب دست به این کار زدند یک یا دو نفر نبودند.

2- « عن عبداللّه بن سوید الأنصاری، عن عمته أم حمید امرأة أبی حمید الساعدی أنها جاءت إلى النبی - صلى الله علیه وسلم - فقالت: "یا رسول اللّه، إنی أحب الصلاة معک. قال: قد علمت أنک تحبین الصلاة معی، فصلاتک فی بیتک خیر من صلاتک فی حجرتک، وصلاتک فی حجرتک خیر من صلاتک فی دارک، وصلاتک فی دارک خیر من صلاتک فی مسجد قومک، وصلاتک فی مسجد قومک خیر من صلاتک فی مسجدی قال: فأمرت فبنی لها مسجد فی أقصى بیت من بیوتها وأظلمه، فکانت تصلی فیه حتى لقیت اللّه- عز وجل» 1

1- صحیح ابن خزیمه ج3 ص 95

عیدالله بن سوید انصاری از عمه اش ابی حمید الساعدی روایت  می کند که عمه اش ( ام حمید) پیش پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد و گفت : یا رسول الله من دوست دارم همراه شما نماز بخوانم آن حضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند : من می دانم که نماز خواندن را همراه من دوست داری البته نماز تو در خانه ات بهتر است از نمازی که در حیاط منزل بخوانی و نمازت در سالن بهتر است از نمازی که در حیاط منزل بخوانی  و نمازت در آنجا بهتر است از نماز در مسجد من. آنگاه آن زن قانع شد و دستور داد در خلوت ترین و تاربک ترین مکان خانه اش مسجدی بنا کردند و تا دم مرگ آنجا نماز می خواند.

در این حدیث نیز پیامبر صلی الله علیه وسلم صراحتا به این زن دستور داد که در خانه نماز بخوان با وجودیکه زنان آن زمان بیش از اندازه حریص بودند که پشت سر پیامبر صلی الله علیه وسلم نمازشان را بخوانند اما پیامبر صلی الله علیه وسلم نماز زن را در خانه اش بهتر از آن قرار داد.

3- «عن عبد الله ، عن النبی صلى الله علیه وسلم قال : « صلاة المرأة فی مخدعها أفضل من صلاتها فی بیتها ، وصلاتها فی بیتها أفضل من صلاتها فی حجرتها »1 از حضرت عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که آن حضرت صلی الله علیه وسلم فرمود : نماز زن در مخدع ( اطاقی که داخل خانه درست می کنند و اشیاء گران قیمت در آنجا نگه داری می شود) افضل است از نمازی که در خانه بهتر است از از نمازی که در چهار دیواری منزل بخواند.

4-«عن عبد الله ، عن النبی صلى الله علیه وسلم قال : « إن أحب صلاة تصلیها المرأة إلى الله فی أشد مکان فی بیتها ظلمة » 2 از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: بهترین ومحبوب ترین نماز زن نزد خداوند ، نمازی است که در تاریک ترین مکان خانه اش آن را بخواند.

1-صحیح ابن خزیمه ج3 ص 95   2- صحیح ابن خزیمه ج3 ص 96

5-عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَنَّهُ قَالَ خَیْرُ مَسَاجِدِ النِّسَاءِ قَعْرُ بُیُوتِهِنَّ.»1 از ام سلمه رضی الله عنها روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند : بهترین مساجد برای زنان کنج خانه های شان است.

6- عن ابن عمر ، عن رسول الله صلى الله علیه وسلم قال : « صلاة المرأة وحدها تفضل صلاتها فی الجمیع خمسا وعشرین درجة »2

1-        رواه احمد، نیل الاوطار ج3 ص 149 ، صحیح ابن خزیمه ج3 ص  92   2-کنز العمال ج16 ص 416   

    از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که پیغمبر خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند: نمازی که زن به تنهایی بخواند بر نمازی که در جماعت بخواند بیست وپنج درجه فضیلت دارد.

 

مسائل متفرقه

1- برای زنان عیادت و تعزیت زن یا محرمش درست است.1

2- پوشیدن کفش مردانه برای زن حرام است.2

3- هر چه برای زینت باشد خواه لباس یا چیز دیگر در ایام عدت برای زن نادرست است.3

1،2،- فتاوای رشیدیه ص 580       3- فتاوای رشیدیه ج1 ص 585

4- در ایام حیض یا نفاس غیر از تلاوت قرآن اذکار دیگر برای زن درست است.1

5- دخول مسجد در ایام حیض ونفاس حرام است.2( جنایت نیز در همین حکم است)

6- در حکم حجاب عموم زنان با ازواج مطهرات برابرند و فرقی میان آنان وجود ندارد.3

7- ذبیحه زن حلال است شخصی که آن را حرام بداند گنه کار است.4

8- پوشیدن لباس مردانه برای زن و لباس زن برای مرد حرام است.5

9- اخذ بیعت از زن نزد اهل تصوف درست نیست.6

10- مرشدی که با زنان روبرو می نشیند و با دادن دست از آن ها بیعت می گیرد با چنین پیر و مرشدی بیعت کردن و دست دادن زن به او حرام است زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم هنگام بیعت دست زنان را نمی گرفت.7

1- عزیز الفتاوی ج1 ص 157 2- عزیز الفتاوی ج5 ص 32  3- عزیز الفتاوی ج1 ص 145  4- عزیز الفتاوی ج1 ص 203   5- عزیز الفتاوی ج1 ص 213

11- اگر زن حجاب شرعی ندارد و مرد از این عمل وی ناخشنود است و کررا به او تذکر می ذهد بر مرد گناهی نیست اما اگر مرد هم از این عمل او راضی است یقینا سخت گنه کار می باشد.1

12- بعد از تکمیل شده اعضاء بچه در شکم مادر کوشش نمودن جهت سقط آن گناهش بسیار سنگین و در حکم قتل نفس محسوب می شود استعمال چنین دارو هرگز درست نیست.2

13- آمدن زنان جلو پیر ومرشد حرام است و در هیچ صورتی درست نیست ، البته اگر خوف فتنه نباشد صحبت نمودن ( از پشت پرده) جایز و گرنه حرام و ممنوع می باشد.3

14- حجاب از نابینا هم واجب است.4

15- از نظر شرع مقدس اسلام پسر پانزده ساله بالغ محسوب می شود و تمام احکام بالغین بر وی مترتب می گردد بنابراین حجاب هم از وی فرض و لازم است.5

16- شوهردر هفته یک بار همسرش را از دیدار والدین منع نکند این در صورتی است که

1-     فتاوای رشیدیه ص 187 2- فتاوای رشیدیه ص 544   3- فتاوای رشیدیه ص 589     4، 5 – عزیز الفتاوای ج1 ص 794

      والدین به خانه ی دخترشان نیایند و اگر والدین آنجا می روند شوهر آن ها را باز ندارد آنان می توانند در هفته یکبار دیداربینی کنند.1

17- خرج ومخارج سفر جهت ملاقا بر مرد، واجب نیست نیز بدون رضایت شوهر زن نمی تواند نزد والدینش بماند.2

18- پیر ومرشد اگر از مستوراتی که مریدانش هستند پرده نمی کند  قابلیت بیعت را ندارد.3

19-شخصی که همسرش بی حجاب است فاسق وامامتش مکروه تحریمی است ، چنین شخصی قابلیت امامت را ندارد و باید از امامت معزول شود ، کسانی که امامت چنین فردی را می پسندند گنه کارند.4

20- در این زمان بلکه از زمانه ی بسیار قدیم شرکت زنان در مساجد و عیدگاه جهت نماز جماعت ممنوع قرار داده  شده چنانکه در احادیث وارد شده است ، در « در المختار» آمده و « و یکره حضورهن الجماعة لو بجمعة و عید و وعظ مطلقا».5

1-                   عزیز الفتاوای ج1 ص 157  2- احس الفتاوی ج5 ص 32 3- عزیز الفتاوی ج1 ص 145   4- عزیز الفتاوی  ج1 ص 203 5  - عزیز الفتاوی ج1 ص 213

21- اگر زنی حافظ قرآن است و در نماز تراویح یا نفل به همراه  محارمش در مکانی که غیر از آنها کسی دیگر نباشد ، قرائت با صدای بلند بخواند جایز نیست ، زیرا کلام زن نزد بعضی عورت است.1

            22- اگر زن مرد، شوهر می تواند به صورت او نگاه کند در تجهیز وتکفین او شریک باشد و جنازه اش را حمل نماید البته نمی تواند آن را غسل بدهد و به بدنش دست بزند .اگر شوهر مرد ، علاوه از این امور همسرش می تواند به او غسل هم بدهد.2

1- عزیز الفتاوی ج1  ص 236    2- عزیز الفتاوی ج1 ص 325

 

 

         23- ممانعت زنان فاسقه و بدکار از آیه «وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ- ال قوله تعالی-أَوْ نِسائِهِنَّ » بدست می آید.1

         24- از آیه های «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى»، «غَیرَ مُتَبِرِّجاتٍ بِزینَةٍ»  ، « وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ» معلوم می شود که برای زن رفتن به بازار یا ظاهر شدن در اجتماعات یا پیش نامحرم ، با زینت و آرایش قطعا حرام است البته اگر حاجتی پیش آمد با لباس کهنه و هیاتی نا پسند با برقعه خارج گردد ، لقوله تعالی «یُدنینَ عَلَیهِنَّ مِن جَلابیبِهِنَّ»و لقوله تعالی « إلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا». در در المختار موجود است : «وتمنع المرأة الشابة من کشف الوجه بین الرجال لا لانه عورة بل لخوف الفتنة»2

1- امداد الفتاوی ج4  ص 187      2- امداد الفتاوی ج4 ص 188

25- زنی که در منزل مشغول کار وفعالیت است نمی تواند سرش را ظاهر کند البته ظاهر نمودن      ذراعین جایز است.1

26- ارضاء غریزة ی شهوانی دو زن با همدیگر به هر  صورتی که باشد قطعا حرام است.2

27- تا زمانی که در جنین روح دمیده نشده اسقاط آن در حکم قتل نفس  نیست لیکن بدون ضرورت مکروه و بنا بر عذر جایز است ، البته بعد از نفخ روح اسقاط آن حرام و گناه کبیره و در جکم قتل نفس زکیه می باشد.3    

28- استفاده از وسایل جلوگیری از حاملگی بدون عذر مذموم و با عذر جایز است ، مثلا زنی که از نظر جسمانی ضعیف است یا خیلی زود بچه دار می گردد و بر اثر آن تندرستی مادر و یا سلامتی خود بچه با خطر مواجه می گردد در این صورت جایز است.4

29- تصور زنی که در حال حاضر در نکاحش نیست جهت حصول تلذذ حرام است ، فذقی نمی کند که آن زن زنده باشد یا مرده        ، قبلا در نکاحش بوده یا اراده نکاح او را داشته باشد بهر صورت تصور او حرام است.5

1-      امداد الفتاوی ج4 ص 90   2- 2، 3 – امداد الفتاوی ج4 ص 193  امداد الفتاوی ج4 ص 194            4- امداد الفتاوی ج4 ص 160

30-باز داشتن زن بیوه از نکاح ثانی جایز نیست و اگر آن راننگ و عار بداند اندیشه ی کفر است.1

31- قرار گرفتن زن جوان در مقابل مرد اجنبی از روی قرآن ، حدیث و فقه جایز است و هنگام ضرورت ونیاز باید با برقعه خارج گردد.2

32- کسانی که همسران خود را بر خانه نشینی مجبور می کنند و اجاز ه خروج از چهار دیواری را بدون برقعه به آن ها نمی دهند ، کاملا مطابق با قرآن و حدیث عمل می نمایند و به این افراد به علت مسدود ساختن ابواب مفاسد و فتنه ها اجر عظیم می رسد.3

33- از « إلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا » چنین فهمیدن که خداوند به زنان اجازه داده که در جلو مردان بیگانه چهره را ظاهر کنند هرگز قلبل قبول نیست.4

34- عورت نبودن وجه وکفین به این معنی است که بنابر عذر ظاهر ساختن آن جایز است نه اینکه در جلو بیگانگان ظاهر نمودن آن جایز باشد.5

1- امداد الفتوای ج4 ص 160      2- امداد الفتاوی ج4 ص 168  3،4 – امداد الفتاوی ج4 ص 172     5- امداد الفتاوی ج4 ص 180

35- بوسه زدن زن بر دهان یا چهره زنی دیگر به وقت ملاقات یا حداحافظی درست نیست.1

36- ستر فرض است و حجاب به نظر مصلحت واجب2.

37- اگر زن بیوه را به وسیله دارو یا وسایل دیگر جهت فریب دادن شوهر باکره جلوه داده به او بدهند این عمل حرام است.3

38- سفر نمودن زن بدون محرم جایز نیست.4

39- ستری که در نماز شرط است غیر از وجه و یدین و قدمین همه جسم را شامبل است و ستر عرفی که نظر به حفظ عصمت است شامل وجه و یدین و قدمین نیز می باشد.5

40- خروج شیر از پستان زن ، ناقص وضو نیست.6

41- اگر زنی احتلام شد یا در بیداری همراه با شهوت منی خارج شد غسل بر وی فرض است.7

42- اگر مرد قصدا انگشتن را در شرمگاه زن فرو برد یا زنی در اندام

1-امداد الفتاوی ج 4 ص 170   2- الفتاوی الهندیة ج5 ص 369   3- امداد الفتاوی ج4 ص 170   4- امداد الفتاوی ج4 ص 168 5- امداد الفتاوی ج 4 ص 189 6-کفایت المفتی ج2 ص 38 7- فتاوی دار العلوم دیوبند ج1 ص 126      8- فتاوی دار العلوم دیوبند ج1 ص 152

نهانی زنی دیگر دارو گذاشت یا به قصد معالجه نگاه کرد بر زن غسل واجب نیست.1

43- رطوبتی که از شرمگاه زن هنگام همبستری خارج می گردد نجس است اگر بر لباس یا عضوی از بدن رسید شستن آن لازم است.2

44- کوتاه کردن موی سر برای زن حرام است.3

45- اگر زن حامله ای مرد ، در حالیکه بچه در شکمش زنده است  و حرکت می کند خارج نمودن  طفل از شکم زن با عمل جراحی درست است در غیر این صورت جایز نیست.4

46- خواندن قرآن برای جنب و حائض جایز نیست و خواندن حدیث جایز است البته اگر آیات قرآنی را که معنی دعائی دارند بقصد دعا بخواند نزد اکثر جایز می باشد.5

47- اگر زنی برای نخستین بار وضع حمل نمود خون نفاسش بعد از چهار روز قطع شد چون نخستین بار است و ایام عدتش معلوم نیست شوهر

1-فتاوی دار العلوم دیوبند ج1 ص 152  2- فتاوی دار العلوم دیوبند ج1ص 314   3-امداد الفتاوی ج4 ص 216    4- امداد الفتاوی ج 4 ص 196   5- امداد الفتاوی ج 1 ص 51    

می تواند با وی عمل مجامعت انجام دهد و منتظر ماندن تا 40 روز لازم نیست.1

48-  اگر آب به بیخ موهای بافته شده ی زن می رسد باز کردن گیسوها هنگام غسل لازم نیست.2

49- خونی که بعد از سقط علقه ( خون بسته) یا مضعه ( پاره گوشت) می آید نفاس نیست.3

50- حملی که اعضایش مشخص نشده سقط شد اگر مدت پاکی قبلی ( 15 روز) کامل بوده خونی که مشاهده می گردد و تا سه روز ادامه یابد حیض و الا استحاضه می باشد.4

52- شوهر دختر رضاعی محرم است.5

53- اگر شخصی با مادر زنش زنا کند همسرش بر وی حرام می گردد.6

54- اگر شخصی با زنی زنا کرد نمی تواند دختر آن زن  را در عقد خویش دربیاورد و برای همیشه بر زانی حرام می گردد.7

1- امداد الفتاوی ج1 ص 16   2- امداد الفتاوی ج1 ص 44    3- امداد الفتاوی ج1 ص 45   4- امداد الفتاوی ج1 ص 46   5- عزیز الفتاوی ج1 ص 393      6- عزیز الفتاوی ج1 ص 402   7- عزیز الفتاوی ج1 ص 534

55- اگر شخصی با مادر رضاعی همسرش زنا کرد زنش بر وی حرام می گردد.1

56- تمام اولاد پدر رضاعی و مرضعه ( شیر دهنده) بر رضیع(شیر دهنده) حرام می گردند ، یعنی برادر و خواهر شیر خورنده می شوند.2

57- اگر شوهر پستان زوجه اش را مکید و شیر خورد این عمل جایز نیست اما زوجه بر او حرام نمی گردد زیرا بعد از مدت رضاعت ( دو سال) رضاع ثابت نمی شود.3

58- زنی که برادر و یا یکی از محارمش شراب خوار ، زانی وفاسق است اگر از وی در حجاب باشد حق به جانب است وقابل ملامت نیست.4

1- عزیز الفتاوی ج1 ص 535    2- عزیز الفتاوی ج1 ص 544  3- عزیز الفتاوی ج1 ص 564      4- عزیز الفتاوی ج1 ص 758

 

  

 

 


[ ۱۳۸٩/۱/۱۱ ] [ ٧:۳۱ ‎ق.ظ ] [ مولانا مفتی عبدالصمد غیاثی ] [ نظرات () ]
........

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مدرس حوزه علمیه
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
امکانات وب
onvan